قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۱۴۰۵/۰۵/۱۳

روایت ۲۲ کیلومتر عشق حسینی از گناباد تا کاخک

گناباد- مسیری ۲۲ کیلومتری از گناباد تا بقعه متبرکه امامزاده سلطان محمد عابد(ع) در کاخک که هر سال، با حضور پرشور مردم، جلوه‌ای از فرهنگ اربعین را در جنوب خراسان رضوی به نمایش می گذارد.
 روایت ۲۲ کیلومتر عشق حسینی از گناباد تا کاخک

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها-هادی شمسی ثانی: ساعت هنوز به چهار و نیم صبح نرسیده است؛ از میدان پیام نور گناباد که حرکت می‌کنم، هنوز خورشید از پشت افق سر برنیاورده اما نخستین گروه‌های مردم به سمت شهر کاخک به راه افتاده‌اند.

امروز بیشتر از صدای بوق و ترافیک ماشین‌ها و شتاب همیشگی آغاز یک روز کاری، صدای قدم‌ها و نوای مداحی‌هایی در فراق کربلاست و صدای سلام‌هایی که غریبه‌ها را در چند ثانیه به هم‌سفر تبدیل می‌کند.

پیرمردی عصایش را آرام روی زمین می‌گذارد و زیر لب ذکر می‌گوید. چند قدم آن‌طرف‌تر، پسربچه‌ای که شاید هفت یا هشت سال بیشتر نداشته باشد، پرچم کوچکی را با هر دو دست گرفته و با ذوق، خودش را به پدرش می‌رساند. دختر نوجوانی بند کفش مادرش را می‌بندد تا دوباره راه بیفتند.

خورشید تازه از پشت کوه‌ها بالا می‌آید؛ نور طلایی‌اش روی پرچم‌های سیاه و قرمز یاحسین(ع) و یالثارات می‌افتد و به جاده رنگ دیگری می‌دهد.

اینجا دیگر جاده همیشگی گناباد به کاخک نیست؛ برای مردمی که پا در این مسیر گذاشته‌اند، اینجا امتداد همان طریق‌الحسین است. شاید فاصله‌اش با نجف هزاران کیلومتر باشد، اما فاصله دل‌ها با کربلا، به اندازه یک «السلام علیک یا اباعبدالله» هم نیست.

در نخستین کیلومترهای مسیر، هنوز خستگی معنا ندارد، همه با انرژی راه می‌روند بعضی‌ها تسبیح در دست دارند، بعضی قرآن کوچکی را در جیب گذاشته‌اند، عده‌ای هم فقط سکوت کرده‌اند؛ سکوتی که گاهی از هزار جمله بلندتر است.

کمی جلوتر، نخستین موکب‌ها خودنمایی می‌کنند، از دور، بخار چای آتشی در هوای خنک ابتدای صبح بالا می‌رود؛ چند جوان استکان‌ها و لیوان‌ها را پشت سر هم پر می‌کنند و یکی با صدای بلند می‌گوید:

بفرمایید زائر امام حسین... چای تازه دم آماده است.

هیچ‌کس از کنار موکب بی‌تفاوت رد نمی‌شود.

نه به خاطر تشنگی؛ بلکه به احترام دستی که با عشق استکان چای را تعارف می‌کند.

چند ده متر جلوتر، گروهی مشغول پخش صبحانه هستند، از آن‌ها می‌پرسم از چه زمانی مشغول آماده‌سازی شده‌اند، عابدی یکی از همان‌هایی که آثار خستگی و بی‌خوابی در چهره‌اش پیداست اما لبخندش محو نمی‌شود، می‌گوید: از چند شبانه‌روز قبل؛ خرید، بسته‌بندی، آماده کردن وسایل، هماهنگی با خیران، پخت غذا... این کارِ یک شب نیست. خیلی‌ها این چند روز اصلاً استراحت درست و حسابی نداشتند.

کنار او جوانی که مشغول ریختن چای است، حرفش را ادامه می‌دهد و می‌گوید: موکب را یک نفر برپا نمی‌کند. یکی قند آورده، یکی چای، یکی آتش رو راه انداخته و یکی هم فقط آمده و مشغول ظرف شستن است. اینجا هر کس هرچه داشته آورده؛ پول، وقت، توان یا حتی فقط یک جفت دست برای کمک.

رضایی وقتی این جمله را می‌گوید، نگاهش به صف زائرانی می‌افتد که بی‌وقفه از مقابل موکب عبور می‌کنند.لبخند می‌زند و دوباره استکان بعدی را پر می‌کند.

هرچه جلوتر می‌روم، تعداد موکب‌ها بیشتر می‌شود. یکی شربت خنک می‌دهد، یکی آش، یکی شله، یکی بستنی، برخی‌ها ساندویچ و عده‌ای هم فقط آب سرد.

هر کدام تلاش می‌کنند سهم کوچکی در خدمت به زائران داشته باشند.

این همان تصویری است که سال‌ها در مسیر نجف تا کربلا دیده بودم؛ جایی که هیچ‌کس از زائر نمی‌پرسد اهل کجاست، چه شغلی دارد یا از کدام شهر آمده است.

اینجا هم همان حال و هوا جریان دارد، از بلندگوی یکی از موکب‌ها، نوای آشنای میثم مطیعی پخش می‌شود؛ مرثیه‌ای درباره حسرت جاماندن از پیاده‌روی اربعین و آرزوی قدم زدن در مسیر نجف تا کربلا.چند نفر بی‌اختیار با آن زمزمه می‌کنند.

مرد جوانی که کنار جاده ایستاده، سرش را پایین انداخته است. اشک‌هایش را پاک می‌کند و دوباره راه می‌افتد.

چند صد متر جلوتر، موکب دیگری صدای محمدحسین پویانفر را پخش می‌کند؛ نوحه‌ای که از دوری کربلا و دلتنگی برای حرم می‌گوید.

انگار هر نوحه، بخشی از دل مردم را روایت می‌کند؛ هیچ‌کس چیزی نمی‌گوید، فقط قدم‌ها آرام‌تر می‌شود؛ بعضی‌ها زیر لب همراه نوحه زمزمه می‌کنند و بعضی‌ها اشک می‌ریزند و بعضی فقط به روبه‌رو خیره شده‌اند؛ انگار جاده‌ای را می‌بینند که از اینجا تا بین‌الحرمین امتداد پیدا کرده است.در همین حال، پیرمردی که از ابتدای مسیر چند بار او را دیده‌ام، کنارم می‌ایستد.

نگاهش را از جاده برنمی‌دارد و آرام می‌گوید: آدم وقتی این صداها را می‌شنود، دیگر اینجا نیست... دلش رفته کربلا و دوباره، بی‌آنکه منتظر پاسخ بماند، قدم‌هایش را از سر می‌گیرد.اینجا هیچ‌کس تنها نیست؛ حتی اگر تنها آمده باشد.

هر چند متر، دستی برای سلام دراز می‌شود، بطری آبی تعارف می‌شود یا کسی بی‌مقدمه می‌پرسد: «خسته نشدی؟»همین چند کلمه ساده، فاصله آدم‌ها را از بین برده است.

در پیاده‌روی اربعین، آدم‌ها پیش از آنکه نام همدیگر را بدانند، همدیگر را «زائر» صدا می‌زنند و اینجا هم همان رسم نانوشته جریان دارد.

چند کیلومتر از شهر فاصله گرفته‌ایم که خورشید حالا کاملاً بالا آمده و گرمای مرداد کم‌کم خودش را نشان می‌دهد، اما هیچ نشانی از کم شدن جمعیت از دور دیده نمی‌شود.

روایت های شیرین

محمدیان یکی از جوانانی است که پرچم بزرگی را روی دوش گرفته، نفس‌نفس می‌زند اما حاضر نیست آن را به کسی بسپارد و می‌گوید: سنگین است، اما دوست دارم تا آخر مسیر خودم حملش کنم. این هم سهم من از امروز است.

چند قدم جلوتر، مادری کالسکه فرزند خردسالش را هل می‌دهد. از او می‌پرسم سخت نیست؟ لبخندی می‌زند و بدون آنکه سرعت قدم‌هایش کم شود، می‌گوید: اگر مادران کربلا سختی کشیدند، این چند کیلومتر که چیزی نیست.

جوابش کوتاه است، اما تا چند دقیقه ذهنم را درگیر می‌کند.

در یکی از موکب‌های بزرگ مسیر، ازدحام بیشتری به چشم می‌خورد.

چند دیگ بزرگ شله برای صبحانه روی اجاق گازهای یکی از موکب‌ها است که حالا کار توزیع آن را نیز شروع کرد.جوان‌ها با سرعت ظرف‌ها را پر می‌کنند.

پشت سر هم لیوان‌های شربت بین مردم توزیع می‌شود.

کسی دستور نمی‌دهد وکسی منتظر تشکر نیست، اینجا هر کس خودش کاری را برداشته و انجام می‌دهد.

مسئول موکب فرصت زیادی برای گفت‌وگو ندارد. هر چند ثانیه یک نفر صدایش می‌زند.با این حال، چند دقیقه‌ای کنار دیگ غذا می‌ایستد و می‌گوید: از چهار روز قبل، اینجا تقریباً تعطیل نشده است.جوان‌ها وسایل را آوردند، خیران مواد غذایی رساندند. خیلی‌ها حتی نخواستند اسمشان جایی گفته شود. فقط گفتند اگر قبول است، برای امام حسین(ع) باشد.

از محمدزاده می‌پرسم امسال چند نفر در موکب خدمت می‌کنند.

لبخندی می‌زند، نگاهی به اطراف می‌اندازد و می‌گوید: راستش نمی‌توانم تعداد دقیقی بگویم. هر ساعت چند نفر دیگر می‌آیند و آستین بالا می‌زنند. بعضی‌ها یک ساعت می‌مانند، بعضی‌ها تا آخر شب. اینجا کسی شیفت ندارد؛ هر کس هر چقدر بتواند، خدمت می‌کند.

در همین لحظه، نوجوانی که سینی چای در دست دارد، میان حرفمان می‌دود و با عجله می‌گوید:حاج‌آقا... لیوان کم آوردیم.

مرد، گفت‌وگو را نیمه‌کاره رها می‌کند و با همان لبخند می‌رود.

کریمی یکی دیگر از جوانانی است که لباس خادمی بر تن دارد و می‌گوید: پدرم همیشه می‌گوید اگر می‌خواهی خادم امام حسین(ع) باشی، فقط چای دادن نیست؛ باید نگذاری مسیر زائر کثیف شود.

چند متر آن‌طرف‌تر، گروهی از نیروهای امدادی زیر سایه چادر ایستاده‌اند، فشار خون سالمندان را اندازه می‌گیرند و برای پاهای تاول‌زده پانسمان آماده کرده‌اند.در طول مسیر، چهره‌های آشنا کم نیستند.

استاد دانشگاه کنار کارگر ساختمانی راه می‌رود؛ کشاورز کنار پزشک، روحانی کنار ورزشکار و ...، اینجا هیچ‌کس جایگاه اجتماعی دیگری را نمی‌پرسد، چراکه همه یک عنوان دارند؛ زائر.همین واژه، فاصله‌ها را برداشته است.در میان جمعیت، پیرزنی توجهم را جلب می‌کند.

قدش خم شده، اما قدم‌هایش منظم است. دختری جوان بازویش را گرفته است.

از او می‌پرسم خسته نشده‌اید؟می‌گوید: خسته که می‌شوم، اما هر وقت می‌خواهم بنشینم، یاد اسارت اهل‌بیت(ع) می‌افتم. بعد با خودم می‌گویم هنوز که راهی نرفته‌ای...دیگر چیزی برای پرسیدن باقی نمی‌ماند.

اندکی جلوتر، صدای نوحه دوباره در مسیر می‌پیچد. این بار، چند نفر از جوان‌ها آرام با آن هم‌خوانی می‌کنند. هیچ هیجانی در کار نیست و فقط دلتنگی است؛ دلتنگی برای جاده‌ای که هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر ادامه دارد.

سعادتی مرد حدود چهل ساله‌ای کنار جاده ایستاده و به پرچمی که در باد تکان می‌خورد خیره شده است و در گفتگو با خبرنگار مهر می‌گوید: تا کنون چندین بار برای شرکت در اربعین حسینی به عراق رفتم ولی امسال قسمت نشد. تا دیشب اصلاً حال و حوصله نداشتم از خانه بیرون بیایم. همسرم گفت اگر کربلا نرسیدی، این راه را از دست نده. حالا که آمده‌ام، احساس می‌کنم خدا نگذاشته از قافله جا بمانم. کمی مکث می‌کند. به جمعیتی که آرام آرام پیش می‌روند نگاه می‌کند و ادامه می‌دهد: اربعین فقط عراق نیست؛ اربعین یعنی آدم دلش را راهی کند.

هرچه به کاخک نزدیک‌تر می‌شویم، جمعیت بیشتر می‌شود، دیگر کمتر کسی تنها راه می‌رود؛ گروه‌های خانوادگی و دوستانه به هم رسیده‌اند. کودکانی که در ابتدای مسیر پرانرژی بودند، حالا روی شانه پدرها نشسته‌اند یا خود را به ماشین‌هایی که از مسیر آسفالت به سمت کاخک می‌روند، رسانده‌اند.

خورشید حالا درست بالای سر ایستاده است، عرق از پیشانی مردم سرازیر شده، کفش‌ها خاکی شده‌اند، پاها خسته‌اند. اما عجیب است؛ هرچه جسم خسته‌تر می‌شود، حال دل‌ها سبک‌تر به نظر می‌رسد.

در این میان، مردی که بطری‌های آب را میان مردم پخش می‌کند، زیر لب جمله‌ای می‌گوید که تا پایان مسیر در ذهنم می‌ماند: راه که برای حسین(ع) باشد، خستگی‌اش هم شیرین است. کد مطلب 6908295



۱۲ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

یک کشته و 4 مصدوم دستاورد واژگونی خودرو در محور بجستان به مه‌ولات

به گزارش ایلنا، محمدحسین اسماعیل‌زاده به تشریح جزئیات این خبر پرداخته و در این رابطه افزود: گزارشی مبنی بر وقوع حادثه رانندگی واژگونی یک دستگاه خودروی سواری تارا در محور مواصلاتی بجستان به مه‌ولات، به سامانه 115 مرکز ارتباطات اورژانس اعلام شد.

وی ادامه داد: در این راستا بلافاصله آمبولانس و بالگرد اورژانس هوایی دانشگاه علوم پزشکی شهرستان گناباد به محل وقوع حادثه اعزام شدند. در این حادثه رانندگی یک نفر از سرنشینان خودرو به علت شدت جراحات وارد شده در محل حادثه جان خود را از دست داد.

رئیس اورژانس پیش‌بیمارستانی و مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهرستان گناباد اظهار داشت: هر 4 نفر مصدوم این حادثه رانندگی نیز پس از دریافت اقدامات اولیه درمانی برای ادامه روند درمان به مراکز درمانی منطقه اعزام شدند. انتهای پیام/


۸ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

شجاعت مبارزاتی، فکری و علمی، شاخصه بارز رهبر شهید - تسنیم

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد،آیت الله احمد مروی، تولیت آستان قدس رضوی، در همایش «جایگاه و کارکرد علوم اسلامی در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی»، با اشاره به ویژگی‌های علمی و شخصیتی رهبر شهید انقلاب اسلامی، اظهارکرد: ایشان حقیقتاً یک استثنا بودند؛ همان‌گونه که امام راحل نیز، شخصیتی استثنایی داشتند.

وی افزود: اگر رهبر شهید انقلاب اسلامی مسئولیت رهبری و حتی جایگاه ولایت‌فقیه را نیز بر عهده نمی‌گرفتند، قطعاً به عالمی بزرگ و برجسته تبدیل می‌شدند؛ چراکه از ویژگی‌های علمی و شخصیتی ممتازی، برخوردار بودند.

استعدادی که با تلاش علمی شکوفا شد

تولیت آستان قدس رضوی با اشاره به ویژگی‌های ذاتی رهبر شهید انقلاب اسلامی، استعداد بسیار بالا، هوش سرشار و حافظه قوی را از جمله برجستگی‌های ایشان برشمرد و گفت: این ویژگی‌ها گاهی به‌اندازه‌ای بود که انسان از شدت شگفتی در برابر آن، به حیرت می‌افتاد.

آیت‌الله مروی در ادامه، بخشی دیگر از ویژگی‌های رهبر شهید را اکتسابی دانست و تصریح کرد: این خصوصیات می‌تواند برای طلاب جوان الگو باشد؛ چراکه بخشی از برجستگی‌های علمی و شخصیتی انسان، محصول تلاش، تمرین و مجاهدت است.

وی با تأکید بر اهتمام ویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی به مطالعه، اظهار کرد: ایشان بسیار اهل مطالعه بودند و هیچ فرصتی را برای مطالعه، از دست نمی‌دادند.

تولیت آستان قدس رضوی، ادامه داد: رهبر شهید انقلاب اسلامی کتاب‌ها و مجلات بسیاری مطالعه می‌کردند و از سرعت مطالعه بالایی نیز برخوردار بودند. کتاب‌های متعددی نیز از سوی نویسندگان و ناشران، برای ایشان ارسال و اهدا می‌شد.

از درس حوزه تا محافل ادبی

آیت‌الله مروی، ارتباط گسترده با طیف‌های مختلف علمی و فرهنگی را از دیگر ویژگی‌های برجسته رهبر شهید انقلاب اسلامی دانست و گفت: ایشان از دوران جوانی ارتباط خود را با جریان‌های مختلف علمی، ادبی و فرهنگی، حفظ کرده بودند.

وی، افزود: رهبر شهید انقلاب اسلامی در درس استادانی همچون شیخ هاشم قزوینی، شیخ مجتبی قزوینی و آیت‌الله میلانی شرکت می‌کردند، اما ارتباط ایشان به فضای حوزه محدود نبود و در جلسات انجمن‌های ادبی و محافل شاعران، نویسندگان و اصحاب قلم نیز، حضور داشتند.

تولیت آستان قدس رضوی با اشاره به حضور رهبر شهید در جلسات ادبی پرویز خرسند و دیگر ادیبان، این ویژگی را نشانه‌ای از گستره ارتباطات علمی و فرهنگی ایشان دانست.

شجاعت علمی؛ از ترجمه سید قطب تا  مبارزه با آمریکا

آیت‌الله مروی، شجاعت در بیان مسائل علمی و آنچه را انسان به آن می‌رسد، از دیگر ویژگی‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی عنوان کرد و گفت: ایشان در عرصه علمی و تحقیقی بسیار شجاع بودند و هرجا به نتیجه‌ای می‌رسیدند، با شجاعت، آن را مطرح می‌کردند.

وی ترجمه آثار سید قطب را نمونه‌ای از این شجاعت علمی و فکری دانست و افزود: ترجمه کتاب سید قطب در آن زمان، کاری بسیار شجاعانه و جسورانه بود. 

تولیت آستان قدس رضوی، خاطرنشان کرد: همین روحیه شجاعت در عرصه مبارزه و رهبری نیز در شخصیت ایشان وجود داشت؛ یک روز در عرصه مبارزه با آمریکا و روز دیگر در عرصه علمی و ترجمه یک کتاب، این خصلت خود را، نشان می‌داد.

افق دیدی که به جهان می‌اندیشید

آیت‌الله مروی، بلندنگری و برخورداری از افق دید وسیع را از دیگر ویژگی‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی برشمرد و اظهار کرد: خاطراتی که ایشان در جلسات مختلف نقل می‌کردند، نشان‌دهنده نگاه عمیق و بلندایشان به مسائل بود.

وی، ادامه داد: رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره بر این نگاه تأکید داشتند که باید پرچم اسلام را در جهان به اهتزاز درآورد؛ آن هم در شرایطی که دنیای کفر و الحاد گسترده بود.

جامع‌نگری در حوزه علم و دین

تولیت آستان قدس رضوی همچنین جامع‌نگری را از ویژگی‌های برجسته رهبر شهید انقلاب اسلامی دانست و گفت: ایشان گرفتار تعصب و نگاه‌های غیرمنطقی و ایستا نبودند و مسائل را با نگاهی جامع و عمیق بررسی می‌کردند.

آیت‌الله مروی با اشاره به اهتمام رهبر شهید به تدریس فلسفه در حوزه‌های علمیه افزود: برخی از بزرگان نسبت به تدریس فلسفه در حوزه انتقاد داشتند و این انتقادات را به‌صورت شفاهی و کتبی به ایشان منتقل می‌کردند، اما رهبر شهید با نگاه جامع و عمیقی که داشتند، به این نتیجه رسیده بودند که فلسفه برای حوزه‌های علمیه، ضرورت دارد.

وی تأکیدکرد: مجموعه این برجستگی‌های ذاتی و اکتسابی بود که رهبر شهید انقلاب اسلامی را حقیقتاً به مردی بزرگ، عالمی جلیل‌القدر و شخصیتی استثنایی تبدیل کرد.

انتهای پیام/282  


۱۰ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

نرخ لباس فرم دانش‌آموزان مشهد اعلام شد

به گزارش گروه استان های خبرگزاری دانشجو، بر اساس اعلام اداره انجمن اولیا و مربیان آموزش و پرورش خراسان رضوی، حتی در صورت تفاوت جنس یا نوع پارچه، تولیدکنندگان لباس فرم مدارس اجازه دریافت وجه بیشتر از مبالغ تعیین‌شده در نرخنامه را ندارند. همچنین به مدارس توصیه شده است از تغییر طرح، رنگ و مدل لباس فرم دانش‌آموزان در سال تحصیلی پیش‌رو خودداری کنند.

در این اطلاعیه تأکید شده است والدین در صورت مناسب بودن سایز و وضعیت لباس فرم سال گذشته، می‌توانند از همان لباس برای سال تحصیلی جدید استفاده کنند. همچنین والدین می‌توانند شکایات و اعتراضات خود درباره لباس فرم مدارس را از طریق پیامک به شماره ۳۰۰۰۶۱۰۳۱۱ اعلام کنند.




 چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

چرا علی‌بابا بخش بازی‌های ویدئویی خود را فروخت؟

دنیای اقتصاد: گروه علی‌بابا در حال فروش بخش بازی‌های ویدئویی خود در معامله‌ای به ارزش حداقل 1.5‌میلیارد دلار است، چرا که این شرکت چینی تمرکز خود را به هوش مصنوعی معطوف کرده است. به نوشته وال‌استریت ژورنال، بر اساس یک یادداشت داخلی که توسط وال‌استریت ژورنال مشاهده شد،

 اظهارات جدید ترامپ درباره مذاکره و توافق با ایران
۴ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

اظهارات جدید ترامپ درباره مذاکره و توافق با ایران

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر با اظهارات متناقض درباره ایران که دیگر در افکار عمومی جهان و محافل دیپلماتیک غیر قابل باور تلقی می شود ، ادعا کرد: «من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.»

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.

 راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است
۶ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | تصمیماتی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند بسیار پرهزینه است

حسین راغفر معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

 نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم
۲۸ دقیقه قبل / روزنامه شرق

نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم

«دایی وانیا» برای حسن معجونی فقط بازخوانی و اجرای یکی از شناخته‌شده‌ترین متن‌های چخوف نیست؛ مواجهه‌ای دوباره با آدم‌هایی است که در میانه ملال، ناکامی، عشق‌های نافرجام و رؤیاهای ازدست‌رفته، همچنان به زندگی چنگ می‌زنند. معجونی که سال‌هاست نامش با تئاتر و تجربه‌های متفاوت اجرائی گره خورده، این‌ بار به سراغ جهانی رفته که شاید بیش از همیشه به زمانه ما نزدیک است.

 بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است
۵۳ دقیقه قبل / خبرگزاری مهر

بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است

سخنگوی وزارت امور خارجه در واکنش به اعلام تحریم‌های جدید اقتصادی علیه ایران در حساب کاربری خود نوشت: اعلام تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، اعلان جنگ به همه دولت‌ها است.