
به گزارش خبرنگار مهر، سومین نشست از مجموعه «رمان و جنگی که میسازد» با موضوع «رمان دفاع علیه رمان جنگ» در خانه علوم انسانی ایران برگزار شد. سمیه عالمی و محمدرضا یزدانینژاد، نویسندگان حاضر در این نشست، با میزبانی فردین آریش، نویسنده و روزنامه نگار درباره تفاوت رمان دفاع با ادبیات جنگ و ضدجنگ، نسبت فرم رمان با انسان ایرانی، امکان روایت «سوژه مقاوم»، آسیب سفارشنویسی و نقش آموزش در بازتولید الگوهای وارداتی، سخن گفتند. حاصل گفتوگو این بود که رمان دفاع نه با انکار ویرانی جنگ شکل میگیرد و نه با الگوبرداری از ادبیاتی که تجربه مهاجم اروپایی را روایت میکند؛ بلکه باید رنج، جهاد، پیچیدگی انسان ایرانی و نظام معنایی دفاع را در فرمی متناسب با همان تجربه بازآفریند.
نوشته جنگ باید از خود جنگ سیراب شود
فردین آریش نشست را با قرائت بخشهایی از یادداشتی از میثم امیری آغاز کرد؛ یادداشتی که مسئله را از کمبود رمانهای ماندگار جنگ پیش میکشید. در این متن، از «زمین سوخته»، «سفر به گرای 270 درجه»، «شطرنج با ماشین قیامت» و شماری دیگر از آثار یاد شد، اما نویسنده یادداشت تأکید داشت که نسبت میان حجم روایتهای مستند جنگ و شماررمانهای ماندگار همچنان نامتوازن است.
در این یادداشت آمده بود که راه نوشتن رمان جنگ، برخورد عصبی با خطاها یا پنهان کردن پیچیدگیهای میدان نیست؛ نویسنده باید جهانی بسازد که در آن هم اشتباهها روایت شوند و هم «رود جاری جنگ» دیده شود. امیری در پایان، پیشنهاد کرد نویسنده با پیشفرضهای آماده به میدان نرود و نوشت: «نوشته جنگ از خود جنگ باید سیراب شود؛ پس باید توصیف، شخصیت و حرکتش هم مخصوص جنگ ما باشد.»
آریش پس از پایان یادداشت، پرسش اصلی نشست را مطرح کرد: وقتی از رمان دفاع سخن میگوییم، از چه جنس ادبیاتی حرف میزنیم و این ادبیات با وجود اشتراک موضوعی، در کدام نقطه از رمان ضدجنگ متمایز میشود؟
گانه سوم، میان جنگ و ضدجنگ
سمیه عالمی پاسخ خود را از همین دوگانه آغاز کرد. او گفت یادداشت میثم امیری را نمیتوان خواند و بیدرنگ از آن عبور کرد، زیرا یکی از نتایج آن این است که «داستان جنگ ما نوشته نشده است». به باور عالمی، ادبیات دفاع مدعی است در دوگانه متعارف «جنگ و ضدجنگ» باقی نمیماند و باید گانهای سوم پدید آورد.
عالمی …












