
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: نزدیک به هفت ماه از شهادت حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای (ره) میگذرد و موضوع «خونخواهی» همچنان زنده است و حتی به یک مطالبه خیابانی تبدیل شده. برای واکاوی بیشتر این موضوع باید از سه منظر به بررسی بیشتر آن پرداخت: ۱-لایه عاطفی و اعتقادی: در فرهنگ ایرانی و بهویژه در پیوند مردم با رهبری، رابطهای مبتنی بر عشق و تکریم حاکم است. مردم، ولی فقیه را «پدر امت» میدانند، پدری که همواره برای فرزندانش (امت) خیر و صلاح میخواهد. آقای شهید ایران در یک سخنرانی فرموده بودند: «من تک تک مردم را دوست میدارم و برای همه دعا میکنم.»
وقتی عزیزی که مردم او را «پدر» میدیدند، به شکلی ناجوانمردانه و در اثر یک ترور ـ توسط دولت تروریست آمریکا ـ به شهادت رسید، به داغی دست یافتند که هیچگاه سرد نمیشود. در این حالت، «خونخواهی» تنها راهی است که مردم از طریق آن میتوانند با این فقدان بزرگ کنار بیایند. بالاخره خون آقا و مقتدایمان بر زمین ریخته شده و باید حتما خونخواهی کرد تا طرف مقابل پی ببرد نمیتواند به راحتی به کشوری همچون ایران حمله کند! ۲. لایه سیاسی-اجتماعی: در تاریخ اسلام و انقلاب، «شهادت» هرگز به معنای پایان نیست، آغاز یک حرکت است. تجمعات شبانه و مطالبه مردم برای خونخواهی، نشان میدهد شهادت رهبر، مردم مبعوث شده را وارد میدان کرد و آنها از آن زمان تا به امروز یک حرف میزنند: «انتقام ولاغیر». مردم با مطرح کردن این مطالبه، به دنبال آن هستند تا این حادثه به یک «غم ساکت» تبدیل نشود. در اصل میخواهند به یک «انتقام فعال» تبدیل کنند.
۳. لایه استراتژیک: در تکمیل عامل نخست باید تاکید کرد در دکترین بازدارندگی، اگر یک ضربه شدید وارد شود و پاسخی متناسب و قاطع داده نشود، دشمن جسورتر میشود. بر همین اساس، مردم در کف خیابانها از مسئولان میخواهند به صورت جدی پیگیر «خونخواهی» باشند تا دشمن دیگر هرگز جرأت چنین جسارتی را نکند. امروز، ایرانی دلسوز و دغدغهمند پیدا نمیشود که بر موضوع خونخواهی نقطه نگذارد، به عبارتی اختلافات سیاسی و جناحی به حاشیه رانده شده و همه حول یک محور انتقام جمع شدهاند و همین موضوع باعث شده است، مطالبه خونخواهی به یک زبان مشترک برای تمام اقشار جامعه تبدیل شود.
همچنین بررسی اظهارات و پیامهای منتشرشده …











