
خبرگزاری مهر، گروه استانها: ۲۶ مردادماه برای ایران روزی است که خاطره بازگشت مردانی را زنده میکند که سالهای جوانی خود را پشت دیوارهای بلند اردوگاههای رژیم بعث عراق گذراندند، اما اسارت نتوانست ایمان و اراده آنان را به بند بکشد.
در چنین روزی در سال ۱۳۶۹، نخستین گروه از آزادگان سرافراز دفاع مقدس پس از سالها دوری، قدم به خاک میهن گذاشتند و صحنههایی ماندگار از دیدار دوباره با خانوادهها و عزیزانشان در تاریخ ایران ثبت شد.
آزادگان، روایت زنده سالهای دشوار جنگ و اسارتاند،گنجینههایی که آنچه بر آنها گذشته، تنها خاطرهای شخصی نیست، بلکه بخشی از تاریخ و فرهنگ مقاومت ملت ایران است، آنان در اردوگاههای بعثی، در برابر شکنجهها و فشارهای جسمی و روحی، با تکیه بر ایمان، صبر و همبستگی ایستادند و حتی در دل محدودیت و محرومیت، جامعهای کوچک را بر پایه اخلاق، همدلی و امید شکل دادند.
ثبت روایتهای آنان، فرصتی است برای آنکه تجربه نسل دفاع مقدس به نسلهای امروز و فردا منتقل شود و فرهنگ آزادگی در حافظه جامعه باقی بماند.
مردانی که روزی با چشمانی خسته اما قلبهایی امیدوار به میهن بازگشتند، امروز شاهدانی زنده بر بخشی از تاریخ معاصر ایران هستند، در این گزارش خبرنگار مهر به گفتوگو با سه آزاده دوران دفاع مقدس پرداخته است که هر یک از زاویهای متفاوت، خاطرات سالهای اسارت و روزهای بازگشت به میهن را روایت کردهاند:
هشت سال اسارت و خاطراتی که تا پایان عمر باقی میماند
آزاده دوران دفاع مقدس در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: بنده متولد سال ۱۳۴۰ هستم که سال ۱۳۵۸ برای خدمت سربازی اعزام شدم و پس از دوره آموزشی در پادگان شاهرود، به منطقه سرپلذهاب و واحد توپخانه تیپ ۳۷۳ گرگان، زیرمجموعه لشکر ۸۱ زرهی، اعزام شدم.
عباس ابراهیمی افزود: پس از مدتی به عنوان دیدهبان انتخاب و برای آموزش به ایلام اعزام شدم و تا ۲۲ مرداد ۱۳۶۱ در منطقه مشغول دیدهبانی بودم که توسط نیروهای عراقی شناسایی شدیم، درگیری آغاز شد و دو همرزمم، از جمله محمد مومنی، به شهادت رسیدند و من نیز از ناحیه پا و کمر مجروح شدم و به اسارت درآمدم.
این آزاده دوران دفاع مقدس ادامه داد: چهار گلوله به کمرم اصابت کرده بود و به شدت خونریزی داشتم، بعثیها ابتدا لباسهایمان را از تنمان …













