
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: چند روز پیش به پستی در اینستاگرام برخوردم؛ دختری جوان پشت میز نشسته بود، درس میخواند، کار میکرد و با سرعتی زیاد روزهای پرمشغلهاش را پیش میبرد. تصویری از یک زن جوان موفق، پرتلاش و مستقل. اما در میان حرفهایش جملهای بود که روایت را از یک نمایش ساده از موفقیت، به مسئلهای اجتماعی تبدیل میکرد. میگفت این مسیری است که خودش انتخاب کرده، اما همچنان حسرت «پلن A» را دارد؛ ازدواج و مادر شدن. ممکن است این حرف، تماما روایت واقعی زندگی خودش باشد.
شاید واقعا ازدواج و مادری را خواسته و به آن نرسیده و بعد تصمیم گرفته مسیر دیگری را دنبال کند. این تجربه نه عجیب است و نه قابل انکار. مسئله اما خود انتخاب این دختر نیست؛ مسئله تصویری است که چنین روایتهایی، وقتی در فضای مجازی بارها تکرار میشوند، از زندگی زن میسازند. آیا واقعا زن برای موفق شدن باید میان خانواده و پیشرفت یکی را انتخاب کند؟ آیا ازدواج و مادری یک «پلن A» و فعالیت اجتماعی و فردی یک «پلن B» است؟ یا برعکس، آیا زنی که خانواده را انتخاب میکند، ناگزیر از پیشرفت و حضور اجتماعی فاصله میگیرد؟ شاید مسئله اصلی، نه انتخاب زنان، بلکه تصویری باشد که پیش از انتخاب در ذهن آنها ساخته میشود.
واقعیت چگونه به روایت تبدیل میشود؟
شبکههای اجتماعی آینهای ساده از جامعه نیستند. آنها واقعیت را انتخاب، تقطیع و برجسته میکنند. هرکس در این فضا بخشهایی از زندگی خود را به نمایش میگذارد؛ بخشهایی که معمولا قابلیت دیده شدن و روایت شدن دارند. ما خستگیهای طولانی، تردیدها، شکستهای خاموش، روابط پیچیده و روزهای معمولی را کمتر میبینیم؛ اما لحظهای را میبینیم که فرد در آن «موفق شده»، «تصمیم گرفته»، «خودش را پیدا کرده» یا «از چیزی عبور کرده است.» بنابراین مسئله الزاما دروغ بودن این تصاویر نیست. ممکن است تمام آنچه در یک پست میبینیم واقعی باشد. اما واقعیت انتخابشده، اگر بارها تکرار شود، میتواند تصویری غیرواقعی از کلیت زندگی بسازد.
زندگی واقعی معمولا روایت روشنی ندارد. آدم ممکن است همزمان از شغلش راضی باشد و دلش خانواده بخواهد. ممکن است ازدواج کند و همچنان بلندپرواز باشد. ممکن است مادر باشد و بخواهد تحصیل کند. ممکن است مدتی کار را در اولویت بگذارد و بعد خانواده …












