
به گزارش خبرنگار مهر، پاکستان برای بسیاری از مخاطبان ایرانی، سرزمینی است که نامش بیشتر با اخبار انفجار، عملیات تروریستی، ناامنی و درگیریهای مذهبی گره خورده است؛ تصویری که رسانهها سالها از این همسایه شرقی ساختهاند. اما آیا تمام پاکستان همین است؟ آیا پشت تیترهای امنیتی، زندگی جریان ندارد؟ آیا مردمی که هر روز با ترس از انفجار زندگی میکنند، عشق، فرهنگ، آیین و امیدی ندارند؟ محمدعلی جعفری در کتاب «عطر فلفل» تلاش میکند پاسخی متفاوت به این پرسشها بدهد. او به جای روایت پاکستان از پشت میز خبر، کولهبار سفر میبندد و راهی بلوچستان پاکستان میشود تا آنچه را با چشم دیده، برای مخاطب روایت کند.
«عطر فلفل» که به همت انتشارات سوره مهر منتشر شده، تنها یک سفرنامه نیست؛ روایتی میدانی از سرزمینی است که در آن، بوی ادویه با بوی باروت درآمیخته، کامیونهای رنگارنگ کنار ایستهای بازرسی حرکت میکنند و عشق به امام حسین(ع) مردم را از دل ناامنیها به سوی کربلا میکشاند.
وقتی پاکستان از قاب اخبار بیرون میآید
جعفری سفرش را با پیشفرضی آغاز میکند که بسیاری از ما داریم؛ نگرانی از ناامنی، انفجار و حضور گروههای تروریستی. اما هرچه در دل بلوچستان پیش میرود، لایههای تازهای از این سرزمین را کشف میکند؛ لایههایی که کمتر در رسانهها دیده شدهاند.
او نشان میدهد بلوچستان فقط محل حضور نیروهای امنیتی و ایستهای بازرسی نیست. اینجا مردمانی زندگی میکنند که فرهنگ، زبان، پوشش و سبک زندگی خاص خود را دارند. مردمی که با وجود مشکلات فراوان، مهماننوازند و هویت فرهنگیشان را حفظ کردهاند.
نویسنده با نگاهی جزئینگر، مخاطب را وارد کوچهها، بازارها، خانهها و خیابانهای کویته میکند و اجازه میدهد پاکستان را نه از دریچه سیاست، بلکه از زاویه زندگی روزمره مردم ببیند.
یکی از جذابترین بخشهای کتاب، توصیف فضای بصری و فرهنگی بلوچستان پاکستان است. جعفری از همان آغاز سفر، مخاطب را با لباس بلوچی، غذاهای تند، بازارهای محلی و واژههای متفاوت مردم آشنا میکند.
او از کامیونهای مشهور پاکستانی مینویسد؛ کامیونهایی که با رنگهای خیرهکننده و تزئینات فراوان، بیشتر به آثار هنری شباهت دارند تا وسیله حملونقل. نویسنده این کامیونها را همچون عروسی میبیند که آرام …












