
به گزارش خبرنگار مهر، فلسفه شیخالرئیس ابوعلی سینا بهعنوان یکی از برجستهترین و تاثیرگذارترین نظامهای فکری در تاریخ اندیشه بشری، نقطه عطف شگرفی در سیر تحول فلسفه اسلامی و اندیشه جهانی به شمار میآید. ابنسینا نه تنها شارح و بازخوان خلاق فلسفه ارسطویی و نوافلاطونی بود، بلکه با بنیانگذاری یک ساختار مفهومی منسجم، مستقل و نوآورانه، «حکمت مشاء اسلامی» را به اوج تکامل و پختگی خود رساند. دستگاه فکری سینوی منظومهای کثرتگرا اما یکپارچه از منطق، طبیعیات، ریاضیات، الهیات و علمالنفس است که درونمایه بنیادین آن بر پیوند استوار میان عقلانیت برهانی، روششناسی تحلیلی و شهود باطنی استوار شده است.
در بررسی ابعاد گوناگون این نظام فلسفی، مشخص میشود که اندیشه ابنسینا سرشار از ایدههای ژرفی است که نه تنها فلسفه اسلامی پس از خود را عمیقاً دگرگون ساخت و مسیر تفکر در جهان غرب مسیحی (فلسفه مدرسی و اسکولاستیک) را دگرگون نمود، بلکه در جهان معاصر نیز ظرفیتها و فرصتهای بینظیری را برای پاسخگویی به پرسشهای وجودشناختی، معرفتشناختی، فلسفه ذهن، فلسفه علم و ایجاد سنتزی هوشمندانه میان علم، دین و عقلانیت پیشروی پژوهشگران میگذارد.
پایه و فنداسیون الهیاتی و وجودشناختی فلسفه ابنسینا بر تفکیک بنیادی میان «وجود» (Existence) و «ماهیت» (Essence) استوار شده است. ابنسینا با طرح این واکاوی دقیق نشان داد که ماهیت اشیاء در ذات خود نسبت به وجود و عدم لابشرط و بیتفاوت است؛ یعنی وقتی ماهیت چیزی (مانند انسان، درخت یا مثلث) را در ذهن تصور میکنیم، مفهوم وجود مستقیماً از ذات و تعریف آن ماهیت انتزاع نمیشود. بر این اساس، وجود در تمامی موجودات امکانی، امری عارضی بر ماهیت است و برای تحقق عینی نیازمند علت بیرونی میباشد.
این تمایز مفهومی و عینی، بستر سازی ساختار تقسیمبندی موجودات به «واجبالوجود»، «ممکنالوجود» و «امتناعالوجود» گردید. در این میان، «برهان صدیقین» ابنسینا یکی از درخشانترین ابداعات فلسفی در تاریخ الهیات و متافیزیک است. او برخلاف فیلسوفان پیشین که برای اثبات خدا از طریق حرکت در عالم طبیعت یا علیت مادی وارد میشدند، براهینی ارائه داد که صرفاً با تأمل در حقیقت خود «وجود» و تحلیل مفهوم امکان و وجوب، لزوم وجود یک هستیبخش بالذات و بینیاز را به اثبات میرساند. …












