
یادداشت مهمان، تقی عابدی، استاد دانشگاه: بسیار خوشحالم و مایه مسرت عمیق من است که در این یادداشت از آثار گرانسنگ استاد بیبدیل، پرویز ناتل خانلری سخن بگوییم. تقارن این بحث با اول شهریور ماه، سالروز درگذشت آن استاد فقید، ارزش عاطفی و علمی ویژهای به سخن ما میبخشد؛ مردی که با رفتنش قلمرو ادب فارسی یکی از کاروانسالاران راستین خود را از دست داد.
در پهنه جغرافیایی شبهقاره هند، استاد خانلری صرفاً یک پژوهشگر ساده ادبی به شمار نمیرود، بلکه او را به عنوان یکی از ستونهای استوار و عیار بیبدیل علم عروض و قافیه میشناسند. آرای عروضی و تتبعات علمی او چنان اعتبار و نفوذی دارد که در میان اساتید بزرگ هند و پاکستان به عنوان سند علمی و مرجع نهایی پذیرفته شده است.
شالودهشکنی در عروض سنتی و اصالت ایرانی بحر ترانه
یکی از برجستهترین مباحثی که در شبهقاره بر محور آرای خانلری میچرخد، پژوهشهای ژرف او در باب قالب «رباعی»، اوزان آن و تفاوت بنیادینش با «ترانه» و «دوبتی» است. در هند همواره مناقشهای دیرین میان علما برقرار بوده است؛ در حالی که بیشتر استادان شبهقاره، رباعی را قالبی اصالتاً ایرانی میدانند، سید سلیمان ندوی و شمار اندکی از شاگردانش مدعی عربینژاد بودن آن شدهاند که این امر به بحثها و مجادلات قلمی بسیاری در کتابهای مختلف دامن زده است. در این میان، دانشمندان طراز اول ادبیات اردو نظیر دکتر سلام سندلوی در اثر ارزشمند خود با عنوان اردو رباعیات (که حدود شصت سال پیش نگاشته شد) و دکتر فرمان فتحپوری در کراچی در پژوهشهای خود پیرامون رباعیات، حیات و شاعری میر انیس، به طور گسترده به نظرات ساختارشکنانه و علمی استاد خانلری در دو کتاب کلیدیاش یعنی «تحقیق انتقادی در عروض فارسی» و «چگونگی تحول اوزان غزل» استناد کردهاند.
من خود نیز حدود بیست سال پیش در کتاب عروضیام با نام رموز شاعری و همچنین در آثار دیگرم نظیر رباعیات انیس، رباعیات دبیر و کتاب عروض سخن، بخش مهمی از آرای عروضی استاد خانلری را به زبان اردو ترجمه کردم و در دسترس علاقهمندان قرار دادم تا جامعه ادبی هند از این سرچشمه فیاض بینصیب نماند.
محور اصلی این ارجاعات، نظریه انقلابی خانلری درباره «بحر ترانه» (بحر پانزدهم) است. عروضنویسان سنتی همواره بحر ترانه را به تکلف از متفرعات …








![[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ](/news/u/2026-08-23/ettelaat-j0awm.jpg)



