
خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: جنگل گاهی در سکوت خود رازهای زیادی پنهان میکند؛ صدای اره موتوری، ردپای یک خودرو در مسیرهای فرعی و درختانی که بیصدا قربانی سودجویی میشوند، نشانههایی است که جنگلبانان باید آنها را ببینند و پیش از آنکه دیر شود، وارد عمل شوند.
در یکی از همین گشتهای حفاظتی در منطقه آزارک چالوس، مأموریت یک جنگلبان نه به تشکیل پرونده برای قطع غیرمجاز درختان، بلکه به تلاش برای زنده ماندن ختم شد.
تقی حسینیمقدم، جنگلبان منطقه آزارک شهرستان چالوس، روز ۱۲ مرداد هنگام تردد از مرزنآباد به سمت چالوس با فردی مواجه شد که به گفته او تجهیزات مختلفی از جمله اره موتوری، تبر و داس در اختیار داشت و در محدوده جنگلی فعالیت میکرد.
چند جمله گفتوگو میان جنگلبان و فرد مشکوک کافی بود تا شرایط به شکل ناگهانی تغییر کند؛ ضربهای از پشت، زمین خوردن، ضربات پیدرپی و سپس تلاشی نفسگیر برای فرار از مرگ.
آنچه در آزارک چالوس رخ داد، بار دیگر خطرهایی را که نیروهای حفاظت منابع طبیعی در جریان مأموریتهای خود با آن روبهرو هستند، مقابل افکار عمومی قرار داده است؛ نیروهایی که گاه برای جلوگیری از قطع یک درخت یا تعرض به عرصه ملی، باید جان خود را در برابر افرادی قرار دهند که از هیچ خشونتی ابا ندارند.
لحظهای که گشت جنگلبانی به کابوس تبدیل شد
تقی حسینیمقدم در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره روز حادثه میگوید در حال تردد از مرزنآباد به سمت چالوس بود که در منطقه آزارک متوجه حضور فردی در محدوده جنگل شد.
به گفته او، این فرد با یک خودروی پیکان به سمت جنگل رفته بود و در محل مشغول کار بود. اره موتوری، تبر و چند داس نیز همراه او قرار داشت.
حسینیمقدم میگوید: به او نزدیک شدم و پرسیدم اینجا چه کار میکنی. ابتدا پاسخهایی درباره هویت خود و خانوادهاش داد و بعد از من پرسید تو چه کسی هستی. خودم را معرفی کردم و گفتم جنگلبان منطقه هستم.
به گفته این جنگلبان، پس از پایان کوتاه این گفتوگو از محل فاصله گرفت و تصور کرد ماجرا بدون درگیری خاتمه یافته است؛ اما تنها چند قدم دور نشده بود که ناگهان ضربهای از پشت به صورتش وارد شد.
حسینیمقدم در گفتوگو با خبرنگار مهر ادامه میدهد: پس از اصابت ضربه، برای لحظاتی گیج شده و روی زمین افتاده …












