
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: اگر اهل گشتوگذار در شبکههای اجتماعی باشید، صحنه آشنایی وجود دارد که هر چند وقت یکبار تکرار میشود. محتوای عادی برای زمانی گویی متوقف شده و موجی از ویدیوهای کوتاه، تصاویر برشخورده و متنهای کوتاه فضای سوشیال مدیا را پرمیکند. ماجرا روشن است؛ دو نفری که زندگی مشترکشان را در چشم عموم به نمایش گذاشته بودند و برای بسیاری به نمادی از یک رابطه آرام و بینقص تبدیل شده بودند، جدا شدهاند.
چیزی که جالب توجه است، سرعت سرسامآور این تغییر جهت است. ماجرایی که در حالت عادی باید در سکوت و فضای خصوصی میان دو انسان سپری یا سوگواری میشد، در عرض چند ساعت به بحث اول هزاران نفر تبدیل میشود. هزاران کاربر که تا دیروز فقط نظارهگر لبخندهای این زوج بودند، حالا به تماشاگران دقیق و مشتاق پایان این رابطه تبدیل میشوند. پرسشی که ارزش درنگ دارد این است که در ذهن ما و در سازوکار این صفحهها و ویدیوها چه میگذرد که یک اتفاق کاملا خصوصی، به این سرعت به یک نمایش جمعی و خوراکی برای بحثهای روزمره بدل میشود؟
صمیمیت یکطرفه و تخیلی که ساخته بودیم
برای اینکه بفهمیم چرا چنین اخباری ما را درگیر میکند، اول باید به پیوندی نگاه کنیم که میان کاربر و چهرههای آنلاین شکل میگیرد؛ پیوندی که روانشناسان آن را صمیمیت خیالی یا یکطرفه میدانند. وقتی سالها بخشهای گلچینشده از زندگی یک زوج را میبینیم- از سفرهای جذاب و خندههای ضبط شده تا چیدمان خانه- آرام آرام در ذهنمان احساس میکنیم آنها را بهخوبی میشناسیم. حس میکنیم انگار در گوشهای از زندگی آنها نشستهایم و در نتیجه، به خودمان اجازه میدهیم درباره تصمیمهای شخصیشان نظر بدهیم یا خود را در سرنوشت آنها سهیم بدانیم.
واقعیت این است که ما معمولا بخشی از ایدهآلها و کمبودهای خودمان را به این چهرهها فرافکنی میکنیم. آنها برای ما حکم مدلهایی را پیدا میکنند که قرار است به ما ثابت کنند زندگی بینقص، عشق بیتنش و خوشبختی کامل در این دنیا شدنی است. ما روی آنها سرمایهگذاری ذهنی میکنیم، بیآنکه خودمان متوجه باشیم. به همین دلیل، وقتی خبر جدایی این زوجها پخش میشود، ذهن ما با یک خبر ساده روبهرو نیست، بلکه با شکست یک الگو مواجه میشود. وقتی قاب شیشهای آن زندگی شیک و آرام ترک …











