قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

مسئولیت نگاه در برابر نسیان

عکاسی از همان نیمه قرن نوزدهم که پایش به جهان باز شد، همواره بر تقاطعی شگفت‌انگیز ایستاده بود؛ جایی میان فیزیک نور، کیمیای ماده و بازی بی‌پایان زمان با زوال.
 مسئولیت نگاه در برابر نسیان

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: عکاسی از همان نیمه قرن نوزدهم که پایش به جهان باز شد، همواره بر تقاطعی شگفت‌انگیز ایستاده بود؛ جایی میان فیزیک نور، کیمیای ماده و بازی بی‌پایان زمان با زوال. این اسباب جادویی خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شد، در دوره محمدشاه و سپس با شیفتگی بی‌پایان ناصرالدین‌شاه قاجار وارد دارالخلافه طهران شد. ناصرالدین شاه هم شیفته ثبت حرم‌سرا، کاخ گلستان و اردوهای همایونی شد و تاریکخانه‌ای در دربار برپا کرد و هم خودش دوربین به دست گرفت تا از همان روزهای اول، پیوند فرهنگ ایران با این پدیده شکل بگیرد. عکاسخانه مبارکه دارالفنون و نخستین عکاسخانه‌های عمومی در خیابان‌های علاءالدوله و چراغ‌گاز، تصویر را از انحصار دربار بیرون کشیدند و چهره مردم کوچه و بازار و مشروطه‌خواهان را ثبت کردند.

تصویر ثبت شده روی صفحه حساس، هیچ‌وقت فقط بازنمایی ساده از واقعیت نبود؛ نوعی تصاحب جهان و نشانه‌ای ملموس از سوژه‌ای بود که در نقطه‌ای مشخص از تاریخ نفس می‌کشید. رولان بارت در «اتاق روشن»، جان‌مایه عکاسی را در عبارت کوتاه «این وجود داشته است» خلاصه می‌کند. این گزاره، قاطعیتی غریب دارد؛ از یک‌سو شهادت می‌دهد که سوژه در گذشته واقعا حاضر بوده و از طرف دیگر با منجمد کردنش در برشی تغییرناپذیر از زمان، غیاب و نیستی آینده‌اش را به رخ می‌کشد. هر عکس، سندی محکم علیه فراموشی است و همزمان سوگنامه‌ای خاموش برای همان لحظه‌ای که در یک ثانیه ثبت، دست نیافتنی و تمام می‌شود.

تورم نور و احتضار حافظه

سوزان سانتاگ در مجموعه جستار «درباره عکاسی»، این کار را نوعی یادآور مرگ می‌داند. از نگاه او، عکاس با ثبت چهره‌ها، خیابان‌ها و رخدادها، در شکنندگی و میرایی آدم‌ها و اشیا شریک می‌شود؛ انگار فشردن دکمه شاتر، تلاشی برای بایگانی کردن زیبایی‌هایی است که محکوم به فنا هستند. والتر بنیامین از دریچه‌ای دیگر به این ماجرا نگاه می‌کند؛ او باور داشت دوربین پنجره‌ای به‌سوی «ناخودآگاه اپتیکال» باز می‌کند.

بعد نادیده‌ای که در حالت عادی از دیدنش عاجز هستیم و تنها لنز می‌تواند لایه‌های پنهان واقعیت را پیش رویمان باز کند. بنیامین می‌گفت تکثیر فنی، ارزش آیینی و اصطلاحا «هاله» یکتای اثر هنری را از بین می‌برد اما عکس در اصیل‌ترین شکل خود توانست هاله‌ای تازه از جنس تاریخ‌مندی بیافریند؛ دعوتی صریح از انسان برای درنگ در جایگاه تاریخی خویش.

در دوران نگاتیو، عکاسی یک آیین تمام‌عیار بود. محدودیت فیلم‌های ۳۶ فریمی قطع ۱۳۵ یا فریم‌های انگشت‌شمار قطع متوسط، عکاس را وادار می‌کرد قبل از لمس شاتر، دست به انتخابی سخت و سنجیده بزند. اتاق تاریک در این میانه شبیه کارگاه کیمیاگری بود؛ فضایی با نور سرخ و بوی تند داروهای ظهور و ثبوت، جایی که شبح تصویر آرام آرام از دل سفیدی کاغذ سر برمی‌آورد.

این فاصله و انتظار میان فشار دادن دکمه تا تماشای نسخه چاپ شده، مجالی ارزشمند به ذهن می‌داد تا تصویر به خاطره تبدیل شود. آلبوم‌های سنگین خانوادگی با برگه‌های ضخیم مقوایی و کاغذهای پوستی، وزن فیزیکی خاطرات را در دستمان زنده نگه می‌داشتند؛ اشیایی ملموس که در خانه‌ها دست به‌دست می‌شدند تا مرهمی بر گذر بی‌رحمانه روزگار و کم‌رنگ شدن یادها باشند.

تحول تصویر در زیست‌جهان دیجیتال

با ورود به عصر دیجیتال و تسلط الگوریتم‌ها بر شبکه‌های اجتماعی، شیوه ادراک ما از تصویر دگرگون شد. در ساختار جدید، عکس از یک «سند و بایگانی ماندگار برای آیندگان» به نشانه‌ای مصرفی، پیامی گذرا و ابزاری برای اثبات لحظه تقلیل پیدا کرد. با حذف هزینه شاتر و بی‌پایان شدن ظرفیت حافظه‌ها، پدیده‌ای تازه و متناقض رخ داد؛ هرقدر حجم تولید تصاویر سرسام‌آور شد، عمق حافظه جمعی تحلیل رفت.

در میان فیدهای (خوراک) بی‌پایان شبکه‌های اجتماعی، عکس‌ها بیشتر از اینکه برای تماشا و کشف دیگری یا درک جهان باشند، به ابزاری برای خودنمایی و جلب تایید آنی و سواری بر الگوریتم‌ها تبدیل شده‌اند. عکاسی روزمره با تلفن‌های همراه و سیل سلفی‌ها، مواجهه ما با جهان بیرون را به پس‌زمینه‌ای برای نمایش «خود» تبدیل کرده. ما تجربه زیسته خود را بدون تامل، به فضای ابری و کارت‌های حافظه می‌سپاریم، بی‌آنکه فرصت دهیم این تجربه‌ها در خلوت درون ته‌نشین شوند.

نتیجه چنین شتابی، فرسایش همان نگاه تامل‌برانگیزی است که روزگاری با سکون، صبوری و خیرگی معنا پیدا می‌کرد. عکس‌ها در قالب استوری‌ها و روایت‌های ۲۴ ساعته دود می‌شوند و جهانی بدون عمق تاریخی پیش رویمان می‌گذارند. شاید روز جهانی عکاسی، دعوتی باشد به بازنگری در اخلاق دیدن. در دنیایی که هجوم بی‌وقفه داده‌های تصویری می‌خواهد رشته پیوند ما را با تاریخ، رنج‌های بشری و حقیقت وقایع قطع کند، بازخوانی سنت عکاسی متعهد اهمیت پیدا می‌کند.

سنتی که در تاریخ معاصر ما، از ثبت چهره‌های تاریخی مشروطه و خیابان‌های پرالتهاب انقلاب گرفته تا خطوط مقدم و گوشه و کنارهای جنگ‌های تحمیلی توسط عکاسان راوی حقیقت، نشان داد دوربین می‌تواند وجدان بیدار یک ملت باشد. یک تصویر اصیل، در واقع نجات حقیقت از چنگال مهیب نسیان است؛ مقاومتی آگاهانه در برابر فراموشی تا نگذارد صدای مظلومیت خاموش شود یا ردی از شرافت انسان پاک شود. در واقع، عکاسی در درخشان‌ترین و تپنده‌ترین لحظاتش، پاسداری از کرامت انسانی در کوران بحران‌هاست؛ نوری که از تاریکی لنز عبور می‌کند تا تاریکی‌های این جهان را عیان و ماندگار کند.

سندیت و شهادت در عکاسی جنگ تحمیلی

قاب‌های سرخ

عکاسی در تاریخ معاصر ایران همواره آینه‌دار تلاطم‌ها بوده؛ از روزگاری که عکاسان عصر قاجار و مشروطه پا به پای میدان‌های نبرد می‌رفتند، تا فتوژورنالیسم پرشور روزهای انقلاب ۵۷ که خیابان‌های پایتخت را با نگاتیو به تاریخ پیوند زد. اما در نقطه عطف این مسیر تاریخی، عکاسی جنگ در هشت سال دفاع مقدس به میدان آمد و تقاطعی بی‌نظیر از تعهد انسانی و جسارت فردی رقم زد.

در این دوران، عکاسان با دوربین‌های مکانیکی ۳۵ میلی‌متری خود- ابزارهایی مقاوم و صبور که در گرمای نفسگیر خوزستان، گل‌ولای هور و سرمای گزنده کوهستان‌های کردستان وفادارانه کار می‌کردند- به ثبت رویدادی دست زدند که تقدیر یک ملت را دگرگون می‌کرد. این راویان تصویر فقط ناظرانی خونسرد و بیگانه پشت ویزور نبودند؛ اینها شاهدی عینی و نزدیک با سرنوشت رزمندگان به شمار می‌رفتند. با همان فریم‌های محدود و حساب‌شده نگاتیو، مقاومت، رنج، مرگ‌آگاهی و معصومیت انسان معاصر ایرانی خلق شد. این مواجهه بی‌واسطه با جنگ، عکس را از گزارشگری روزمره فراتر برد و آن را به سندی انکارناپذیر در پیشگاه تاریخ نشاند.

حلبچه و فاجعه در نگاه کاوه گلستان و سعید جانبزرگی

یکی از سیاه‌ترین و در عین حال زنده‌ترین گوشه‌های عکاسی مستند ایران، رویارویی با فاجعه بمباران شیمیایی حلبچه در اسفند ۱۳۶۶ بود. کاوه گلستان که پیشتر در جریان تحولات انقلاب و مستندسازی لایه‌های جامعه، نگاهی تازه را صیقل داده بود، بی‌درنگ در صحنه این جنایت حاضر شد. او کالبد بی‌جان زنانی را ثبت کرد که نوزادان‌شان را در آغوش فشرده بودند و مردانی که در میان روزمرگی غافلگیر گازهای خردل و اعصاب شدند. باور سرسختانه گلستان به اینکه «عکاس باید حقیقت را عریان و بدون روتوش نشان دهد»، تصاویری آفرید که صفحات نخست روزنامه‌های جهان را تحت تاثیر قرار داد و پرده از جنایات رژیم بعث و سکوت تلخ مجامع بین‌المللی برداشت. فریم‌های او در حلبچه تلاقی کم‌نظیری از جسارت، اخلاق عکاسی و خشم انسانی بود؛ تلاشی خستگی‌ناپذیر برای رساندن صدای مرگی خاموش تا جهان نتواند چشم بر واقعیت ببندد.

در همان جغرافیا، سعید جانبزرگی نیز قاب‌هایی از حلبچه را ثبت کرد که تراژدی را در عریان‌ترین شکل وجودی‌اش نشان می‌داد. جانبزرگی در همان صحنه‌ها آسیب شیمیایی دید؛ اتفاقی که سال‌ها بعد به شهادت مظلومانه‌اش انجامید. عکس‌های او از قربانیان مظلوم حلبچه و سال‌ها بعد، مجموعه‌اش از تفحص پیکر شهدا در مناطق مرزی، بازتاب رویارویی مستقیم انسان با مفاهیمی چون شهادت، خاک و بازگشت به اصل خویش بود؛ پیوندی عمیق میان جوهر مادی عکس و حقیقت ایثار.

نبوغ علی فریدونی در ثبت امر قدسی و انسانی

علی فریدونی از چهره‌های شاخصی بود که با نفوذ جسورانه به کانون درگیری‌ها، به‌ویژه در عملیات‌های دشواری چون والفجر هشت و کربلای پنج در شلمچه، توانست پیچیده‌ترین عواطف انسانی را منجمد کند. فریدونی زیر باران آتش و خمپاره، تصاویری سرشار از حماسه و اندوه آفرید. یکی از شاهکارهای نمادین تاریخ عکاسی ایران، قابی است که او در کربلای پنج به ثبت رساند. قابی از لحظه شهادت یک رزمنده در آغوش امدادگری که با بهت و اندوهی عمیق به چهره او خیره مانده است. فریدونی با فراتر رفتن از یک روایت خبری، به عمق روان آدمی در مواجهه با فناپذیری رخنه کرد و نشان داد چطور یک فریم نگاتیو می‌تواند سنگینی بار روحی یک دوران را تا ابد با خود حمل کند.

کالبد مجروح شهرها؛ خرمشهر جلالی و تهران مویدی

در نگاهی دیگر، بهمن جلالی، عکاس برجسته و از پایه‌گذاران نگاه آکادمیک و تاریخی به عکاسی در ایران، جنگ را از منظر کالبد زخمی جغرافیا و ساختار زیستی شهرها بازخوانی کرد. جلالی در همان اولین روزهای هجوم دشمن به خرمشهر و آبادان رفت و با کتاب «آبادان که می‌جنگد» در سال ۱۳۶۰ و سپس ثبت ویرانه‌های خرمشهر پس از آزادسازی، روایتی بدیع پدید آورد. قاب‌های او از خانه‌های فروریخته، دیوارهای سوراخ سوراخ از گلوله و خودروهای مچاله، نوعی پرتره‌نگاری از حافظه ملی بود. در آثار جلالی، سکوت دیوارهای ترکش خورده و غیاب انسان‌ها، سندی گویاتر از حضورشان برای بازنمایی مقاومت یک سرزمین بود.

در همان اثنا، ساسان مویدی لنز دوربینش را به سمت زندگی شکننده غیرنظامیان در پشت جبهه چرخاند. مجموعه شناخته‌شده او، «۵۰ روز موشکباران تهران»، هجوم جنگ به حریم امن خانه و کوچه را ثبت کرد. مویدی هراس شبانه خانواده‌ها در پناهگاه‌های تاریک و نمور، گردوغبار آوار و چهره بهت‌زده مادرانی را ماندگار کرد که وسایل زندگی‌شان در خیابان پراکنده شده بود. این قاب‌ها به‌روشنی نشان دادند که در جنگ مدرن، مرز خط مقدم برداشته می‌شود و ترکش‌ها، روان و روزمرگی مردم پایتخت را نیز نشانه می‌روند.

چهره‌ها و سفر سعید صادقی

سعید صادقی با ثبت صدها فریم از رزمندگان در طول بیش از ۷۰ ماه حضور مداوم در خطوط مقدم، گسترده‌ترین گنجینه پرتره‌نگاری جنگ را گرد آورد. او نگاه‌های سرشار از شور، اخلاص، خستگی و تردیدهای انسانی جوانان را در ویزور دوربین خود حبس کرد. اما ارزش کار صادقی در سال‌های پس از جنگ رنگ نباخت؛ او سال‌ها بعد به جست‌وجوی همان آدم‌های درون عکس‌هایش رفت؛ مسیری شگفت‌انگیز که در مستند «چشم جنگ» به تصویر کشیده شد.

مواجهه دوباره با سوژه‌هایی که گرد گذر سه دهه زمان، رنج دوران صلح و جراحات جنگ بر تن و چهره‌شان نشسته بود، همان ایده رولان بارت درباره پیوند ناگسستنی عکس با مفهوم زمان را زنده کرد. عکس‌های گذشته صادقی در برابر چهره امروزین سوژه‌ها قرار گرفتند تا نشان دهند چگونه تصویر روی نگاتیو، در ناخودآگاه تاریخی جامعه زنده می‌ماند و بی‌وقفه از زندگان درباره ایستادگی، آرمان‌ها و زخم‌های التیام نیافته جنگ پرسش می‌کند. کد مطلب 6921372



۱ ساعت قبل / سایت اقتصاد ۲۴

پیش بینی آب و هوای تهران ۳۱ مرداد

اقتصاد۲۴-  در این گزارش پیش بینی آب و هوا در ۳ روز آینده شهر‌های تهران، مشهد، همدان، شیراز، اصفهان و تبریز را مشاهده می‌کنید.

امروز آسمان تهران صاف و وزش باد دربعدازظهر افزایش ابر است. بیشینه دمای امروز پایتخت به ۴۰ و کمینه دمای آن به ۲۲ درجه سانتی‌گراد بالای صفر خواهد رسید. پیش‌بینی آب و هوا در ۳ روز آینده تهران روز وضعیت جوی شنبه صاف تا قسمتی ابری دربعدازظهر افزایش باد  یکشنبه صاف تا کمی ابری و وزش باد  دوشنبه صاف تا کمی ابری و وزش باد  پیش‌بینی آب و هوا در ۳ روز آینده همدان روز وضعیت جوی شنبه صاف تا کمی ابری و وزش باد  یکشنبه قسمتی ابری در بعضی ساعات افزایش ابر و افزایش باد  دوشنبه قسمتی ابری در بعضی ساعات افزایش ابر و افزایش باد  پیش‌بینی آب و هوا در ۳ روز آینده مشهد روز وضعیت جوی شنبه قسمتی ابری گاهی افزایش ابر درپاره ای نقاط رگبارورعدوبرق  یکشنبه قسمتی ابری تا نیمه ابری افزایش باد  دوشنبه صاف افزایش باد  پیش‌بینی آب و هوا در ۳ روز آینده شیراز روز وضعیت جوی شنبه صاف نیمه ابری و مه صبحگاهی  یکشنبه صاف نیمه ابری و مه صبحگاهی  دوشنبه صاف کمی ابری گاهی افزایش باد  پیش‌بینی آب و هوا در ۳ روز آینده اصفهان روز وضعیت جوی شنبه کمی ابری و غبارصبحگاهی گاهی افزایش ابر  یکشنبه کمی ابری و غبارصبحگاهی گاهی افزایش ابر  دوشنبه صاف تا قسمتی ابری و غبارصبحگاهی  پیش‌بینی آب و هوا در ۳ روز آینده تبریز

  روز وضعیت جوی شنبه صاف تا قسمتی ابری گاهی افزایش باد  یکشنبه صاف تا قسمتی ابری گاهی وزش باد  دوشنبه صاف تا قسمتی ابری گاهی وزش باد   


۴ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

آسوشیتدپرس: ترامپ در بن‌بست جنگ ایران، دوباره به سلاح تحریم پناه برد

به گزارش گروه بین المللی خبرگزاری دانشجو،  به نقل ازآسوشیتدپرس، در گزارشی تحلیلی به تهدید اخیر دونالد ترامپ برای اعمال تحریم‌های گسترده علیه ایران پرداخت و نوشت رئیس‌جمهور آمریکا در شرایطی بار دیگر به فشار اقتصادی روی آورده که جنگ با ایران به ماه ششم نزدیک می‌شود و دولت او با فشارهای سیاسی و نظامی فزاینده روبه‌رو است.

ترامپ روز چهارشنبه با اعلام آنچه «روز D اقتصادی» علیه ایران خواند، از اعمال سطحی «بی‌سابقه» از جنگ اقتصادی و انزوای مالی علیه تهران خبر داد. او همچنین تهدید کرد کشورها و شرکت‌هایی که به تجارت با ایران ادامه دهند، با پیامدهای اقتصادی سنگینی از سوی آمریکا مواجه خواهند شد.

آسوشیتدپرس در عین حال یادآوری کرده است که ایران با تحریم‌های آمریکا بیگانه نیست و نزدیک به پنج دهه است که تحت فشارهای اقتصادی واشنگتن قرار دارد. از همین رو، تهدیدهای تازه ترامپ بیش از آنکه یک ابزار جدید باشد، تکرار همان سیاستی به نظر می‌رسد که دولت آمریکا در سال‌های گذشته بارها به کار گرفته است.

این رسانه همچنین نوشته است که سیاست جدید ترامپ از بسیاری جهات ادامه همان سیاست «فشار حداکثری» است که او در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود علیه ایران دنبال کرد؛ سیاستی که هدف آن وادار کردن تهران به پذیرش خواسته‌های واشنگتن از طریق فشار اقتصادی بود.

با این حال، تجربه دولت اول ترامپ نشان داد که تحریم‌های ثانویه نیز برای آمریکا هزینه‌هایی به همراه دارد. واشنگتن در آن دوره برای برخی کشورها ناچار به صدور معافیت‌های تحریمی شد، زیرا اعمال کامل تحریم‌ها می‌توانست به منافع اقتصادی و روابط آمریکا با شرکای خود آسیب بزند.

اکنون ترامپ بار دیگر همان مسیر را دنبال می‌کند و قصد دارد فشار اقتصادی بر ایران را تشدید کند؛ اقدامی که به نوشته آسوشیتدپرس، در سایه جنگ طولانی و افزایش فشارهای داخلی بر دولت آمریکا انجام می‌شود. این رسانه تأکید کرده است که ترامپ با جنگی مواجه است که به گفته گزارش، پایان دادن به آن برای دولت آمریکا دشوار شده و در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نیز به موضوعی سیاسی تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، بازگشت ترامپ به ادبیات «جنگ اقتصادی» نشان می‌دهد واشنگتن بار دیگر به ابزار تحریم به‌عنوان اهرم فشار متوسل شده است؛ ابزاری که ایران سال‌هاست با آن مواجه بوده و مقام‌های ایرانی نیز تهدیدهای جدید آمریکا را تکرار سیاست‌های شکست‌خورده گذشته توصیف کرده‌اند.


۵ ساعت قبل / سایت برترینها

روایت کاسبی که پس از برگزاری یک ایونت بازداشت شد

انصاف‌نیوز: یکی از کسبه‌ی خیابان‌های شلوغ تهران که مغازه‌اش در جریان برخوردهای پس از جنگ پلمب شده بود در این گفت‌وگو داستان بازداشتش در پی برگزاری یک ایونت را تعریف کرده است.

این مصاحبه در دفتر انصاف نیوز انجام شده اما فیلم و عکسی از او تهیه نشده و نام او هم درج نشده است.

او با وثیقه‌ی ۲۰۰ میلیون تومانی آزاد شده است. ماموران دادسرای امنیت اخلاقی به او گفته‌اند که ممکن است بین ۲ تا ۶ سال حبس یا جزای نقدی در انتظار او باشد.

این مغازه‌دار مدعی شد که تعدادی مغازه در تهران هستند که همه می‌دانند که الکل سرو می‌کنند اما احتمالا به دلیل صاحبان یا مشتری‌های خاصشان هیچ برخوردی با آن‌ها نمی‌شود.

او داستانش را اینطور شروع کرد: اوایل خردادماه، بعد از دو، سه ماه تعطیلی و دقیقا روز امضای تفاهم‌نامه ایونتی برگزار کردیم تا دوباره مشتری‌هایمان برگردند. من با شخصی قرارداد بستم که کارش برگزاری ایونت است. از جزئیات هم خبر نداشتم فقط قرار بود یک دی‌جی بیاید. خیلی شلوغ شد طوریکه نهایتا من خودم ساعت ۹:۳۰ مراسم را جمع کردم.

بعد از اینکه کلا ایونت تمام شد کلانتری آمد و گفت که «چه خبر است؟» نهایتا گفتند «مدرک شناسایی بده و فردا بیا کلانتری». نیم ساعت بعد اماکن به مغازه‌ی ما آمد. ده، پانزده نفره آمده بودند. دنبال الکل بودند. ما هم که چیزی نداشتیم. رفتند اما هشت صبح فهمیدم آمده بودند و پلمب کرده بودند.

چند روزی من دنبال برگه پلمب بودم. برگه‌ی پلمب را به من نمی‌دادند و می‌گفتند برو یک ماه دیگر بیا. بالاخره به هر شکلی بود یک نفر را راضی کردیم توانستیم برگه را بگیریم. بعد دیگر مراحل اداری بود. بعد از ده روز فک پلمب شدیم.

در همین گیر و دار بود که برای من پیامک آمد که در دادسرای امنیت اخلاقی برای من پرونده تشکیل شده و اگر نیازی باشد احضاریه برای من می ‌فرستند.

یک ماه گذشته بود و من اصلا تهران نبودم که ظهر باز آمدند مغازه‌ی ما را زیر و رو کردند. بچه‌های ما را به دیوار چسبانده بودند و جیب‌هایشان را گشته بودند. تمام سوراخ سنبه‌های مغازه را ریخته بودند بیرون و هیچ چیزی پیدا نکرده بودند.

بعد به من زنگ زدند و گفتند ظرف ۴۸ ساعت مدارک صنفی را بفرست و در اینستاگرام هم هرچه پست داری پاک کن. من همان جا هم گفتم که اصلا پست این چنینی نداریم. مدارک را که فرستادم دیگر جواب تلفن من را نداد. اداره اماکن که رفتم هم تقریبا همین حرف را به من زدند و گفتند که پست‌ها و هایلایت‌ها را پاک کنم.

بعد برای من احضاریه آمد. گفته بودند پنج روز فرصت دارم که به دادسرا بروم. آنجا هم تفهیم اتهام کردند. حجم زیادی اسکرین شات و پرونده قطوری جلوی من گذاشتند. تصاویری که اصلا برای صفحه اینستاگرام من نبود. کسانی که به آن ایونت آمده بودند آن عکس‌ها را در صفحات خودشان منتشر کرده بودند.

گفتند اتهامت انتشار محتوای خلاف امنیت و عفت عمومی است، بازداشت هستی و باید وثیقه بگذاری. گفتم آن مبلغ را ندارم. دستبند زدند و مرا به بازداشتگاه بردند. بحث هم شد چون گفتم اصلا این رفتار شما غیرقانونی‌ست. مقدار وثیقه را پایین‌تر آوردند که به شکلی جور کردم. ۲۰۰ میلیون تومان وثیقه گذاشتم.

صاحب مغازه از افراد دیگری که در بازداشتگاه دیده بود نیز گفت: مغازه‌دارهایی مثل من زیاد بودند. ۵، ۶ نفر بودند که دقیقا مشکل من را داشتند. یکی‌شان می‌گفت بخاطر اینکه یکی از مشتری‌هایش در کیفش عرق بوده مغازه‌اش را پلمب کرده‌اند. یک نفر دیگر را به این خاطر گرفته بودند که روی کاغذی مقابل مغازه‌اش خطاب به مسئولان نظام فحش نوشته بودند. به همین دلیل ممکن است پروانه‌ی کسب آن شخص را باطل کنند یعنی آن فرد دیگر نمی‌تواند در حوزه کاسبی کند.

کاسبی که حاضر به گفتگو شده بود در مورد بالا گرفتن این قسم برخوردها در ماه‌های اخیر گفت: قبلا هم پلمب می‌کردند اما نه به این شکل.

من قبل از جنگ ۱۲ روزه هم هفت، هشت روزی بخاطر حجاب پلمب شده بودم اما برخوردشان این شکلی نبود. چند نفر آمده بودند که دوربین جلوی لباسشان بود. فیلم گرفتند و رفتند. بعد به اداره اماکن رفتیم. آنجا هم پرونده درست کرده بودند اما برخوردشان خوب بود. بعد ده روز هم فک پلمب شدیم. یا اخطار می‌دادند یا می‌خواستند که چیزی روی شیشه مغازه بزنیم یا تاکید می‌کردند که کارکنان باید باحجاب باشند ولی به مشتری کاری نداشتند.

این سری هم می‌گفتند به مشتری کاری ندارند ولی می‌گفتند «تو الکل سرو کردی». گفتم آقا مگر سند و مدرکی دارید؟! می‌گفتند از عکس‌ها مشخص است. عکس مگر بوی الکل می‌دهد؟! بعد اصلا آن ایونت اسپانسر نوشیدنی داشت. گفتم اگر گیر هم باشد متوجه اسپانسر نوشیدنی‌ست نه من. فضای مغازه هم طوری نیست که جایی برای رقصیدن یا کار دیگری باشد.

این کاسب توضیح داد که صندلی‌های خارج از این مغازه هم با هماهنگی مدیریت این مجموعه چیده شده‌اند. او در این مورد و در موضوع خیابان سنایی اضافه کرد: قبلا اینقدر مسئله نداشتیم. حتی در شکل خیابان سنایی هم مشکلی نداشتند. اگر مجوز نداشتند می‌آمدند تذکری می‌دادند و به شکل‌هایی حل می‌شد و برای یک ماه می‌رفتند و کاری نداشتند. اما الآن هرجا پاتوق شده باشد دنبال اینند که آنجا را ببندند.

در دادسرای امنیت اخلاقی به مصاحبه‌شونده‌ی انصاف نیوز گفته‌اند که احتمالا جزای نقدی یا بین ۲ تا ۶ سال حبس در انتظار اوست.

این صاحب مغازه از سلیقه‌ای بودن این برخوردها نیز گلایه داشت و می‌گفت که با تعداد خاصی از کافه‌های مشهور که همه می‌دانند سرو مشروبات الکلی و مسائل دیگری دارند هیچ برخوردی نمی‌شود: همه می‌دانند که در کافه … در … مشروبات الکلی سرو می‌شود. تکیلا میدهند. عملا عین کلاب است اما هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتد. ادعای او این بود که صاحبان این رستوران‌ها و کافه‌ها و مشتریانشان افراد خاصی هستند و هزینه‌های زیادی برای این برخورد نکردن می‌کنند.

 




 نابغه‌ای که ۱۴ ماهه لیسانس ریاضیات گرفت
۴ ساعت قبل / خبرگزاری ایسنا

نابغه‌ای که ۱۴ ماهه لیسانس ریاضیات گرفت

برای خیلی‌ها، چهار سال زمان طبیعی برای تمام کردن دوره کارشناسی است؛ اما ایوانا پولیاشنکو، دانشجوی ۱۹ ساله دانشگاه ایالتی جورجیا، تصمیم گرفت این مسیر را با سرعتی بسیار بیشتر طی کند. او توانست دوره کارشناسی ریاضی خود را در تنها ۱۴ ماه به پایان برساند؛ مسیری فشرده که شامل ساعت‌های طولانی کلاس، مطالعه در قطار و شب‌هایی بود که تا نیمه‌شب به درس خواندن می‌گذشت.

 رشته «بازی‌سازی» وارد دانشگاه‌ها شد
۶ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

رشته «بازی‌سازی» وارد دانشگاه‌ها شد

دنیای اقتصاد: رشته کارشناسی بازی‌سازی پس از تصویب در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، از مهرماه امسال در دانشگاه اصفهان به‌عنوان نخستین دانشگاه مجری، پذیرش دانشجو را آغاز می‌کند. این تصمیم در نشست مشترک بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، پارک ملی علوم و فناوری‌های نرم و دانشگاه علم و فرهنگ جهاد دانشگاهی اعلام شد. هم‌زمان، دانشکده هوش مصنوعی و کامپیوتر دانشگاه علم و فرهنگ نیز تا دو هفته دیگر افتتاح می‌شود تا زمینه آموزش تخصصی در این حوزه‌ها فراهم شود. 

 وزیر امورخارجه ایران خطاب به آمریکایی‌ها: این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است - سلام نو
۶ ساعت قبل / سایت سلام نو

وزیر امورخارجه ایران خطاب به آمریکایی‌ها: این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است - سلام نو

سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ عنوان کرد که این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است.

 بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29
۶ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29

k: بازار

 اردبیل در مسیر توسعه گردشگری خارجی
۲ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

اردبیل در مسیر توسعه گردشگری خارجی

استان اردبیل با پیشینه‌ای غنی از آثار تاریخی، فرهنگی و طبیعی، ظرفیت‌های خود را برای تثبیت جایگاهش در نقشه گردشگری ایران و بازار‌های خارجی فعال می‌کند

 هشدار همتی
۲ ساعت قبل / روزنامه شرق

هشدار همتی

«ممکن است بدمن دولت شوم اما باید به هرکس که پول خواست بگویم شرمنده نداریم»؛ این جملاتی است که عبدالناصر همتی، رئیس بانک مرکزی، در یک گفت‌وگوی صریح و کم‌سابقه در تلویزیون به زبان آورد و شفاف گفت که دولت در تنگنای مالی پیچیده‌ای به سر می‌برد.