
اقتصادی
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، بازار ارز در ایران سالهاست به جایی رسیده که دیگر نمیشود آن را فقط با عدد و نمودار توضیح داد. هر بار که نرخها بالا میرود، نگاهها به سمت بانک مرکزی برمیگردد؛ انگار کلید همه قفلها در دست این نهاد است.
اما واقعیت این است که بازار ارز، بیش از آنکه محل بروز یک مشکل مستقل باشد، صحنه آشکار شدن مجموعهای از نارساییهای انباشته اقتصاد ایران است؛ از کسری بودجه و تورم مزمن گرفته تا تحریم، نااطمینانی، ضعف سیاستگذاری و چندپارگی در تصمیمگیری.
در چنین شرایطی، مداخله بانک مرکزی در بازار ارز نه انتخابی لوکس، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. هیچ سیاستگذار پولی نمیتواند در برابر تلاطمهای شدید بازار دست روی دست بگذارد و نظارهگر باشد. اما مسئله از جایی شروع میشود که از این مداخله، انتظاری فراتر از ظرفیت آن ساخته میشود.
در ایران، بانک مرکزی بارها در موقعیتی قرار گرفته که باید نه فقط نوسان بازار ارز، بلکه تبعات ضعف در بودجهریزی، تجارت خارجی، تأمین مالی دولت و حتی بیثباتی انتظارات عمومی را هم یکتنه جمع کند؛ انتظاری که از اساس، با واقعیت اقتصاد سازگار نیست.
بازار ارز در ایران فقط بازاری برای خرید و فروش دلار و یورو نیست. این بازار عملاً به نقطه تلاقی سیاستهای مختلف تبدیل شده است؛ از تخصیص ارز برای واردات کالاهای اساسی و دارو گرفته تا تأمین نیازهای تولید، نهادههای کشاورزی و حتی بخشی از نیازهای انرژی.
همین گستردگی میدان عمل باعث شده که مداخله ارزی در ایران معنایی بسیار وسیعتر از مفهوم کلاسیک آن داشته باشد. اینجا فقط بحث فروش ارز برای پایین آوردن قیمت یا خرید آن برای مهار افت نرخ مطرح نیست؛ خود تخصیص ارز، اولویتبندی مصرف منابع و تصمیمگیری درباره اینکه کدام بخش در صف اول دریافت ارز قرار بگیرد، بخشی از مداخله است.
همین نقطه، یکی از گرههای اصلی سیاست ارزی کشور را روشن میکند. بانک مرکزی در ایران فقط نقش یک سیاستگذار پولی را ایفا نمیکند، بلکه در بسیاری از مواقع درگیر عملیات اجرایی، تخصیصی و حتی تجاری هم میشود.
وقتی این نهاد باید ارز حاصل از صادرات نفت و گاز را از دولت تحویل بگیرد، برای آن ریال تأمین کند، بعد همان ارز را در بازار یا در مسیر تخصیص به بخشهای مختلف بازتوزیع …












