
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، 17 مرداد و آغاز هفته خبرنگار که میرسد، خبرنگارها برای چند روزی بیشتر از همیشه دیده میشوند؛ مراسمها برگزار میشود، لوحهای تقدیر روی میز خبرنگاران قرار میگیرد، از تلاشهای اصحاب رسانه گفته میشود و مسئولان از اهمیت رسانه، مطالبهگری و نقد سازنده سخن میگویند.
در این روزها، برنامههای مختلفی به مناسبت روز خبرنگار برگزار شده و هر دستگاه و مجموعهای نیز به فراخور حوزه فعالیت خود از خبرنگاران فعال تقدیر کرده است.در اغلب این مراسمها هم یک جمله، تقریباً پای ثابت سخنان مسئولان است: «خبرنگار باید آزاد باشد، باید نقد کند، باید مطالبهگر باشد و باید صدای مردم را به مسئولان برساند.»
جمله بسیار زیبایی است؛ منطقی، درست و البته دقیقاً همان چیزی که از یک مدیر انتظار میرود.اما یک سؤال ساده وجود دارد؛ سؤالی که ظاهراً کسی هنوز برایش پاسخ مناسبی پیدا نکرده است؛پس آن کسی که وقتی نقدی برخلاف میلش منتشر میشود، ناگهان اخم میکند، گارد میگیرد، تلفنها به صدا درمیآید و گاهی کار به شکایت و گلایه و تهدید و... میرسد، چه کسی است؟واقعاً «پرتقالفروش» این قصه کجاست؟.
ماجرا وقتی جالبتر میشود که همان مدیری که در مراسم روز خبرنگار با صدای بلند از ضرورت نقد و مطالبهگری رسانه سخن میگوید، چند روز بعد با انتشار یک گزارش انتقادی درباره عملکرد مجموعه تحت مدیریتش، همان خبرنگار مطالبهگر را «منتقد» نمیبیند؛ بلکه گاهی او را «دردسرساز» تلقی میکند!
عجیب نیست؟از خبرنگار میخواهیم صدای مردم باشد، اما ظاهراً گاهی انتظار داریم این صدا فقط زمانی شنیده شود که حرفش خوشایند ماست!از خبرنگار میخواهیم مطالبهگر باشد، اما وقتی مطالبهای جدی مطرح میکند، اولین واکنش برخی مدیران این است که بپرسند: «چرا این را نوشتید؟»؛از خبرنگار میخواهیم نقد منصفانه داشته باشد، اما آیا خودمان هم ظرفیت شنیدن نقد منصفانه را داریم؟این تناقض را باید جدی گرفت.
فرقی هم نمیکند دستگاه اجرایی باشد، قضایی، انتظامی، خدماتی یا هر مجموعه دیگری. تقریباً همه مدیران در سخنرانیهایشان بر اهمیت رسانه و نقش خبرنگار تأکید دارند؛ اما در عمل، گاهی کوچکترین نقد درباره عملکرد یک دستگاه کافی است تا برخی روابط از حالت حرفهای خارج شود.
مثلاً کافی …






