
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مهدی شهسواری، تحلیلگر سیاسی - اقتصادی طی یادداشتی اختصاصی با عنوان "جنگی که قرار بود اهرم فشار آمریکا باشد؛ اکنون میتواند به اهرم فشار علیه خود آمریکا تبدیل شود" که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:
ترسم نرسی به کعبهای اعرابی؛ کاین ره که تو میروی به ترکستان است.
این تعبیر آلن ایر، دیپلمات ارشد سابق آمریکا و از کارشناسان باسابقه مسائل ایران، درباره سیاست جدید واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران، میتواند بیانگر یک نگرانی راهبردی درخصوص مسیری باشد که آمریکا در قبال ایران در پیش گرفته است.
برای درک اهمیت این هشدار، باید به نقطه آغاز جنگ بازگشت.
آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگ همهجانبه علیه ایران را از 9 اسفند 1404 با یک محاسبه مشخص آغاز کردند: ضربه سخت و سنگین نظامی، ایجاد شوک و دستیابی به نتیجه در کوتاهترین زمان ممکن.
منطق این راهبرد بر «ضربه غافلگیر کننده و سرعت در نتیجه گیری» استوار بود؛ به این معنا که اقدام نظامی شدید باید پیش از آنکه ایران فرصت بازآرایی، پاسخ متقابل و فعال کردن ظرفیتهای منطقهای خود را پیدا کند، باعث فرو پاشی ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران شود و یا او را وادار به تسلیم در برابر خواستههای واشنگتن کند.
اما جنگ سخت غافلگیر کننده، مطابق این محاسبه پیش نرفت.
حال پس از گذشت حدود شش ماه، مسئله اصلی این است که آیا آمریکا توانسته است از برتری نظامی خود، نتیجه سیاسی و راهبردی مورد انتظار را بدست آورد؟ در جواب این سوال، ارزیابیها نشانگر این است که میان «توانایی وارد کردن ضربه در جنگ سخت» و «توانایی آمریکا در تحمیل نتیجه مورد نظر خود» فاصلهای جدی وجود دارد.
یکی از مهمترین نشانههای این شکاف، تبدیل شدن تنگه هرمز به یکی از اصلیترین گرههای جنگ است؛ جایی که مسئله دیگر صرفاً حمله به اهداف نظامی ایران نیست، بلکه حفظ امنیت و جریان انرژی در یکی از مهمترین شریانهای اقتصاد جهان مطرح است.
به بیان دیگر، آمریکا جنگ را با تصور یک ضربه سریع آغاز کرد، اما در ادامه نه تنها به اهداف راهبردی خود که در شروع جنگ ترسیم کرده بود نرسید، بلکه در برابر ایران با یک مسئله فرسایشی و پیچیده به نام کنترل تنگه هرمز مواجه شد.
این …












