
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، شهریور که از راه میرسد، خاک تفتیده و کویری فردوس بوی خاطره میگیرد؛ بوی خاک و خون، بوی ویرانی زلزله سهمگین سال 1347 و البته حلاوت حضوری که نیم قرن است در کام مردم این دیار جاودانه شده است.
علیرضا مهرداد، نویسنده و پژوهشگر نامآشنای تاریخ شفاهی و خالق کتاب ماندگار «دوباره فردوس» در گفتوگو با خبرنگار تسنیم با زبانی سرشار از احساس و بغضهای فروخورده از ناگفتههای حضور جهادی رهبر معظم انقلاب در فردوس، بایکوت خبری ساواک و پیوند ناگسستنی مردمان این دیار با رهبرشان سخن میگوید.
اشکهای پیرمردهای کویر؛ ما لقمه از دست آقا گرفتیم
علیرضا مهرداد سخنانش را با نگاهی به غربت و مظلومیت روزهای پس از زلزله ویرانگر 13 شهریور 1347 آغاز میکند؛ روزهایی که بیش از 12 هزار انسان زیر خروارها خاک مدفون شدند و تمام شوکت و دارایی بزرگان و خانهای فردوس زیر آوار رفت. او میگوید: در جریان تحقیق و نگارش کتاب دوباره فردوس، وقتی سراغ پیرمردها، روستاییان و کشاورزان داغدیده آن روزها میرفتم، بیاختیار اشک میریختند. آنها میگفتند داغ و دلتنگی ما جنس دیگری دارد، چون ما طعم محبت و دستگیری آقا را در روزهایی چشیدیم که حتی اعیان شهر هم نانی برای خوردن نداشتند و سفرهها زیر خاک رفته بود.
وی ادامه میدهد: حضرت آقا در همان روزهای نخست متوجه شدند مردم مصیبتزده دو روز است غذای گرم نخوردهاند. در محله و کنار تکیه عنبری دیگی برپا شد. راویان میگویند آقا قابلمه غذا را روی گاری میگذاشتند و خودشان گاری را هل میدادند و میفرمودند: مردم فردوس منیعالطبع و با عزتنفس هستند؛ هجوم نمیآورند تا صف بکشند، من خودم باید لقمه را به دردچادرهایشان ببرم. تعبیر خود فردوسیها بعد از سالها هنوز این است: ما لقمه از دست آقا گرفتهایم و نمکپرورده ایشانیم؛ او آمد که مهمان ما باشد، اما ما مهمان سفره کرامت او شدیم.
بایکوت خبری ساواک و ماجرای گفتوگوی جلال آلاحمد با آقا
نویسنده کتاب «دوباره فردوس» با اشاره به گمنامی این حماسه بزرگ امدادرسانی اظهار کرد: ساواک و رژیم پهلوی به شدت مترصد بودند تا مبادا نامی از حضور پایگاه امداد روحانیت با حضور چهرههایی چون شهید هاشمینژاد، شهید کامیاب، آیتالله طبسی و با محوریت آیتالله خامنهای به بیرون …












