
عصر ایران ؛ مدرسه کار و کسب- فرض کنید شرکتی محصولی بسازد که 20 سال بدون دردسر کار کند. برای مشتری، این تقریبا بهترین اتفاق ممکن است؛ اما برای شرکتی که درآمدش از فروش مداوم همان محصول تامین می شود، ماجرا چندان ایده آل نیست.
اگر مشتری امروز یک محصول بخرد و تا دو دهه آینده نیازی به تعویض آن نداشته باشد، شرکت باید برای فروش بعدی مدت بسیار طولانی منتظر بماند.
همین تناقض ساده، ما را به یکی از بحث برانگیزترین مفاهیم تاریخ اقتصاد مصرف می رساند: Planned Obsolescence / «کهنه سازی برنامه ریزی شده» یا کهنگی عمدی.
این اصطلاح به مجموعه ای از روش ها گفته می شود که باعث می شوند یک محصول زودتر از آنچه از نظر فنی یا اقتصادی ممکن است، قدیمی، نامطلوب یا غیرقابل استفاده شود. این اتفاق همیشه به معنای خراب کردن عمدی محصول نیست. گاهی محصول از نظر فنی کاملا سالم است، اما شرکت با تغییر نرم افزار، طراحی، امکانات یا حتی تصور مصرف کننده از «محصول جدید»، عمر اقتصادی آن را کوتاه می کند.
داستان این ایده، نزدیک به یک قرن قدمت دارد و یکی از مشهورترین فصل های آن با یک لامپ ساده آغاز می شود. وقتی دوام زیاد به مشکل تبدیل شد
در دهه 1920، تولیدکنندگان بزرگ لامپ با یک مشکل عجیب روبه رو بودند: لامپ هایشان بیش از حد دوام می آوردند.
در آن زمان برخی لامپ های رشته ای می توانستند حدود 1500 تا 2500 ساعت کار کنند. از دید مشتری، عمر بیشتر یک مزیت بزرگ بود؛ اما از دید تولیدکننده، هر لامپی که مدت بیشتری روشن می ماند، یعنی یک خرید کمتر در آینده.
در دسامبر 1924، نمایندگان تعدادی از بزرگ ترین شرکت های صنعت روشنایی در ژنو گرد هم آمدند. چند هفته بعد، در 15 ژانویه 1925، سازمانی با نام Phoebus S.A به صورت رسمی در ژنو تشکیل شد که بعدها به نام کارتل فوبوس (Phoebus Cartel) شناخته شد. در میان شرکت های مرتبط با آن نام هایی مانند اوسرام، فیلیپس، تونگرام و مجموعه جنرال الکتریک دیده می شد.
هدف کارتل فقط محدود کردن عمر لامپ نبود. اعضا بازارهای جغرافیایی و تولید را نیز هماهنگ می کردند؛ اما چیزی که فوبوس را به یکی از مشهورترین نمونه های تاریخی کهنه سازی برنامه ریزی شده تبدیل کرد، تلاش برای استاندارد کردن عمر لامپ ها در حدود 1000 ساعت بود.
یعنی صنعت به جای اینکه صرفا برای …












