
سیاسی
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم - محمدعلی سافلی: هفتاد و سومین سالگرد کودتای 28 مرداد و برکناری دولت محمد مصدق در عملیات مشترک آمریکا و انگلستان درحالی فرارسیده است که ایران اکنون در یک منازعه دیگر با آمریکا قرار دارد؛ منازعه ای که لااقل بخش مهمی از آن همچنان بوی نفت میدهد.
در مقطع 28 مرداد سال 1332، نفت ایران بیش از هر چیز به مسئله مالکیت، حاکمیت ملی و استقلال اقتصادی تبدیل شده بود. انگلستان تلاش میکرد نظم نفتی پیشین و منافع خود را حفظ کند، در حالی که آمریکا نگران بود تداوم بحران نفت، موجب از دست دادن منطقه و یک حکومت کاملاً غربگرا شود و به همین خاطر بود که آمریکا سرانجام به عملیات مخفی برای برکناری مصدق پیوست.
پس از کودتا نیز با تشکیل یک کنسرسیوم بینالمللی، صادرات نفت ایران دوباره به بازار جهانی بازگشت و شرکتهای آمریکایی مجموعاً 40 درصد سهم کنسرسیوم را در اختیار گرفتند.
در این گزارش نگاهی به ابعاد علت دخالت آمریکا و کمک به انگلستان در پروژه کودتای آژاکس و سرنگونی دولت دکتر مصدق و مقایسه آن با امروز خواهیم داشت.
ایران فقط نفت نیست؛ ژئوپلتیک منطقه است
در مارس 1951 و دوسال پیش از کودتا، شورای امنیت ملی آمریکا نوشت که ایران در موقعیتی قرار دارد که کنترل آن میتواند دسترسی دشمن به مناطق نفتخیز اطراف را تهدید کند و منابع نفت ایران برای اقتصاد بریتانیا و اروپای غربی اهمیت زیادی دارند. همان سند درباره پالایشگاه آبادان هشدار میداد که از دست رفتن آن میتواند به فعالیت هوایی و دریایی غرب در منطقه آسیب بزند.
در حقیقت اگر بخواهیم یک خط تاریخی در نظر بگیریم، نفت ایران از یک دارایی تجاری برای انگلستان، به مسئله ملیشدن رسید و سپس به مسئله امنیتی در جنگ سرد و کودتای 28 مرداد و سرانجام با انقلاب اسلامی، به بخشی از ژئوپلیتیک انرژی و قدرت نظامی در خلیج فارس تبدیل شد.
اهمیت ایران فقط به نفت محدود نمیشد. موقعیت جغرافیایی کشور میان شوروی، خلیج فارس، هند و خاورمیانه، ایران را به یک مسیر راهبردی تبدیل میکرد. در جنگ جهانی دوم، ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و نفتش اهمیت ویژهای پیدا کرد. اشغال ایران در 1941 توسط انگلستان و شوروی و استفاده از کریدور ایران برای انتقال تجهیزات به شوروی، جایگاه ایران را در محاسبات متفقین …












