
اقتصادی
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، سالهاست که در اقتصاد ایران هر بار نام نقدینگی به میان میآید، توجهها بیشتر به بزرگی عدد آن جلب میشود؛ عددی که مدام رکوردهای تازه میزند و در نگاه نخست، نشانه روشنی از فشار پولی انباشته در اقتصاد است. اما واقعیت این است که برای فهم وضعیت نقدینگی، فقط دانستن حجم آن کافی نیست.
نقدینگی، صرفاً یک عدد روی کاغذ یا یک متغیر حسابداری در ترازنامه بانکها نیست؛ مهمتر از اندازه آن، این است که چه سهمی از این منابع در قالب پول آماده خرج شدن قرار دارد و چه بخشی در قالب سپردههایی نگهداری میشود که فعلاً در بانکها ماندهاند.
دقیقاً از همین نقطه است که میتوان به تصویر واقعیتری از شرایط پولی کشور رسید. در سالهای گذشته، اقتصاد ایران هم با رشد مداوم نقدینگی روبهرو بوده و هم با تغییر معنادار در ترکیب آن. این دو تحول، کنار هم، معنایی فراتر از یک رشد اسمی ساده دارند.
وقتی جامعه ترجیح میدهد بخش بزرگتری از دارایی خود را در شکل نقدشوندهتر نگه دارد، این پیام را به سیاستگذار میدهد که نااطمینانی بالا رفته، تورم انتظاری تقویت شده و اعتماد به ثبات متغیرهای کلیدی اقتصاد کاهش یافته است.
مرور روند بلندمدت هم همین واقعیت را تأیید میکند. نقدینگی در ایران از اوایل دهه 80 تا پایان سال 1404 با شتابی بسیار بالا افزایش یافته و چند صد برابر شده است. این رشد دیگر یک اتفاق مقطعی یا محصول یک شوک کوتاهمدت نیست؛ بلکه به یک ویژگی ساختاری اقتصاد ایران تبدیل شده است.
به بیان روشنتر، اقتصاد ایران سالهاست با سازوکاری زندگی میکند که در آن، پول و اعتبار با سرعتی بیشتر از رشد تولید واقعی افزایش مییابد. نتیجه طبیعی چنین وضعیتی هم چیزی جز فشار مزمن بر سطح عمومی قیمتها، تضعیف قدرت خرید و تشدید بیثباتی در بازارها نیست.
البته در تمام این سالها، ساختار نقدینگی یکسان نبوده است. در بخش قابل توجهی از دهه 80 و نیمه نخست دهه 90، سهم شبهپول در ترکیب نقدینگی به طور پیوسته افزایش یافت.
این یعنی خانوارها و بنگاهها ترجیح میدادند منابع خود را بیشتر در سپردههای غیردیداری و مدتدار نگه دارند. در ظاهر، این روند برای شبکه بانکی یک مزیت به حساب میآمد؛ چون منابعی …








