استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، در دوران معاصر، بازشناسی نقش نخبگان در تکوین ساختارهای تمدنی، از ضرورتهای بنیادین در مطالعات تاریخ اندیشه اسلامی است. در این میان، بازگشت پژوهشهای اخیر به میراث فکری «علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی»، فراتر از یک بازخوانی تاریخی، نمایانگر یک «بازگشت پارادایمیک» به سوی جستوجوی الگوهای حکمرانی خردمندانه است.
پژوهشهای منتشرشده در مجلات علمی ـ پژوهشی تراز اول نشان میدهند که اندیشه ایشان از مرزهای «منطق صوری» و «فلسفه انتزاعی» عبور کرده و به عرصه «سیاستشناسی کاربردی» و «فقه تمدنساز» ورود یافته است. این آثار، وی را از یک متفکر کلاسیک، به مثابه یک «مهندس ساختار» در فرایند گذار سیاسی ـ مذهبی عصر صفوی بازتعریف میکنند.
1. بنیادهای معرفتشناختی: تلاقی منطق استدلالی و هستیشناسی تمدنی
نخستین لایه بازخوانی آثار ایشان، تمرکز بر پیوند ناگسستنی میان «نظم منطقی» و «تکوین نظامهای فکری» است. پژوهشگران در این حوزه، منطق علامه بهابادی را نه یک ابزار صرف، بلکه «زیربنای ساختاری جهانبینی حکمرانی» میبینند.
گذار از تحلیل منطقی به مبانی حکمت
در پژوهشی بنیادین و نقطه عطف این حوزه، دکتر محمدجعفر جامهبزرگی در مقاله «اصالت و تشکیک وجود نزد ملاعبدالله یزدی: گذار از تحلیل منطقی به مبانی حکمت متعالیه» که در فصلنامه علمی ـ پژوهشی «حکمت اسلامی» منتشر شده است، با دقت نظری تبیین میکند که چگونه اندیشه ایشان از مرزهای تحلیلهای منطقی صوری عبور کرده و به سوی مبانی هستیشناختی حکمت متعالیه پیوند میخورد. این پژوهش، کلید درک جایگاه ایشان در سلسلهمراتب مکاتب فلسفی است.
تداوم روششناسی در مکاتب متعالی
بررسی تداوم روششناختی و پیوند میان میراث منطقی ایشان با مکاتب متأله و طباطبایی، نشاندهنده ضرورت درک ریشههای استدلالی در حکمت متعالیه است. در این زمینه میتوان به پژوهشهای دکتر حامد سراجی در فصلنامه «اندیشه فلسفی» اشاره کرد.
منطق به مثابه متدولوژی سیاسی
تحلیل «استنتاج منطقی» به عنوان چارچوبی ساختاری برای تکوین نظریههای سیاسی، از دیگر محورهای این حوزه پژوهشی است که در پژوهشهای بهرام دلیر در دوفصلنامه «مطالعات سیاسی اسلام» مورد توجه قرار گرفته است.
2. اخلاق کارکردی و مدیریت اجتماعی: از سیره به سیاست …













