
فرهنگی
خبرگزاری تسنیم: از آن چهرههایی است که نمیتوان او را در یک قاب منتقد، روزنامهنگار یا شاعر محدود و محصور کرد. یوسفعلی میرشکاک، متولد 1338، از آن چهرههای جنجالی است که در دهههای گذشته فراتر از دنیای شاعری، به زندگی انسان ایرانی در برزخ میان «سنت و مدرنیته» میاندیشد و مینویسد. او در این سالها کوشیده تا پیوندی میان انسان امروز ایرانی با ریشهها و مواریث گذشته برقرار کند؛ تلاشی که میتوان نتیجه آن را در دورههای شاهنامهخوانی و برپایی محافل ادبی در استانهای مختلف کشور دید. میرشکاک از آن دسته از شاعرانی است که روزگار امروز کمتر به چشم دیده است؛ شاعری با کلامی استخواندار که یادآور شاعران خراسان است و با لطافت طبع شاعران عراقی. شعر او شناسنامهدار است و پرداختن به عاطفه و احساس، شعر او را از ساحت اندیشه خالی نکرده.
اما گفتوگویی که در ادامه منتشر میشود، درباره او نیست. این مصاحبت چند ساعته که در صبح یک روز جمعه پس از تشییع رهبر شهید ایران دست داد، همان روزها که رخت سیاه محرم با لباس عزای آقای شهید ایران پیوند خورد و یکی شد. میرشکاک با حوصله در این گفتوگو از مردی سخن گفت که او را «استثنایی بر موجودیت فعلیمان» مینامد. همو که «قلب تازه شعر ایران» بود و "انقلابی" بودن را تنها نسخه مبارزه با استعمارگران امروز میدانست. میرشکاک در این مصاحبه، از شعر شستهرفته و یکدست قائد شهید گفت، از تقوایی که دو قِران از بیتالمال را برای خود حلال نمیکرد، از «من دیپلمات نیستمِ» ایشان در برابر دیپلماسی غرب، و از فرجامی که با فرجام اباعبدالله(ع) گره خورد.
با کسی گفتوگو کردهایم که نه فقط ناظر تاریخ است، بلکه روایتگر دیروز، تحلیلگر امروز و نگران فردای این میهن است. در ادامه، فرازهایی از این گفتوگوی صریح و بیپرده را میخوانید:
قوت سخنوری مکتب خراسان با نمک سبک عراقی
حضرت قائد شهید پدیده ویژهای بود، درست است که خاستگاهش هویت صنفی روحانی است؛ ولی جزء نمونههای نادری بود که از این خاستگاه نه تنها فراتر میرود بلکه از حیث وسعت دید و دیدگاه خیلی فرانگرتر است. ماجرای مبارزه سیاسی ایشان را خیلیها میدانند، خاطرات ایشان هم هست و دیگران هم چیزهایی نوشتهاند اما فقط این وجه جزو ویژگیهای ایشان نیست. ایشان کلاً انسان ذووجوهی بودند. …











