
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، شهدا تنها نامهایی ثبت شده در قاب تصاویر و سنگهای مزار نیستند؛ هر شهید روایتی از یک زندگی است، از کودکیهایی که با عشق خانواده شکل گرفت، از آرزوهایی که در دل جوانه زد و از راهی که به آسمان ختم شد. پشت هر نام ماندگار، خانوادهای ایستاده که سالها خاطرات یک عزیز را با خود حمل کرده و هر بار با مرور آن، هم دلتنگ میشود و هم به داشتن چنین فرزندی افتخار میکند.
پرونده رسانهای «خونهای ماندگار» با هدف ثبت ناگفتههای زندگی شهدای گرانقدر جنگ تحمیلی رمضان 1404، این بار مسیر خود را به آذرشهر در استان آذربایجان شرقی رساند؛ جایی که مادر شهید حجت کلینی ممقانی در گفتوگویی صمیمی با خبرنگار تسنیم، از پسری گفت که هنوز فرصت نکرده بود بسیاری از آرزوهایش را زندگی کند، اما نامش برای همیشه در دفتر ایثار و شهادت ماندگار شد.
در دهمین روایت این پرونده، پای صحبتهای سعیده فرجی مادر شهید نشستیم؛ مادری که هنوز تصویر پسرش را با همان لبخند همیشگی به یاد دارد؛ جوانی خوشاخلاق، پرتلاش و مهربان که به گفته خانواده، خندههایش بخش جدانشدنی شخصیت او بود.
حجت؛ پسری که زودتر از همسنوسالهایش مرد زندگی شد
شهید حجت کلینی ممقانی متولد 27 اسفندماه 1385 از آذرشهر استان آذربایجان شرقی بود؛ جوانی که از همان سالهای نوجوانی مفهوم تلاش و مسئولیت را آموخت.
مادرش از روزهایی میگوید که حجت هنوز دانشآموز بود، اما تابستانها کنار پدرش کار میکرد؛ پدری که در کار فروش میوه بود و پسرش را با دنیای تلاش و زحمت آشنا کرد.
«از کلاس ششم دبستان تابستانها میرفت کنار پدرش کار میکرد. دوست داشت روی پای خودش بایستد و برای آیندهاش چیزی بسازد.»
حجت از آن نوجوانهایی نبود که منتظر بماند دیگران برایش تصمیم بگیرند. هدف داشت و برای رسیدن به خواستههایش تلاش میکرد. خانواده میگویند او حتی در سن کم، نگاه متفاوتی به زندگی داشت و دوست داشت مستقل باشد.
لبخندی که در خاطرهها ماند
مادر شهید، اولین ویژگی پسرش را خوشرویی او میداند؛ همان ویژگی که باعث شده بود هر کس او را میشناسد، از لبخندهایش یاد کند.
«حجت خیلی پسر خندهرویی بود. خجالتی بود، اما غیرت خاصی داشت. با خانواده، دوستان و فامیل رفتار خیلی خوبی داشت.»
تصاویر …









