
ریحانه اسکندی: با فرارسیدن مهرماه و به پایان رسیدن دوره پنج ساله ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما، کارنامه این نهاد حیاتی در مواجهه با پرالتهابترین بحرانهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران، به کانون داغترین بحثها در محافل رسانهای، دانشگاهی و سیاسی کشور تبدیل شده است.
پنج سال پیش، مدیریت جدید با شعارهای دهانپر کنی چون «هویتمحوری» و «عدالتگستری» کلید ساختمان شیشهای را تحویل گرفت و انتظار میرفت با جراحی در ساختارهای فرسوده، فاصله عمیق میان تریبون رسمی و بطن جامعه را به حداقل برساند. با این حال، ارزیابی عملکرد این دوره نشان میدهد که تلویزیون در برهههای حساس تاریخی، بهجای پناهگاه امن برای تضارب آرای عمومی و مفاهمه ملی، بیش از پیش به سمت یکدستسازی رویکردهای سیاسی و انحصار تریبون متمایل شد.
این گزارش با نگاهی به دیدگاههای برخی کارشناسان ارتباطات، سیاستمداران و منتقدان رسانهای، ابعاد مختلف این دوراهی سرنوشتساز میان «رسانه ملی» و «رسانه جناحی» را در آستانه تصمیمگیری برای بقا یا تغییر مدیریت سازمان زیر ذرهبین میبرد. یکی از نکاتی که شاید صدا و سیما را بیش از پیش زیر سوال برده «ملی» نبودن آن نزد افکار عمومی باشد. اما این رسانه همچنان بدون رعایت الزامات ملی بودن یک «رسانه ملی» به راه خود میرود و بر طبل تفرقه میکوبد. در این گزارش سعی شده تا آنچه الزامات یک رسانه ملی است از زبان کارشناسان حوزه رسانه و ارتباطات مرور شود تا مسئولان این رسانه خودشان کلاهشان را قاضی کنند و ببینند آیا این الزامات را رعایت میکنند و میتوان برچسب ملی را بر خود بنهند. مقدمه، تبیین شاخصهای «رسانه ملی تراز»
در عصر حکمرانی الگوریتمها و قدرت شبکههای اجتماعی، تعریف «رسانه ملی تراز» فراتر از یک سازمان تولید و پخش برنامههای سرگرمی و خبری است. براساس نظرات کارشناسان و محققان حوزه رسانه، یک رسانه فراگیر باید آینهای تمامنما از سلایق، مطالبات و دغدغههای آحاد جامعه باشد. استانداردهای چنین رسانهای بر پنج اصل کلیدی استوار است: مرجعیت خبری، جامعیت در انعکاس دیدگاهها، مخاطبپذیری حداکثری، دوری از نگاههای تنگنظرانه جناحی و تطبیق ساختار با فناوریهای نوین.
پیمان جبلی در ابتدای راه با شعار «هویتمحوری» و «عدالتگستری» وارد میدان شد. انتظار …







![[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ](/news/u/2026-08-23/ettelaat-j0awm.jpg)


