
مبلغ – سرویس معارف: وقتی در جامعه امروز از فساد اداری یا دور زدن قانون صحبت میکنیم، ذهن ما بلابلافاصله به سمت روابط نامشروع و پارتیبازی میرود که در آن حق یک فرد ضایع میشود تا فرد دیگری به ناحق به جایگاهی برسد. این حساسیت اجتماعی که امروزه در فضای مجازی و گفتگوهای روزمره به شدت دیده میشود، باعث شده تا برخی تصور کنند شفاعت در دستگاه الهی نیز نوعی نقض قانون یا تبعیض میان بندگان است. برای درک درست این موضوع باید از پوسته ظاهری عبور کرد و به عمق معنای عدالت و رحمت در منظومه فکری شیعه نگریست. عدالت در نگاه توحیدی به معنای قرار دادن هر چیز در جای خود است و شفاعت نه تنها خروج از این دایره نیست، بلکه ابزاری برای به تعادل رساندن نظام تربیتی انسان است.
بیایید با یک مثال ملموس شروع کنیم که این روزها در نظامهای آموزشی دنیا هم مرسوم است. فرض کنید دانشآموزی در طول سال تحصیلی تلاش کرده اما در شب امتحان دچار حادثهای شده یا به دلیل اضطراب نتوانسته نمره قبولی بگیرد. معلم که از سابقه و تلاش او آگاه است، با وساطت مدیر مدرسه نمرهای به او میدهد تا مشروط نشود. آیا اینجا حق کسی ضایع شده است؟ آیا این معلم به دانشآموزان دیگر ظلم کرده؟ خیر، زیرا این ارفاق بر اساس شایستگیهای قبلی فرد صورت گرفته است. شفاعت در دستگاه الهی دقیقاً همین است؛ یعنی فرد باید قابلیت دریافت رحمت را داشته باشد. شفاعت برای کسی که تعمداً و از روی دشمنی تمام پلهای پشت سر خود را خراب کرده، معنا ندارد. در واقع شفاعت تجلی دستگیری اولیای الهی برای هدایتپذیرانی است که در مسیر حرکت دچار لغزش شدهاند، نه مجوزی برای گناه و قانونگریزی.
یکی از بزرگترین سوءتفاهمها درباره شفاعت، مسئله حقالناس است. در فرهنگ عامه گاهی گمان میشود که اگر کسی به دیگری ستم کند، با توسل و شفاعت میتواند از چنگال عدالت فرار کند. اما منطق قرآنی و روایی شیعه به شدت این نگاه را رد میکند. شفاعت هرگز به معنای پایمال کردن حق قربانی نیست و اساساً در حریم حقالناس راهی ندارد؛ مگر آنکه پروردگار با فضل و بخشش فوقالعاده خود در آخرت، شاکی را خشنود و راضی سازد تا او از حق خود بگذرد. در داستانهای حماسی و فیلمهای تاریخی مثل مختارنامه، بارها دیدهایم که عدالتخواهی محور اصلی حرکت است. شفاعت در واقع برای آن دسته از لغزشهای …











