
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ سرانجام پس از کش و قوس های فراوان رامین رضاییان از استقلال جدا شد تا قصه پرحاشیه رامین و رنگ آبی به پایان برسد. اتفاقی که از قبل پیش بینی می شد. با توجه به درخشش رامین در جام جهانی، زیاده خواهی هایش، بی کفایتی مدیران استقلال و البته عدم رابطه خوب رامین با هم تیمی هایش. هر چه بود، این قصه به انتها رسید و رضاییان از استقلال جدا شد
اما شاید مهمتر از جدایی، تصویری باشد که رضاییان در ماههای اخیر از خودش ساخته است؛ تصویری که در آن تقریباً همیشه رامین در مرکز جهان قرار دارد و عالم و آدم باید بابت شرایط او پاسخگو باشند.
مصاحبه اخیر او نمونه روشنی از همین رویکرد بود؛ ساعتها صحبت از خودش، موفقیتهای خودش، سختیهای خودش و مظلومیتهای خودش. از «تنها بودن» در استقلال گفت، از اینکه «یک شاخه گل» هم به او ندادهاند، از اینکه حتی «یک زنگ» به او نزدهاند، از اینکه کارگر ساختمانی برایش گل خریده و از اینکه اشکهایش برای مردم بوده است.
در کنار اینها، جملات عجیب دیگری هم از او شنیده شده؛ از بازی کردن با «۷۰ درصد درد» مقابل بلژیک تا روایتهایی که هر بار تلاش میکنند تصویری قهرمانانهتر، مظلومتر و البته متفاوتتر از رامین رضاییان بسازند.
مشکل اینجاست که وقتی یک بازیکن دائماً خودش را در مرکز روایت قرار میدهد، دیگر جایی برای سهم خودش در اتفاقات باقی نمیماند. همیشه دیگران مقصرند؛ باشگاه، مربی، مدیر، همتیمی، رسانه و حتی شرایط. اما کمتر کسی از خود رامین میشنود که شاید بخشی از این مشکلات، نتیجه رفتارهای خودش باشد.
سم تیم
برانکو روزی برای جواب کردن رضاییان از پرسپولیس او را «سم» تیم خطاب کرده بود و حالا رفتارهای اخیر رضاییان، فارغ از قضاوت درباره تواناییهای فنیاش، دوباره این پرسش را زنده میکند که آیا آن هشدار قدیمی درباره رامین رضاییان هنوز هم مصداق دارد؟
وقتی یک بازیکن دائماً درباره خودش صحبت میکند، مدام از سختیهایی که کشیده میگوید، از توجهی که نگرفته گلایه میکند، از دردهایش میگوید، از اینکه دیگران قدرش را ندانستهاند حرف میزند و همزمان تلاش میکند تصویری خاص و متفاوت از خودش ارائه دهد، طبیعی است که این سؤال مطرح شود: آیا فوتبال واقعاً اینقدر …





