
۲- مهم ترین علت تابو شدن صلح در افکار عمومی، رویکرد نامناسب رسانه ای کشور نسبت به تبیین صلح و آشتی های رسول اکرم(ص) است. اتفاق بسیار نامبارکی که بستر مناسبی را برای طرح این اتهام تاریخی فراهم ساخته که اسلام فقط «آیین جنگ و دشمنی» است و حتی «صلح شرافتمندانه» هم در آن محلی از اعراب ندارد!.
۳- توضیح چیستی، چرایی و چگونگی دوری ما از سیره نبوی(ص) نه در بضاعت این قلم است و نه مجال این مقال. ولی فقط برای اینکه باب صحبتی باز شده باشد از تمام منتقدان مفاد تفاهم نامه امضاء شده توسط روسای جمهور ایران و آمریکا، یک تقاضای کوچک دارم که با همان عینک ضد صلح شرافتمندانه، مفاد صلحنامه حدیبیه را هم بررسی و نقد کنند و در نهایت به این پرسش تاریخی، پاسخ دهند که آیا صلح پیامبر(ص) هم از نگاه جنگ طلبان امروز، شرافتمندانه بوده یا خدای نکرده، نبوده است؟!.
۴- برای اینکه کار دوستان منتقد صلح شرافتمندانه امروزی هم راحتتر شود مفاد صلحنامه حدیبیه را عیناً در پی می آورم:
«این است آنچه که محمد بن عبدالله و سهیل بن عمرو بر سر آن صلح کردند:
- آنان توافق کردند که جنگ به مدت ده سال متوقف شود، به گونهای که مردم در این مدت در امان باشند و یکدیگر را آزار ندهند. در این مدت نه خیانت روا باشد و نه دسیسهگری. میان ما (دو طرف) دلهایی پاک و محفوظ خواهد بود.
- هر کس که بخواهد در پیمان و عهد محمد وارد شود، میتواند چنین کند، و هر کس که بخواهد در پیمان و عهد قریش وارد شود نیز میتواند چنین کند.
- هر کس از قریش بدون اجازه ولیّ خود نزد محمد بیاید، محمد باید او را بازگرداند. اما هر کس از یاران محمد نزد قریش برود، قریش موظف به بازگرداندن او نخواهد بود.
- محمد (ص) و یارانش امسال از نزد ما بازمیگردند و سال آینده همراه یارانش نزد ما میآید و سه روز در اینجا اقامت خواهد داشت، مشروط بر اینکه سلاحی جز سلاح مسافر همراه نداشته باشند، که آن هم شمشیر …












