به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، امیرعباس ربیعی، کارگردان و نویسنده فیلم سینمایی «لباس شخصی»، با اشاره به هفت سال فاصله میان تولید و اکران این فیلم، میگوید این اثر درگیر «یک سوءتفاهم فرهنگی» شد؛ با این حال معتقد است موضوع نفوذ امروز برای مخاطب ملموستر از زمان تولید فیلم است و تأخیر در اکران، از منظر معنایی حتی به اثر کمک کرده است.
فیلم سینمایی «لباس شخصی» به تهیهکنندگی حبیب والینژاد در سال ۱۳۹۸ تولید شد و پس از هفت سال، از ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ روی پرده سینماها رفت. این فیلم با تمرکز بر موضوع نفوذ حزب توده در سالهای ابتدایی انقلاب، تلاش میکند علاوه بر روایت یک پرونده سیاسی و امنیتی، به مسئله اعتماد، وفاداری و مرز میان باور صادقانه و خیانت بپردازد.
ربیعی در گفتوگو با ایسنا، درباره چرایی انتخاب موضوع نفوذ توضیح داده است که این مسئله برای او صرفاً یک پرونده امنیتی نبوده، بلکه پرسشی انسانی درباره امکان شناخت آدمها و اعتماد به اطرافیان بوده است؛ اینکه آیا انسانها همان چیزی هستند که نشان میدهند یا ممکن است میان ظاهر و باطن آنها فاصلهای جدی وجود داشته باشد.
او در توضیح ایده اصلی فیلم میگوید هنگام پژوهش درباره سالهای ابتدایی انقلاب متوجه شده که پرونده حزب توده را نمیتوان صرفاً یک عملیات جاسوسی دانست. از نگاه او، اهمیت این پرونده در شرایطی بود که یک نظام سیاسی تازهتأسیس با شبکهای سازمانیافته از نفوذ مواجه شده بود و در این میان، حتی ایمان و باور صادقانه برخی نیروها نیز میتوانست مورد سوءاستفاده قرار گیرد.
به گفته ربیعی، آنچه بیش از جنبههای اطلاعاتی و امنیتی این پرونده برایش جذاب بوده، «یک امر فلسفی و انسانی» است؛ اینکه چگونه فردی باورمند میتواند وارد مسیری شود که تصور میکند در آن به کشور و آرمانهایش خدمت میکند، اما در نهایت به ابزاری برای دشمن تبدیل شود. چرا حزب توده؟
کارگردان «لباس شخصی» درباره انتخاب حزب توده به عنوان محور داستان نیز معتقد است این حزب یکی از پیچیدهترین نمونههای نفوذ تشکیلاتی در سالهای ابتدایی انقلاب بوده است. او میگوید این پرونده علاوه بر ابعاد سیاسی، لایه انسانی عمیقی دارد و نمونههایی از افرادی را در خود جای داده که در پوشش نیروهای خودی، به دشمن خدمت کردهاند. …












