قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۱

رشد ناسزاگویی در جامعه علمی ایران

اگر جامعه ایرانِ دهه ۱۳۵۰ متقاضی آن نوع گفتار و آن نوع قرائت نبود، آیا شریعتی می‌توانست به چنان جایگاهی برسد؟ شاید پدیده شریعتی را باید حاصل برهم‌کنش «عرضه» و «تقاضا» دانست، نه صرفاً محصول اراده یک فرد. همان‌گونه که در بازار، بدون وجود و حضور مشتریان کالایی خریده نمی‌شود، در عرصه اندیشه نیز هیچ سخنی، هرچند پرشور و بلیغ، بدون وجود مخاطبی مشتاق، به نیرویی اجتماعی تبدیل نمی‌شود. (به انقلاب ۱۳۵۷ ایران، و آنها که بر اثر آن برکشیده یا به زیر کشیده شده‌اند، کمتر از زاویه مکانیسم بازار نظر شده است. شاید نگاه به آن تحولات، از این زاویه، چراغ راهنمایی برای آینده باشد.)
 رشد ناسزاگویی در جامعه علمی ایران

 گروه اندیشه: امیرحسین علی نقی حقوقدان، در سایت مشق نو مطلبی نوشته با عنوان «رشد ناسزاگویی در جامعه علمی ایران». این مطلب را در ادامه می خوانید. 

****

چون غرض آمد، هنر پوشیده شد

صد حجاب از دل، به سوی دیده شد

تحولات فرهنگی، برخلاف تغییرات سیاسی و اقتصادی، معمولاً کند و تدریجی‌اند. ممکن است نهادها تغییر کنند، فناوری پیش برود و حتی ساختارهای اجتماعی دگرگون شوند، اما خلق‌وخوی فرهنگی جامعه با شتابی بسیار کمتر تغییر می‌کند. یکی از نشانه‌های این کندی را می‌توان در شیوه مواجهه ما با مخالفان فکری خود مشاهده کرد؛ آنجا که بسیاری از ما نشسته در زمین مدنیت و مدرنیته، خلق و خویی نامتناسب و توسعه‌نایافته از خود بروز می‌دهیم. حملات اخیر و مجدد دکتر موسی غنی‌نژاد به دکتر علی شریعتی را می‌توان در راستای همین تأخّر فرهنگی مورد بررسی قرار داد. در ادامه و به علت آشنایی عمومی مخاطبان، بدون ورود به محتوای این حملات، به نکاتی چند اشاره می‌کنم:

۱. نخستین پرسش به نحوه تحلیل خودِ پدیده شریعتی از سوی یک طرفدار اقتصاد بازار بازمی‌گردد. دکتر غنی‌نژاد از مدافعان اقتصاد بازار و مکانیسم عرضه و تقاضاست؛ دیدگاهی که بر این نکته تأکید دارد که هیچ عرضه‌ای، بدون وجود تقاضا، منشأ اثرِ پایدار نیست. با این حال، در تحلیل ایشان از شریعتی، این منطق کمتر مشاهده می‌شود. گویی تمام تحولات ایجاد شده ناشی از نفوذ شخص شریعتی است. این در حالی است که می‌توان بر اساس همان چارچوب تحلیلی که دکتر غنی‌نژاد به آن تعلق خاطر دارد پرسید: اگر جامعه ایرانِ دهه ۱۳۵۰ متقاضی آن نوع گفتار و آن نوع قرائت نبود، آیا شریعتی می‌توانست به چنان جایگاهی برسد؟ شاید پدیده شریعتی را باید حاصل برهم‌کنش «عرضه» و «تقاضا» دانست، نه صرفاً محصول اراده یک فرد. همان‌گونه که در بازار، بدون وجود و حضور مشتریان کالایی خریده نمی‌شود، در عرصه اندیشه نیز هیچ سخنی، هرچند پرشور و بلیغ، بدون وجود مخاطبی مشتاق، به نیرویی اجتماعی تبدیل نمی‌شود. (به انقلاب ۱۳۵۷ ایران، و آنها که بر اثر آن برکشیده یا به زیر کشیده شده‌اند، کمتر از زاویه مکانیسم بازار نظر شده است. شاید نگاه به آن تحولات، از این زاویه، چراغ راهنمایی برای آینده باشد.) خلاصه آنکه این نوعِ غلیظ از «اراده‌گرایی»، از جانب کسی که خمیرمایه اندیشه‌اش در مسیری مخالف با اراده‌گرایی سیر می‌کند، جای تعجب فراوان دارد.

۲. حتی اگر کسی معتقد باشد شریعتی در تحلیل‌هایش دچار خطاهای جدی بوده است، این امر مجوزی برای تبدیل نقد به نزاع شخصی نیست؛ آن هم شخصی که دهه‌هاست که از میان ما رفته است. تجربه نشان داده است که هرگاه مجادله از حوزه استدلال خارج شده و به داوری درباره شخصیت افراد کشیده شده، نه حقیقت روشن‌تر شده و نه مخاطبان بیشتری قانع شده‌اند. برعکس، چنین شیوه‌ای معمولاً به قطبی‌تر شدن فضا و کاهش کیفیت گفت‌وگو انجامیده است. جامعه علمی ایران از این آسیب بی‌نصیب نبوده است. نمونه آن را می‌توان در شیوه مواجهه زنده‌یاد سید جواد طباطبایی با برخی صاحبنظران و منتقدان‌اش دید. صرف‌نظر از قوت یا ضعف استدلال‌های ایشان، ادبیات تند و شخصی، باعث شد بخشی از توجه‌ها از اندیشه‌های این عزیز از دست رفته، به حاشیه‌ها منتقل شود و گاه اصل استدلال دکتر طباطبایی نیز، در سایه این مجادلات، گم شود. این اتفاق، نه تنها به زیان مخاطبان، بلکه به زیان خود صاحبان اندیشه نیز بوده و هست؛ زیرا بخشی از فرصت و سرمایه علمی آنان در منازعاتی مستهلک شده که قابل اجتناب بوده است.

۳. شاید بتوان مجادلات اخیر درباره دکتر شریعتی را از زاویه دیگری نیز نگریست. اختلاف میان طرفداران اقتصاد بازار و گرایش‌های چپ، اختلافی تازه نیست و سابقه‌ای طولانی، هم در عرصه نظر و هم در عرصه سیاست، دارد. طبیعی است که دکتر غنی‌نژاد، به عنوان یکی از شناخته‌شده‌ترین مدافعان اقتصاد بازار در ایران، در این منازعه نیز حضور داشته باشد. اما پرسش اینجاست که دکتر غنی‌نژاد برای این مواجهه کدام عرصه را انتخاب کرده و به لوازم و تبعات آن ملتزم می‌ماند: عرصه سیاست یا قلمرو اندیشه؟ و آیا استمرار این منازعه از مسیر مواجهه با شخصی که نزدیک به نیم قرن از درگذشت‌اش می‌گذرد، از لحاظ اخلاقی، بهترین شیوه پیشبرد گفت‌وگو است؟ می‌توان سربسته اشاره کرد که نکند کم‌سوتر شدن انرژی نهفته در انقلاب ۱۳۵۷ در این روزهای ایران، و در میان نسل‌های جدید، فرصتی «سیاست‌مدارانه» به برخی داده باشد تا از طریق هم‌نشین کردن دکتر شریعتی (که البته در اوج انقلاب ۵۷ در قید حیات نبود) با این کم‌سویی، در پی منکوب کردن دیدگاه‌های چپ (که خوب یا بد، سکه بازار آن ایامِ ایران و جهان بود) باشند.

۴. نکته قابل توجه دیگر، این است که دکتر شریعتی برای بخش قابل توجهی از نسل‌های جدید، دیگر چهره‌ای حاضر و شناخته‌شده نیست. بسیاری از جوانانی که امروز مخاطب این گفت‌وگوها هستند، نه آثار او را خوانده‌اند و نه با فضای فکری و تاریخی‌ای که در آن، سخنان او شکل گرفت، آشنایی مستقیم دارند. از این منظر، طرح پرحرارت و مکرر نام شریعتی در فضای عمومی، در قالب حمله و مجادله، ممکن است نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته باشد. چه بسا برخی مخاطبان، پیش از آنکه درباره شریعتی داوری کنند، این پرسش را مطرح کنند که اساساً شریعتی چه می‌گفت و چرا پس از چند دهه هنوز موضوع چنین مخالفت‌هایی است؟ به تعبیر دیگر، گاهی تلاش برای به حاشیه راندن یک اندیشه یا شخص، در فضای عمومی، می‌تواند به بازگشت دوباره آن به مرکز توجه منجر شود.

۵. دکتر غنی‌نژاد بیش از هر چیز به اعتبار دانش، آثار و تحلیل‌های اقتصادی خود شناخته می‌شود. سرمایه اصلی ایشان نیز همین جایگاه علمی است. از این رو، بیم آن می‌رود که استمرار مجادلات شخصی، بخشی از این سرمایه را درگیر نزاعی کند که بیش از آنکه دستاوردی علمی داشته باشد، به قطبی‌تر شدن فضای فکری بینجامد. جامعه علمی ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به تحلیل‌های نظری و وزن علمی اندیشمندانی چون دکتر غنی‌نژاد نیاز دارد. شایسته نیست این سرمایه، در مجادلاتی مستهلک شود که حاصل آن بیش از آنکه افزایش فهم باشد، تکدر فضا باشد. بیم آن می‌رود که در این گرد و خاک، بیش و پیش از هر چیز، از قدر و قیمت دانشمندان زنده کشور کاسته گردد؛ دانشمندانی که جامعه امروز ایران برای درمان زخم‌های جاری خود به آنها نیاز دارد، نه برای تبدیل تاریخ و گذشته کشور، به زخم‌هایی کهنه و مزمن.

مقصود این نوشته نه دفاع از شریعتی است و نه داوری درباره درستی یا نادرستی آرای او. دکتر شریعتی، همچون هر متفکر دیگری، سزاوار نقد است؛ بلکه شاید از آن رو که بیش از عموم متفکران عصر خود، به مانند دکتر غنی‌نژاد، به تریبونی عمومی دسترسی داشت، شایستگی بیشتری برای نقد داشته باشد. با این وصف، مسئله آن است که آیا این نقد در چارچوب یک گفت‌وگوی علمی و با ملاحظات اخلاقی انجام می‌شود یا به منازعه‌ای شخصی و فرساینده تبدیل می‌شود؟

۲۱۶۲۱۶ کد مطلب 2254791



۲ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

نشان‌دار کردن مالیات، مسیر جدید افزایش اعتماد مودیان

حکمرانی کارآمد در دنیای امروز دیگر در تصمیم‌گیری‌های صرفاً متمرکز و از بالا به پایین معنا پیدا نمی‌کند، بلکه کارآمدی یک سیستم حکمرانی همان‌جا شکل می‌گیرد که شهروندان در تعیین نحوه هزینه‌کرد منابع عمومی نقش آفرین باشند. طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها دقیقاً در همین نقطه ریشه دارد؛ مشارکت‌دادن مردم در محل مصرف مالیات پرداختی، رابطه شهروند با منابع عمومی را از یک رابطه قهری و انفعالی به یک رابطه مشارکتی و آگاهانه بدل می‌کند. وقتی مؤدی خود انتخاب می‌کند مالیاتش صرف کدام پروژه و کدام منطقه شود، دیگر نظام مالیاتی برای او یک نهاد صرفاً ستاننده نیست، بلکه بستر مشارکت او در مدیریت توسعه کشور است؛ مشارکتی که پایه‌های بهره‌وری را در تخصیص منابع، عینیت می‌بخشد.

مشارکت‌دادن مردم در تعیین محل مصرف مالیات، به‌طور مستقیم به افزایش بهره‌وری منجر می‌شود؛ چرا که وقتی تخصیص اعتبارات بر اساس اولویت‌ها و نیاز‌های واقعی خود مالیات‌دهندگان صورت گیرد، منابع عمومی دیگر صرف پروژه‌های کم‌اهمیت یا فاقد اولویت نمی‌شود و در مسیری هدایت می‌شود که بیشترین بازده توسعه‌ای را به همراه دارد. در کنار بهره‌وری، شفافیت نیز از مهم‌ترین دستاورد‌های این طرح است؛ زیرا مسیر هزینه‌کرد مالیات از یک جعبه سیاهِ مبهم خارج شده و به فرآیندی روشن، قابل‌ردیابی و قابل‌بررسی تبدیل می‌شود. مؤدی می‌تواند ببیند که سهم او دقیقاً به کدام پروژه رسیده و در چه مرحله‌ای از اجرا قرار دارد؛ همین شفافیت بنیادین، زمینه اعتماد عمومی را تقویت می‌کند و نظام مالیاتی را پاسخگو و قابل‌اتکا می‌سازد.

بعد دیگر این طرح که آن را از سازوکار‌های رایج متمایز می‌کند، ظرفیت بی‌نظیر آن در تحقق عدالت است؛ چرا که مؤدیان هنگام انتخاب محل مصرف مالیات، به هیچ محدودیت جغرافیایی مقید نیستند و می‌توانند پروژه‌های مناطق محروم را اولویت هزینه‌کرد خود قرار دهند. این سازوکار، جریان منابع مالی را به‌سوی کم‌برخوردارترین استان‌ها و نیازمندترین بخش‌های کشور هدایت می‌کند و توزیع عادلانه‌تری از منابع عمومی در سطح ملی رقم می‌زند. به‌این‌ترتیب، طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها ظهور تجلی می‌دهد یعنی، بهره‌وری، شفافیت و عدالت در یک نقطه واحد؛ جایی که مردم با مشارکت آگاهانه خود، هم مصرف مالیات را بهینه می‌کنند، هم آن را شفاف و قابل‌اعتماد می‌سازند و هم در راه برقراری عدالت در سراسر کشور گام برمی‌دارند. این همان کارآمدی و مطلوبیت حکمرانی مدرن است که در دل مردمی‌سازی نظام مالیاتی جای گرفته و می‌تواند الگویی برای سایر حوزه‌های مدیریت منابع عمومی باشد.

مودیان می‌توانند محل هزینه‌کرد بخشی از مالیات خود را انتخاب کنند

رحمان سعادت عضو هیات علمی اقتصاد دانشگاه در گفت‌و‌گو با خبرنگار برنا با اشاره به اینکه اجرای طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها مستقیما منجر به افزایش تعامل مودیان با سازمان امور مالیاتی خواهد شد؛ گفت: نشان‌دار کردن مالیات‌ها وارد سال سوم خود شده است و امسال هم قرار است که مانند سال قبل به اجرا گذاشته شود. به این ترتیب، مودیان انتخاب می‌کنند که بخش مشخصی از مالیات پرداختی‌شان کجا هزینه شود. این امر به افزایش تعامل مودیان با سازمان امور مالیاتی می‌انجامد و زمینه را برای افزایش رضایت‌مندی مودیان و مشارکت آنان در فعالیت‌های اقتصادی کشور مهیا می‌کند.

وی افزود: نشان‌دار کردن مالیات و این که مودیان بتوانند محل هزینه‌کرد مالیات‌شان را مشخص کنند، به لحاظ افزایش اعتماد مودیان به روند‌های مالیاتی کشور و مشارکت دادن آنها در فعالیت‌های اقتصادی کشور مزیت دارد.

وی در رابطه با ترمیم ذهنیت مردم از سازوکار‌های مالیاتی کشور با اجرای این طرح گفت: مشارکت دادن مودیان در زمینه تعیین محل هزینه‌کرد مالیات‌ها به افزایش شفافیت منجر می‌شود. بر این اساس، ذهنیت مردم و مودیان درباره این که درآمد‌های مالیاتی کجا هزینه می‌شوند، ترمیم می‌شود.

سعادت در پایان خاطرنشان کرد: هوشمندسازی در کنار مردمی‌سازی به تقویت اعتماد عمومی منجر خواهد شد و اجرای این دو موضوع ذیل تبصره ماده ۱۰۰ قانون مالیات‌های مستقیم و به پیوست آن طرح نشان‌دار کردن مالیات‌ها، به این معناست که علاوه بر بهره‌وری در فرآیند اخذ مالیات، بهره‌وری و عدالت و شفافیت در مصرف مالیات نیز با مشارکت دادن مردم در تعیین نحوه هزینه‌کرد مالیات پرداختی خود رقم خواهد خورد. کارآمدی یک سیستم حکمرانی در دنیای امروز در همین جا شکل می‌گیرد.

انتهای پیام/


۴ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

امضای کارزار؛ محکومیت حمله به بیمارستان شهید بقایی ۲ اهواز / کادر درمان خوزستان خواستار اقدام فوری سازمان ملل برای حفاظت از نظام سلامت ایران شدند

به گزارش خبرنگار برنا از اهواز، جمعی از جامعه پزشکان و کادر درمان استان خوزستان با صدور بیانیه‌ای خطاب به دبیرکل سازمان ملل متحد، حمله به محدوده بیمارستان تخصصی شهید بقایی ۲ اهواز را به‌شدت محکوم کردند و خواستار اقدام فوری برای حفاظت از نظام سلامت ایران شدند.

در این بیانیه آمده است: مراکز درمانی، بیمارستان‌ها و تجهیزات امدادی و پرسنل آن‌ها در همه وضعیت‌ها، به‌ویژه در زمان تجاوز نظامی و مخاصمات مسلحانه، تحت مصونیت هستند و هیچ حمله‌ای به این مراکز و کادر درمان در آن‌ها تحت هیچ شرایطی توجیه‌پذیر نیست.

حمله به بیمارستان شهید بقایی ۲ و تخلیه ۲۱۱ کودک

کادر درمان خوزستان در ادامه بیانیه خود با اشاره به حمله ۲۴ تیرماه ۱۴۰۵ به محدوده بیمارستان تخصصی شهید بقایی(۲) اهواز اعلام کردند: این مرکز، محل درمان بیماران مبتلا به سرطان و بیماری‌های خونی، به‌ویژه کودکان، است و در پی این حمله به‌طور کامل از چرخه خدمات‌رسانی خارج شد.

بر اساس این بیانیه، در جریان این اقدام، ۲۱۱ کودک مبتلا به سرطان که تحت شیمی‌درمانی بودند، در میان رنج و اضطراب فراوان به‌صورت اضطراری تخلیه شدند.

تاکید بر مصونیت مراکز درمانی

در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره به اصول حقوق بشردوستانه آمده است: ماده ۱۸ کنوانسیون چهارم ژنو تصریح می‌کند که مراکز درمانی غیرنظامی باید در تمامی شرایط مورد احترام قرار گیرند و هرگونه حمله به آن‌ها ممنوع است.

همچنین بر اساس ماده ۱۲ پروتکل الحاقی اول، حفاظت از تسهیلات درمانی غیرنظامی و کارکنان آن‌ها در همه شرایط باید تضمین شود.

کادر درمان استان خوزستان تاکید کردند: هدف‌گیری عمدی از تأسیسات بیمارستانی، نقض اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی است و مصداق بارز جنایت جنگی به‌شمار می‌آید.

در این بیانیه همچنین آمده است: چنین اقداماتی نه‌تنها با کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی در تضاد است، بلکه بر اساس ماده ۸ اساسنامه رم، در زمره جنایات جنگی قابل تعریف است.

حمله به مراکز درمانی؛ تهدیدی برای نظام سلامت

پزشکان و کادر درمان خوزستان در ادامه با تاکید بر اینکه حملات مذکور تهدیدی مستقیم برای بیماران و کادر درمان و ضربه‌ای به تمام نظام سلامت ایران و امنیت انسانی است، اعلام کردند: جامعه بین‌المللی و به‌ویژه سازمان ملل متحد مسئولیتی انکارناپذیر در حمایت از غیرنظامیان و احترام به قواعد بشردوستانه دارند.

در این بیانیه تاکید شده است: سکوت یا تعلل در برابر این اقدامات، نه‌تنها با اصول بنیادین حقوق بشر منافات دارد، بلکه عملاً به مشروعیت‌بخشی به این اقدامات و گریز عاملان آن از مسئولیت حقوقی دامن می‌زند.

درخواست از سازمان ملل برای تحقیق درباره حمله

کادر درمان خوزستان در پایان از دبیرکل سازمان ملل متحد و سایر نهادهای ذی‌صلاح این سازمان، از جمله شورای حقوق بشر، دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر و سازمان جهانی بهداشت، درخواست کردند حملات به بیمارستان تخصصی شهید بقایی اهواز و سایر مراکز درمانی ایران را محکوم کنند.

در این بیانیه همچنین خواسته شده است تحقیقات جامع و فوری پیرامون این حادثه برای بررسی حملات و شناسایی و مجازات عاملان آن در دستور کار قرار گیرد.

پزشکان و کادر درمان استان خوزستان همچنین خواستار فعال شدن سازوکارهای بین‌المللی برای حفاظت از نظام سلامت ایران و جلوگیری از تکرار چنین حملاتی شدند و از دبیرکل سازمان ملل متحد خواستند بر اساس منشور ملل متحد و اصول عدالت و انسانیت، اقدام قاطع و فوری به عمل آوردند.

 

Subject: Condemnation of the US attack on Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz and the violation of the right to health of patients 

By: The Physicians and Medical Staff of Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz 

;Your Excellency 

We, a collective of physicians and medical staff of Shahid Baghaei Hospital, recalling the principle that medical centers, hospitals, relief equipment, and their personnel are immune under all circumstances, especially during military aggression and armed conflicts, and that no attack on these centers and medical staff is justifiable under any conditions, strongly condemn the aggressive attack by the United States on the premises of this hospital. We, as representatives of the physicians and medical staff, emphasizing the urgent need for action to protect Iran’s health system, present this statement to you: 

Following the aggressive attacks by the United States against the Iranian people, on July ۱۵, ۲۰۲۶ the premises of Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz – which serves as a treatment center for cancer patients, especially children – were targeted. This attack completely disabled this medical center from the service cycle. During this aggressive act, 211 children suffering from cancer who were undergoing chemotherapy were emergently evacuated amid immense suffering and distress. 

These actions clearly violate the undeniable principles of international humanitarian law. Article ۱۸ of the Fourth Geneva Convention stipulates that civilian medical center must be respected under all circumstances and that any attack on them is prohibited. Furthermore, Article ۱۲ of Additional Protocol I explicitly states that the protection of civilian medical facilities and their personnel must be ensured under all conditions. Therefore, the deliberate targeting of this hospital is a flagrant violation of the principle of distinction between military and civilian objects and constitutes a clear war crime. Such actions not only contradict the Geneva Conventions and their Additional Protocols but are also definable as war crimes under Article ۸ of the Rome Statute. 

We, as physicians and medical staff, view the aforementioned attacks not only as a direct threat to patients and medical personnel but also as a blow to the entire health system of Iran and human security. Today, the international community, particularly the United Nations, bears an undeniable responsibility to protect civilians and uphold humanitarian rules. Silence or hesitation in the face of these crimes not only contradicts the fundamental principles of human rights but also effectively legitimizes these actions and enables the perpetrators to evade legal responsibility. 

Hereby, we urgently request you, as the Secretary-General of the United Nations, along with other competent UN bodies, including the Human Rights Council, the Office of the High Commissioner for Human Rights, and the World Health Organization, to formally condemn the attacks on Shahid Baghaei Hospital in Ahvaz and other medical centers in Iran as a clear violation of the Geneva Conventions and a war crime. Furthermore, we call for the initiation of a comprehensive and immediate investigation into this incident to examine these attacks and to identify and punish the perpetrators. Additionally, we request that you activate international mechanisms to protect Iran’s health system and prevent the recurrence of such attacks. We urge you to take decisive and urgent action .based on the Charter of the United Nations and the principles of justice and humanity 

,Respectfully

برای امضای این کارزار، به این (آدرس) مراجعه کنید.

انتهای پیام/


۴ ساعت قبل / سایت جماران

پیش از پایان دوره رئیس فعلی صداوسیما یک گزارش شفاف نظارتی به مردم بدهید

به گزارش جماران، سکینه سادات پاد، حقوقدان در پیامی در صفحه خود در شبکه های اجتماعی نوشت: شایسته است نمایندگان موضوع اصل 175 قانون اساسی از سه قوه که بر صداوسیما نظارت دارند گزارش شفاف نظارتی خود را قبل از پایان دوره مدیریت رئیس سازمان به مردم ارائه دهند.

نظارت دقیق از مهمترین مولفه های بهسازی حکمرانی و مبنای تغییرات و ترمیم است

 

 




 فرهنگ می‌تواند زبان اتحاد ملت‌های جبهه مقاومت باشد
۲ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

فرهنگ می‌تواند زبان اتحاد ملت‌های جبهه مقاومت باشد

«رویای نیمه‌شب» قصه شیرینی است؛ مخلوطی از تضاد‌های مختلف بین زن و مرد، ثروت و فقر، حسادت و گذشت و فداکاری. اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که مثل همه داستان‌های د...

 سردمداران ورود و خروج حقیقی‌ها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

سردمداران ورود و خروج حقیقی‌ها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱

k: خروج | ورود | حقیقی | سردمداران

 محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس
۴ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس

آرمان امروز : هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم چهار سال حبس صادر شده است. هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم [ ]

 انفجارهای مهیب انبار مهمات در لیبی - تسنیم
۲ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

انفجارهای مهیب انبار مهمات در لیبی - تسنیم

گزارش‌ها از لیبی از وقوع انفجارهای شدید در یک انبار مهمات خبرمی دهند.

 مصداق شکست بازار
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

مصداق شکست بازار

کالای عمومی کالایی است که منافع آن معطوف به غیر است؛ این کالا غیرشفاف است و نمی‌توان کسی را از مصرف آن مستثنا کرد. این کالا همچنین رقابت‌پذیر نیست؛ ازاین‌رو منحنی‌های معمول عرضه و تقاضا برای آن قابل استفاده نیستند و هزینه تمام‌شده آن نیز بر اساس چارچوب‌های معمول هزینه تمام‌شده در اقتصاد خرد محاسبه نمی‌شود. تولید و تهیه کالای عمومی یک هزینه کلی دارد و پس از تولید، همگان می‌توانند از آن استفاده کنند و هزینه تولید نهایی آن به صفر نزدیک می‌شود. همین که کالای عمومی، مانند نظم عمومی، تولید و عرضه شد، همه مردم، خواه‌ناخواه، از آن استفاده می‌کنند.

 افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست

مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران گفت: راه‌حل پایدار چالش ناترازی سوخت فقط افزایش تولید و عرضه نیست، بلکه باید از مسیر اصلاح الگوی مصرف، ارتقای بهره‌وری، سرمایه‌گذاری در بخش تقاضا و مشارکت همه ذی‌نفعان در تصمیم‌سازی محقق شود.