قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۳

بنزین؛ یک روایت و دوبحران

 هر بار که مقامات کشور درباره بنزین صحبت می‌کنند، یک عدد در صدر خبرها می‌نشیند: «کسری». امسال هم اسماعیل سقاب اصفهانی، رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، همین الگو را تکرار کرد. او گفت مصرف روزانه بنزین کشور به‌طور میانگین حدود ۱۳۵ میلیون لیتر است که از این میزان حدود ۱۱۲ میلیون لیتر در پالایشگاه‌های کشور تولید می‌شود و نزدیک به ۹ میلیون لیتر نیز از طریق تبدیل محصولات پتروشیمی به بنزین تأمین می‌شود. ریاضی ساده‌ای که از این ارقام بیرون می‌آید، کسری‌ای در حدود ۱۴ میلیون لیتر در روز است؛ یعنی چیزی نزدیک به ده درصد مصرف کل.
 بنزین؛ یک روایت و دوبحران

این عدد، همان چیزی است که در تیتر خبرها می‌نشیند، در صحن مجلس تکرار می‌شود و مبنای هر بحث «گران کردن بنزین» یا «سهمیه‌بندی جدید» قرار می‌گیرد. اما اگر یک قدم عقب‌تر بایستیم و به بقیه حرف‌های همین مقام نگاه کنیم، عدد دیگری پیدا می‌شود که به‌مراتب بزرگ‌تر، معنادارتر و نگران‌کننده‌تر است؛ عددی که کمتر کسی روی آن مکث می‌کند.

عدد پنهان: فاصله با الگوی بهینه

سقاب اصفهانی، در همان اظهارات و در جلسات دیگر، صراحتاً گفته که مصرف بهینه بنزین ایران باید در بازه‌ای بسیار پایین‌تر از رقم فعلی قرار گیرد. در یکی از این اظهارنظرها آمده که مصرف بنزین کشور باید به حدود پنجاه تا شصت میلیون لیتر در روز برسد و میزان مصرف فعلی هفتاد تا هشتاد میلیون لیتر بیشتر از استانداردهای جهانی است. اگر همین چارچوب را با رقم ۱۳۵ میلیون لیتری مصرف فعلی مقایسه کنیم، به شکافی می‌رسیم که چند برابر بزرگ‌تر از «کسری تولید-مصرف» است: چیزی در بازه شصت‌وپنج تا هشتادوپنج میلیون لیتر در روز، یعنی نیمی از کل مصرف کشور.

این دو عدد -۱۴ میلیون لیتر کسری تولید، در برابر ۶۵ تا ۸۵ میلیون لیتر مصرف مازاد بر الگوی بهینه- از دو جنس کاملاً متفاوت‌اند. اولی یک مسئله عرضه است: چقدر پالایشگاه داریم، چقدر واردات می‌کنیم، چقدر ذخیره برداشت می‌کنیم. دومی یک مسئله ساختاری در اقتصاد مصرف انرژی است: چرا کشوری با این جمعیت و این سطح تولید ناخالص داخلی، دو تا سه برابر میانگین جهانی بنزین مصرف می‌کند. وقتی مقام مسئول همان نهادی که این عدد را اعلام می‌کند، خودش می‌گوید نیمی از مصرف فعلی «غیربهینه» است، دیگر نمی‌توان بحران را صرفاً در قامت یک شکاف ده‌درصدی توضیح داد.

چرا تمرکز رسانه‌ای و سیاستی روی عدد کوچک‌تر می‌افتد

این‌جا یک الگوی آشنا در سیاست‌گذاری انرژی ایران تکرار می‌شود: تمرکز روی عددی که راه‌حل کوتاه‌مدت و قابل اعلام دارد، و کنار گذاشتن عددی که راه‌حلش پرهزینه، بلندمدت و سیاسی است. کسری ۱۴ میلیون لیتری را می‌شود با واردات، برداشت از ذخایر راهبردی، یا فشار بر مصرف خانگی (مثل توصیه به کاهش یک لیتر در روز برای هر خانوار) مدیریت کرد. اما اصلاح ۷۰ میلیون لیتر مصرف اضافی، یعنی دست بردن در ساختار حمل‌ونقل کشور: ناوگان خودرویی، صنعت خودروسازی، قیمت‌گذاری انرژی، استانداردهای مصرف سوخت، و توسعه حمل‌ونقل عمومی. این دومی، اصلاحاتی است که با یک بخشنامه یا یک کمپین «صرفه‌جویی مردمی» حل نمی شود. هرچند حدود چهل میلیون مترمکعب در کشور سی ان جی توزیع می‌شود، اما تنها شانزده میلیون مترمکعب آن مورد استفاده قرار می‌گیرد و اگر استفاده از گاز گسترش یابد، کشور از واردات بنزین بی‌نیاز خواهد شد. این خودش یک بی کفایتی ضمنی است: مسئله فقط کمبود عرضه نیست؛ ناوگان خودرویی کشور، به‌رغم وجود زیرساخت گاز طبیعی فشرده، عمدتاً به سمت مصرف بنزین سوق داده شده است. چرا؟ چون خودروسازی داخلی، با انحصار و حمایت تعرفه‌ای که از رقابت خارجی محافظت می‌شود، هیچ انگیزه ساختاری برای تولید خودروهای کم‌مصرف یا دوگانه‌سوز استاندارد ندارد.

آناتومی یک بحران ساختاری

اگر بخواهیم فهرست کنیم که آن ۶۵ تا ۸۵ میلیون لیتر اضافه‌مصرف روزانه از کجا می‌آید، حداقل چهار مؤلفه اصلی را می‌بینیم:

نخست، ناوگان پرمصرف. میانگین مصرف سوخت خودروهای تولید داخل ایران، به دلایل فنی (موتورهای قدیمی، فقدان استانداردهای انتشار و مصرف به‌روز، کیفیت پایین ساخت) به‌طور محسوسی بالاتر از میانگین جهانی است. وقتی پایه ناوگان کشور بر چنین خودروهایی بنا شده، هر سیاست قیمتی یا سهمیه‌بندی، فقط اثر کوتاه‌مدت و مقطعی خواهد داشت، چون ریشه مصرف در فناوری خودرو نشسته، نه فقط در رفتار راننده.

دوم، انحصار صنعت خودروسازی. دو خودروساز بزرگ کشور، سال‌هاست با حمایت تعرفه‌ای و محدودیت واردات، از فشار رقابتی خودروهای کم‌مصرف و باکیفیت‌تر خارجی مصون مانده‌اند.

نتیجه، تولید انبوه خودروهایی است که استانداردهای مصرف سوخت روز دنیا را برآورده نمی‌کنند، اما چون بازار اسیر است، همچنان به فروش می‌رسند. اصلاح این انحصار، یعنی باز کردن بازار به رقابت واقعی یا الزام‌آور کردن استانداردهای مصرف سوخت برای تولید داخل؛ کاری که منافع سیاسی و اقتصادی قدرتمندی در برابرش مقاومت می‌کند.

سوم، نبود یا ناکارآمدی نظام اسقاط. خودروهای فرسوده، که بخش قابل توجهی از ناوگان کشور را تشکیل می‌دهند، به دلیل فرسودگی موتور و نبود استانداردهای احتراق، مصرف سوخت به‌مراتب بالاتری نسبت به خودروی نو دارند. طرح‌های اسقاط در ایران یا اجرا نمی‌شوند، یا با بودجه ناکافی و مقطعی متوقف می‌مانند.

چهارم، حمل‌ونقل عمومی ضعیف. در بسیاری از کلان‌شهرهای ایران، متروی ناقص، ناوگان اتوبوسرانی فرسوده و سیستم حمل‌ونقل بین‌شهری ریلی توسعه‌نیافته، مردم را عملاً به خودروی شخصی وابسته کرده است. وقتی جایگزین معقول و قابل اتکایی برای خودرو وجود ندارد، هر سیاست کاهش مصرف، در عمل به معنای کاهش تحرک اقتصادی و اجتماعی مردم خواهد بود، نه کاهش واقعی نیاز به سوخت.

این چهار مؤلفه، برخلاف «کسری ۱۴ میلیون لیتری»، پدیده‌هایی چندساله و چندبخشی‌اند که به وزارت نفت، وزارت صمت، شهرداری‌ها، و سیاست‌گذاری کلان صنعتی کشور گره خورده‌اند. اصلاح آن‌ها، نه در یک فصل، که در یک دهه ممکن می‌شود؛ و همین، دلیل اصلی است که چرا هیچ‌کدام از دولت‌های اخیر عملاً وارد آن نشده‌اند.

اما چرا این چارچوب‌بندی گمراه‌کننده است

از منظر یک تحلیل‌گر انرژی، مسئله اصلی در نحوه بیان این ارقام توسط سقاب اصفهانی، نه نادرستی آن‌ها، بلکه توالی و تأکید آن‌هاست. وقتی مقام مسئول ابتدا با جزئیات و دقت از عدد کسری تولید صحبت می‌کند، و در ادامه، گذرا و بدون تأکید مشابه، به فاصله عظیم‌تر با الگوی مصرف بهینه اشاره می‌کند، افکار عمومی و رسانه‌ها طبیعتاً روی عدد اول تمرکز می‌کنند؛ همان عددی که راه‌حلش «واردات بیشتر» یا «صرفه‌جویی مردمی» است، نه اصلاح ساختار.

جالب‌تر آنکه ارقام اعلامی خود او هم در بازه‌های زمانی مختلف نوسان محسوسی دارد. در برخی اظهارات، مصرف روزانه ۱۳۰ تا ۱۳۵ میلیون لیتر و تولید پیش از جنگ ۱۱۰ تا ۱۱۵ میلیون لیتر عنوان شده؛ در جای دیگر مصرف دقیقاً ۱۳۵ میلیون لیتر و تولید ۱۱۰ میلیون لیتر بیان شده؛ و در نمونه سوم، تولید ۱۱۲ میلیون لیتر پالایشگاهی به‌علاوه ۹ میلیون لیتر پتروشیمی ذکر شده است. این نوسان چند میلیون‌لیتری در بیان رسمی، شاید در مقیاس کلان بی‌اهمیت به نظر برسد، اما نشان می‌دهد حتی نهاد متولی سیاست‌گذاری انرژی کشور، آمار دقیق و واحدی در دسترس (یا در اراده انتشار) ندارد. این خودش یک مسئله حکمرانی داده در بخش انرژی است که پیش از هر بحث سیاستی دیگر باید حل شود.

چرا «گران کردن بنزین» تنها بخش آسان ماجراست

هر گفت‌وگویی درباره اصلاح بنزین در ایران، دیر یا زود به بحث «قیمت» می‌رسد. و این طبیعی است: در کوتاه‌مدت، تنها ابزاری که در اختیار دولت است و می‌تواند بلافاصله اعمال شود، تغییر قیمت یا سهمیه است. اما دقیقاً همین سادگی اجرایی است که باعث می‌شود قیمت، به تنها محور گفت‌وگوی عمومی درباره بنزین تبدیل شود؛ در حالی که قیمت، در بهترین حالت، فقط می‌تواند بخشی از آن کسری ۱۴ میلیون لیتری را جبران کند، نه فاصله ۶۵ تا ۸۵ میلیون لیتری با الگوی بهینه.

تجربه سال‌های گذشته نشان داده که افزایش قیمت بنزین، بدون اصلاح هم‌زمان ساختار خودرو و حمل‌ونقل عمومی، دو پیامد دارد: نخست، فشار تورمی و اجتماعی فوری و قابل توجه، و دوم، بازگشت مصرف به روند صعودی پیشین در فاصله کوتاهی پس از عبور از شوک اولیه، چون علت ریشه‌ای (ناوگان پرمصرف و نبود جایگزین) دست‌نخورده باقی مانده است. به بیان دیگر، گران کردن بنزین بدون اصلاح رانت خودرو، مثل درمان علامت بدون درمان بیماری است.

اصلاح واقعی، نیازمند بسته‌ای هم‌زمان است: تعیین استاندارد الزامی مصرف سوخت برای خودروهای تولید داخل (با ضمانت اجرا و جریمه، نه صرفاً توصیه)، باز کردن فضای رقابتی در بازار خودرو برای شکستن انحصار موجود، اجرای جدی و مستمر طرح اسقاط خودروهای فرسوده با منابع پایدار، و سرمایه‌گذاری در حمل‌ونقل عمومی به‌ویژه در کلان‌شهرها به‌عنوان پیش‌شرط هر سیاست قیمتی. تنها در این چارچوب است که افزایش قیمت بنزین، معنای اصلاحی واقعی پیدا می‌کند، نه صرفاً انتقال بار مالی به خانوارها.

جمع‌بندی

وقتی مقام مسئول سیاست‌گذاری انرژی کشور خودش تصریح می‌کند که مصرف بهینه بنزین باید نیمی از رقم فعلی باشد، دیگر نمی‌توان بحث «بحران بنزین» را در قاب کسری تولید محدود کرد. عدد ۱۴ میلیون لیتر، توجیه‌کننده سیاست‌های کوتاه‌مدت است؛ عدد ۶۵ تا ۸۵ میلیون لیتر، فراخوانی است برای بازنگری در صنعت خودرو، بازار حمل‌ونقل، و کل معماری مصرف انرژی کشور.

اگر اصلاح واقعی مدنظر است، نقطه شروع درست، نه صف پمپ بنزین و نرخ‌نامه جدید سوخت، بلکه خط تولید کارخانه‌های خودروسازی و نقشه راه توسعه حمل‌ونقل عمومی است. گران کردن بنزین، همان‌طور که در متن ابتدایی این یادداشت آمده، آسان‌ترین بخش ماجراست؛ اصلاح رانت خودرو، بخش سخت آن است -و همان بخشی است که هیچ دولتی تاکنون واقعاً به آن ورود نکرده.

کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی

223223 کد مطلب 2260178



۱ ساعت قبل / سایت برترینها

راه حل چهارمی که برای ماجرای بنزین پیدا شد!

برترین‌ها: حواشی اخیر درباره احتمال اختلاط بنزین با متانول، واکنش‌های مختلفی در فضای مجازی به دنبال داشته است. در همین رابطه، پیام الیاس‌کردی (فعال اقتصادی) با انتشار توییتی کنایه‌آمیز به این موضوع واکنش نشان داد و مدعی شد: «گویا راه حل چهارمی برای بنزین پیدا کردن! کیفیتو انقدر پایین آوردن که مردم از ترس خراب شدن ماشینشون دیگه بنزین نزنن… دولت با همین ترفند ساده، مصرف رو کنترل کرد.»

این ادعا در حالی مطرح شده که طی روزهای گذشته موضوع کیفیت و ترکیب سوخت عرضه‌شده در جایگاه‌ها به یکی از بحث‌های مورد توجه کاربران تبدیل شده است. نگرانی درباره پیامدهای احتمالی استفاده از سوخت نامرغوب برای خودروها نیز به این حواشی دامن زده است. کنایه الیاس کردی در شرایطی مطرح شده که پیش‌تر اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رئیس‌جمهور، از سه سناریوی پیش روی دولت درباره اصلاح قیمت بنزین خبر داده بود.

حالا این پرسش در فضای مجازی مطرح شده که آیا ماجرای کیفیت سوخت و نگرانی‌های ایجادشده درباره آن، می‌تواند بر الگوی مصرف بنزین نیز اثر بگذارد یا نه؛ موضوعی که البته برای قضاوت درباره آن، به اطلاعات دقیق‌تر و اظهارنظر رسمی مسئولان درباره کیفیت و ترکیب بنزین عرضه‌شده نیاز است.


۲ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر است | سیاستمداران در حال اتخاذ تصمیماتی هستند که منجر به تلاطم اجتماعی می‌شود

رویداد۲۴|  حسین راغفر، عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا و تحلیل‌گر اقتصادی، با اشاره به شرایط جنگی کشور اظهار کرد که در هیچ جای جهان در زمان جنگ، سیاست‌هایی از جنس افزایش شدید قیمت حامل‌های انرژی به این شکل اجرا نمی‌شود. به اعتقاد او، سیاست‌گذار در شرایط جنگی باید بیش از هر زمان دیگری به پیامدهای اجتماعی تصمیم‌های اقتصادی توجه داشته باشد.

او با انتقاد از دیدگاه‌هایی که بر واگذاری گسترده امور اقتصادی به بازار تأکید دارند، گفت چنین رویکردهایی بدون توجه به شرایط اجتماعی و حساسیت‌های دوره جنگ می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد.

راغفر افزود در شرایطی که کشور با بحران‌های متعدد مواجه است، هر تصمیم اقتصادی باید با الزامات اجتماعی و معیشتی جامعه هماهنگ باشد و نمی‌توان بدون فراهم کردن امکان جایگزینی، یک کالا یا خدمت را از سبد خانوار حذف کرد.

افزایش قیمت بنزین بدون ترمیم دستمزد، فشار بر خانوارها را تشدید می‌کند

این استاد دانشگاه با اشاره به وضعیت درآمدی خانوارها گفت اگر افزایش قیمت بنزین موجب شود بخش بیشتری از درآمد خانوارها صرف تأمین هزینه سوخت شود، باید همزمان مسئله دستمزد نیز مورد توجه قرار گیرد.

او افزود دستمزدها طی سال‌های گذشته با محدودیت‌های جدی مواجه بوده‌اند و در حالی که افزایش دستمزد همواره با نگرانی از آثار تورمی مواجه شده، سیاست‌هایی که خود می‌توانند تورم قابل‌توجهی ایجاد کنند، با همان حساسیت مورد توجه قرار نگرفته‌اند.

راغفر در ادامه نسبت به پیامدهای اجتماعی سیاست افزایش قیمت هشدار داد و گفت یا سیاست‌گذاران ابعاد اجتماعی این تصمیم‌ها را به‌درستی درک نمی‌کنند یا در حال اتخاذ تصمیم‌هایی هستند که می‌تواند به افزایش ناامنی و تلاطم اجتماعی منجر شود.

او با اشاره به شرایط منطقه‌ای و فشارهای خارجی تأکید کرد که در شرایطی که دشمنان کشور در تلاش برای تضعیف آرامش و انسجام اجتماعی هستند، تصمیم‌هایی که زمینه انفجار اجتماعی ایجاد کنند، می‌توانند بسیار پرهزینه باشند.

ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

راغفر معتقد است جامعه ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری مستعد تلاطم اجتماعی است. او با اشاره به تشدید شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی گفت جامعه ایران در مقایسه با گذشته با سطح بالاتری از گسست اجتماعی مواجه شده است.

او یکی از گروه‌هایی را که مستقیماً از افزایش قیمت بنزین آسیب خواهند دید، فعالان حمل‌ونقل اینترنتی و تاکسی‌ها دانست و گفت حدود ۱۳ میلیون نفر به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم به این حوزه وابسته هستند و افزایش هزینه سوخت می‌تواند فشار سنگینی بر آنها وارد کند.

بازار ثانویه سهمیه بنزین؛ به جای بازار گسترده، هرج‌ومرج ایجاد می‌کند

این استاد دانشگاه با اشاره به ایده اختصاص سهمیه بنزین به افراد و امکان خرید و فروش سهمیه‌ها گفت تصور ایجاد یک بازار گسترده از طریق خرید و فروش سهمیه بنزین واقع‌بینانه نیست.

به گفته راغفر، در این مدل ممکن است فردی که خودرو ندارد سهمیه خود را بفروشد و در مقابل مبلغی دریافت کند، اما در نهایت خریدار سهمیه کسی خواهد بود که توان مالی بیشتری دارد.

او افزود چنین سازوکاری نه‌تنها بازار کارآمدی ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند به شکل‌گیری نوعی بی‌نظمی و واسطه‌گری منجر شود. به اعتقاد او، ممکن است سهمیه ۳۰ لیتری یک فرد با قیمت بالایی فروخته شود، اما منفعت اصلی آن نصیب افراد برخوردار شود و در نهایت سیاستی که با هدف حمایت از اقشار فرودست طراحی شده، به زیان همین گروه‌ها تمام شود.

شرایط امروز با جنگ هشت‌ساله متفاوت است

راغفر با اشاره به تجربه جنگ هشت‌ساله گفت در آن دوره، با وجود دشواری‌های اقتصادی، انسجام اجتماعی بسیار بالاتر بود و سیاست‌های اقتصادی نیز با توجه به شرایط جنگی طراحی می‌شدند.

او افزود جامعه امروز به‌دلیل تحولات چند دهه گذشته، خصوصی‌سازی، تعدیل ساختاری و افزایش نابرابری‌ها، با جامعه آن دوران تفاوت زیادی دارد.

به گفته راغفر، در دوره جنگ هشت‌ساله سطح مصرف‌گرایی به اندازه امروز نبود و اقتصاد نیز تا این حد به خدماتی مانند حمل‌ونقل وابسته نشده بود. بنابراین نمی‌توان سیاست‌های اقتصادی امروز را بدون توجه به تفاوت‌های ساختاری جامعه با دوره جنگ گذشته تحلیل کرد.

او اضافه کرد بخش قابل‌توجهی از وضعیت فعلی محصول سیاست‌های اقتصادی پس از جنگ است که به افزایش نابرابری و قطبی‌شدن جامعه منجر شده است. به گفته راغفر، امروز جمعیت قابل‌توجهی برای کسب درآمد روزانه به شهرها رفت‌وآمد می‌کنند و حدود ۱۳ میلیون نفر زندگی خود را به فعالیت در حوزه تاکسی و حمل‌ونقل اینترنتی وابسته کرده‌اند.

افزایش قیمت انرژی به سرعت به سایر کالاها منتقل می‌شود

راغفر با اشاره به تورم بالای موجود در کشور گفت آثار افزایش قیمت حامل‌های انرژی بر تورم بسیار روشن است، زیرا تقریباً همه کالاها برای تولید یا توزیع به حمل‌ونقل نیاز دارند.

او افزود افزایش قیمت سوخت به‌سرعت هزینه حمل‌ونقل را بالا می‌برد و در نتیجه قیمت طیف گسترده‌ای از کالاها و خدمات افزایش پیدا می‌کند.

راغفر با اشاره به افزایش قیمت‌ها در دی‌ماه ۱۴۰۴ و آثار سیاست حذف ارز ترجیحی پرسید آیا مسئولان درباره پیامدهای آن تصمیم پاسخگو بوده‌اند که اکنون همان سیاست‌گذاران به دنبال اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین هستند.

او هشدار داد در شرایط فعلی که جامعه از نظر اقتصادی و اجتماعی ملتهب است، افزایش قیمت‌ها می‌تواند زمینه اعتراضات گسترده را فراهم کند و در چنین شرایطی ممکن است برخوردهای انتظامی و امنیتی با اعتراضات شکل بگیرد؛ روندی که به اعتقاد او می‌تواند پیامدهای انسانی و اجتماعی سنگینی داشته باشد و حتی بر دستاوردهای کشور در عرصه نظامی و سیاسی اثر بگذارد.

سیاست‌های داخلی را نمی‌توان تماماً به جنگ نسبت داد

راغفر در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از نسبت دادن بخش عمده تورم موجود به جنگ گفت عوامل اصلی تورم فعلی را باید در سیاست‌های اقتصادی داخلی جست‌وجو کرد.

او حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت حامل‌های انرژی را از جمله سیاست‌هایی دانست که آثار تورمی قابل‌توجهی داشته‌اند و تأکید کرد سهم جنگ در تورم موجود به اندازه‌ای نیست که بتوان همه مشکلات اقتصادی را به آن نسبت داد.

قیمت تنها ابزار مدیریت مصرف نیست

این تحلیل‌گر اقتصادی تأکید کرد قیمت تنها ابزار تخصیص منابع نیست و حتی نمی‌توان آن را در همه شرایط بهترین ابزار دانست.

او درباره قاچاق بنزین گفت پیش از افزایش قیمت باید مسئله قاچاق را حل کرد. به گفته راغفر، اگر روزانه حدود ۲۰ میلیون لیتر بنزین قاچاق می‌شود، کنترل همین بخش می‌تواند بخش قابل‌توجهی از مشکل ناترازی و کسری مورد اشاره دولت را برطرف کند.

او همچنین نبود حمل‌ونقل عمومی کارآمد را یکی دیگر از موانع اجرای سیاست افزایش قیمت بنزین دانست و گفت زمانی می‌توان استفاده از خودرو شخصی را محدود کرد که جایگزین مناسبی مانند حمل‌ونقل عمومی ارزان، گسترده و قابل دسترس وجود داشته باشد.

راغفر افزود حتی در تهران نیز در بسیاری از مناطق دسترسی مناسب به حمل‌ونقل عمومی وجود ندارد و مردم ناچارند برای رفت‌وآمد از خودروهای شخصی استفاده کنند.

تنوع سبد انرژی و استفاده از ظرفیت CNG

راغفر با اشاره به ضرورت تنوع‌بخشی به سبد انرژی گفت کشور در این زمینه نیز با مشکلاتی مواجه شده است.

او استفاده بیشتر از LNG و CNG را یکی از راهکارهایی دانست که می‌تواند وابستگی به بنزین و فشار تقاضا بر این حامل انرژی را کاهش دهد. به گفته او، استفاده از این ظرفیت‌ها در سال‌های گذشته می‌توانست بخشی از مشکل مصرف بنزین را مدیریت کند.

مدیریت هوشمند مصرف با استفاده از کارت سوخت

این استاد دانشگاه پیشنهاد کرد از اطلاعات موجود در سامانه کارت سوخت برای مدیریت هوشمند مصرف استفاده شود.

به گفته راغفر، هزینه قابل‌توجهی برای ایجاد و توسعه سامانه کارت سوخت صرف شده و می‌توان با ثبت اطلاعات خودرو، مالک و میزان مصرف، الگوی مصرف هر فرد را مشخص کرد.

او پیشنهاد کرد مصرف تا یک سطح مشخص با نرخ پایه انجام شود و مصرف بالاتر از آن، مشمول نرخ‌های افزایشی شود. در عین حال، فعالان حمل‌ونقل عمومی می‌توانند از تخفیف‌های ویژه برخوردار شوند تا افزایش قیمت سوخت به افزایش شدید هزینه حمل‌ونقل عمومی منجر نشود.

انتقاد از اعلام قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومانی بنزین

راغفر در پایان با انتقاد از اعلام قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومانی بنزین در یک استان، این اقدام را نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمت‌های پایین‌تر دانست.

او معتقد است اعلام چنین رقمی با هدف ایجاد شوک روانی و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش نرخ‌هایی مانند ۴۰ هزار تومان انجام شده است، اما حتی چنین عملیات روانی نیز نمی‌تواند آثار منفی افزایش قیمت بنزین را از بین ببرد.

راغفر تأکید کرد اقتصاد و جامعه ایران ظرفیت پذیرش بنزین با قیمت ۸۷ هزار و ۵۰۰ تومان را ندارند و به جای ایجاد شوک قیمتی، باید از مجموعه‌ای از سیاست‌های هوشمند برای مدیریت مصرف، کنترل قاچاق، توسعه حمل‌ونقل عمومی و اصلاح سبد انرژی استفاده کرد.




 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 بزرگانی همچون آقای خاتمی مورد تکریم قرار گیرند / باید تغییرات جدی صورت گیرد/ خدا نیامرزد کسی را که «بگم‌بگم» راه انداخت
۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

بزرگانی همچون آقای خاتمی مورد تکریم قرار گیرند / باید تغییرات جدی صورت گیرد/ خدا نیامرزد کسی را که «بگم‌بگم» راه انداخت

ردصلاحیت ها نباید باعث شود که افراد از خدمت کردن منع شوند / کشور بدون همه ایرانیان نمی‌تواند از این بحران عبور کند

 زنگ هشدار تجارت از امارات
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

زنگ هشدار تجارت از امارات

هفته گذشته امارات اعلام کرد همه روابط تجاری و مالی با ایران را متوقف می‌کند. این خبر از آنجا اهمیت دارد که این کشور در طول سالیان گذشته یکی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین شرکای تجاری ایران بوده و نقشی اساسی در دور زدن تحریم‌ها به‌خصوص در بخش مبادلات بانکی را برای ما بر عهده داشته است. قطع مسیر تجاری امارات، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ‌هاب‌های لجستیک، مالی و صادرات مجدد ایران، می‌تواند هزینه و ریسک تجارت خارجی کشور را افزایش دهد؛ اگرچه فعالان اقتصادی از امکان جایگزینی این مسیر سخن می‌گویند، اما پراکندگی مقاصد، افزایش مسافت و محدودیت‌های ناشی از جنگ و تحریم، جایگزینی سریع این شریک تجاری را با تردید مواجه کرده است.

 جهش خیره‌کننده قیمت طلا و نقره
۱ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

جهش خیره‌کننده قیمت طلا و نقره

آرمان امروز : بازار فلزات گران‌بها شاهد حرکت‌های صعودی قدرتمندی بود؛ به‌طوری که قیمت طلا با رشد حدودا ۳ درصدی تا نزدیکی مرز ۴,۴۹۰ دلار پیشروی کرد. به گزارش بازار، نقره نیز با جهشی چشمگیرتر، رشد ۴ درصدی را تجربه کرد و تا ۶۵.۶ دلار صعود کرد. این جهش قیمتی در حالی رخ داد که [ ]

 فرصت نفتی برای ایران
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فرصت نفتی برای ایران

یک تحلیلگر بین‌المللی نفت و انرژی گفت: برداشت گسترده آمریکا و کشورهای عضو آژانس بین‌المللی انرژی از ذخایر راهبردی در پی اختلال تنگه هرمز، ذخایر نفت آمریکا را به پایین‌ترین سطح در چهار دهه اخیر رسانده و این موضوع، آسیب‌پذیری واشنگتن را آشکار کرده و فرصتی برای افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات ایجاد کرده است.

 پایان آرامش شکننده در یمن؟
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

پایان آرامش شکننده در یمن؟

دنیای‌اقتصاد: نیروهای دولتی یمن (تحت حمایت عربستان) اخیرا ده‌ها حمله به مواضع انصارالله در سراسر این کشور انجام داده‌اند که تازه‌ترین نشانه از احتمال نزدیک شدن یمن به یک جنگ تمام‌عیار است. «ماجد عبدالله النزیلی» سخنگوی دولت یمن روز پنج‌شنبه اعلام کرد که نیروهای دولتی ۸۱حمله علیه مواضع حوثی‌ها ترتیب داده‌اند. به گفته او این حملات به حذف تعدادی از مبارزان و فرماندهان میدانی حوثی‌ها منجر شده است. همزمان یحیی سریع، سخنگوی نظامی حوثی‌ها، از انجام دو حمله پهپادی به اهدافی در استان نجران عربستان سعودی خبر داد که در آن سوی مرز یمن قرار دارد. به گفته او، این حملات یک هدف در فرودگاه نجران و همچنین یکی از تاسیسات آرامکو در این استان را «با موفقیت» هدف قرار دادند.