
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، از عباس زریاب خوئی (۲۰ مرداد ۱۲۹۸- ۱۴ بهمن ۱۳۷۳)، مورخ، ادیب، نسخهشناس، نویسنده و مترجم در زمینههای گوناگون علوم انسانی از جمله تاریخ، فلسفه، کلام و ادبیات فارسی، تألیفات و ترجمههای عالمانهای به یادگار مانده است؛ زریاب کتابشناسی کمنظیر بود، مقالات متعددی در زمینه تاریخ نوشت و تخصص دیگرش تصحیح متون فارسی و عربی بود. ضمن این که آثار علمیاش در زمینه ترجمه نیز نظیر نداشت. در یکصدوهفتمین زادروز عباس زریاب خوئی، به یاد گفتوگوی خواندنی و آموختنی او با شاهرخ تویسرکانی در شماره بیستوچهار مجله «دنیای سخن» (بهمن ۱۳۶۷) افتادیم و آنچه در ادامه میخوانید مروری بر این صفحات تاریخی است.
آرام، خوشرو، بیتکلف و پدرانه، از ما استقبال کرد و ما بعد از حال و احوالی که معمول است، مقدمات مصاحبه را مهیا کردیم. خواستم ضبط صوت را هر چه بیشتر به استاد زریاب نزدیکتر کنم، اتاق یک پریز داشت، بالای رادیاتور و رادیاتور در این سرمای زمهریر سرد بود، به هر تقدیر سکوت با سؤالی ساده شکست و از استاد خواستم تا اجمالی از مسیر زندگی علمی خود را در حوزه و دانشگاه بیان کنند. یک لحظه به زاویه دیوار خیره شد، احساس کردم که منتظر سؤالی عمومی در باب ادبیات و فلسفه بوده است، اما خیلی ساده شروع کرد: از سال ۱۳۱۶ تا ۱۳۲۲ زبان عربی، منطق، کلام و فقه را در حوزه نزد استادان معروف زمان آموختم. اما سال آخر تحصیل به واسطه مشکلات خانوادگی، به زادگاه برگشتم، دو سال در زادگاه ماندم، که بعد مصادف با تغییرات سیاسی و فعالیتهای حزب دمکرات شد، ناگزیر به تهران آمدم و در کتابخانه مجلس شورای ملی مشغول به کار شدم و سپس مسئول کتابخانه مجلس سنای سابق شدم... سال ۱۳۳۴ خورشیدی هم با استفاده از بورس تحصیلی برای ادامه تحصیل به خارج رفتم و از دانشگاه شهر ماینتس در رشته فلسفه و تاریخ دکترا گرفتم و مجدداً به تهران بازگشتم و در دانشگاه تهران به تدریس پرداختم تا سال ۱۳۵۹ که بازنشستهام کردند و بعد به کلی از فضای دانشگاه دور ماندم.»
دور ماندن شما از دانشگاه، تنها به مسئله عدم تدریس برمیگردد و بیشک نباید از فضای حاکم بر دانشگاه دور مانده باشید و تازه این مسئله به همین چند سال اخیر برمیگردد اما شما به عنوان یکی از نخستین حامیان فرهنگ دانشگاهی ما، همواره در جریان حوزه نقد …









