
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ هنگامی که عراق در سال ۱۹۳۲ استقلال خود را به دست آورد، حاکمیت آن همچنان تحت محدودیتهای بریتانیا باقی ماند. نظام پادشاهی در پاسخ به این وضعیت، ارتشی قدرتمند ساخت که خیلی زود سلاحهای خود را به سوی مردم خود کشور نشانه گرفت.
در ۳ اکتبر ۱۹۳۲ [۱۱ مهر ۱۳۱۱]، عراق به جامعه ملل پیوست. به لحاظ نمادین، رأی مجمع به پذیرش عراق، که به قیمومیت بریتانیا بر این کشور پایان داد، نشانه استقلال آن بود؛ اما حاکمیت واقعی همچنان دستنیافتنی باقی ماند. برای نظام پادشاهی عراق که در سال ۱۹۲۱ توسط مقامات بریتانیایی بر سر کار گذاشته شده بود، استقلال نه حس پیروزی، که حس اضطراب به ارمغان آورد.
پایان قیمومیت با یک شرط همراه بود: معاهده ۱۹۳۰ بریتانیا و عراق به بریتانیا اجازه میداد پایگاههای نظامی خود را در عراق حفظ کند و این کشور را وابسته به کمکها و مشاوران بریتانیایی نگه میداشت. نظام پادشاهی و مقامات دولتی عراق نگران آسیبپذیری کشور در برابر مداخله خارجی بودند. در پاسخ، آنها به درون خود برگشتند. عراق عمدتاً از ارتش و نیروی هوایی خود برای کنترل جمعیتهای داخلی استفاده کرد؛ ازجمله شورشیان ملیگرای کرد، عشایر عرب شیعه و، ویرانگرتر از همه، جوامع کوچک آشوری و ایزدی.
در سال ۱۹۳۳، دولت عراق به ارتش تازه گسترشیافته خود دستور داد شورش احتمالی آشوریان در شمال عراق را سرکوب کند. آشوریان عمدتاً جامعه بومی مسیحی بودند که در داخل مرزهای عراق، بیشتر پناهنده به شمار میرفتند. عثمانیها در جریان عملیات نسلکشی در جنگ جهانی اول، صدها هزار آشوری را همراه با ارامنه کشته بودند. در طول دوره قیمومیت، بسیاری از مردان آشوری از سوی بریتانیا مسلح شده بودند؛ آنها اکنون آرزوی تشکیل یک منطقه خودمختار در منطقه عمدتاً عرب و کردنشین داشتند.
واکنش دولت بیرحمانه بود. ارتش عراق آشوریان را تعقیب کرد و کشت، نیروی هوایی روستاهای آشوری را بمباران کرد و نیروهای محلی غیرنظامی نیز برای غارت و تخریب خانهها و اموال آشوریان به آنها پیوستند و هزاران نفر را کشتند و آواره کردند. در اوت ۱۹۳۳، ارتش صدها نفری را که از خشونتها گریخته و در روستای سِمِیل پناه گرفته بودند، به دام انداخت و قتلعام کرد. ادعای رایج عراقیها مبنی بر اینکه فقط چند صد جنگجوی …








