
بهعنوان کسی که بیش از یک سال از عمر خود را در افغانستان پساطالبان زیسته و از نزدیک با سران آنها نیز گفتوگو داشته، دوست داشتم در پنجمین سالگرد روی کار آمدن دولت جدید بر این کشور، نکاتی را بیان کنم. یادمان هست که موضوع طالبان در ایران محل نزاع جدی شد و چه حرفها که زده نشد، اما حالا آرامش هست و جای تأمل! عملکرد آمریکا و دولتهای قومی دستنشانده او در افغانستان بهنحوی بود که کسی انگیزه دفاع از او را نداشت؛ لذا در یک شگفتی، این حکومت بهسرعت سقوط کرد و حتی آمریکا هم نتوانست بخشی از تجهیزات خود را خارج کند. آخرین انتخابات در این کشور در دوران موسوم به جمهوریت با رأی بسیار پایین مردم مواجه شد! مؤسسه سیگار آمریکا که وظیفه نظارت بر بازسازی افغانستان را بر عهده داشت، بعدها گزارشی منتشر کرد که در آن اعتراف کرد که نتوانسته درک درستی از جامعه سنتی این کشور داشته باشد و در ایجاد فرآیندهای مدرن عجله کرده است. توسعه مظاهر فساد اخلاق و البته فساد فراگیر سیاسیون قومی که فقط به منافع خود میاندیشیدند، جامعه بهشدت سنتی افغانستان را از اصلاح آن حکومت ناامید کرد. تصور عمومی اکثر ایرانیان آن بود که طالبان، نیروی دستنشانده پاکستان است. حال آنکه کسی به تحولات این دو دهه و البته نقش ایران در استقلالبخشی به این جریان توجه نداشت. خیلی زود معلوم شد که تصور مذکور دقیق نبوده است. از همین رو حکومت سرپرست ۲۰۲۱ با حکومت ۲۰۰۱ تفاوتهای سیاسی جدی داشت و روابط خود را با هند نیز توسعه بخشید! برخی در ایران صرفاً مقالات آمریکایی درباره طالبان و شبکه حقانی را بازگو میکردند، حال آنکه فرصت شناخت میدانی مهیا بود. رویکرد ملیگرایانه در پشتونها پررنگ است. آنها خود را عملاً صاحبان تاریخی افغانستان میدانند؛ لذا با وجود نیاز فراوان به کمکهای مالی در میراث دولتی که عمده بودجه آن را کمکهای خارجی شکل میداد، حاضر به بازگشت آمریکا در پایگاه بگرام نشد و آن را خاک خود اعلام کرد. با این حال، اقدامات طالب در حوزه شهری، زیرساختی، صنعتی و کشاورزی خیرهکننده بود تا جایی که مورد توجه ناظران غربی نیز قرار گرفت. با اینکه بر اساس گزارش بیبیسی، کشت …








