ریحانه اسکندری: در جهان «مردان ایکس»، جهشیافته بودن معمولاً یک قدرت است؛ گاهی یک نفر را قهرمان میکند و گاهی او را به دشمنی برای تمام جهان تبدیل میکند. اما در یکی از عجیبترین گوشههای این جهان، مردی وجود دارد که نهتنها از جهشیافتهها خوشش نمیآید، بلکه اساساً وجود آنها را انکار میکند.
او یک مقام سیاسی ایرانی است که در یک کنفرانس بینالمللی مقابل سایکلاپس میایستد و وجود سنتینلها را زیر سؤال میبرد. تا اینجا شاید اتفاق چندان عجیبی نباشد؛ مشکل از جایی شروع میشود که خواننده متوجه میشود این سیاستمدار شش انگشت دارد. و بعد، داستان یک پیچش غیرمنتظره پیدا میکند: اگر او شش انگشت دارد، شاید خودش هم یک جهشیافته باشد. چند سال بعد، این شوخی هواداری با یک «جایزه هیچ» مارول به توضیح رسمی درون جهان داستان تبدیل میشود؛ و اینگونه، نسخهای خیالی از محمود احمدینژاد، رئیسجمهور سابق ایران، در جهان مارول به یک جهشیافته ضدجهشیافته تبدیل میشود. وقتی «مردان ایکس» به سیاست واقعی رسید
برای فهمیدن اینکه این شخصیت چرا اصلاً وارد داستان شد، باید چند قدم به عقب برگشت؛ به جهان «مردان ایکس».
«مردان ایکس» از مشهورترین مجموعههای مارول است؛ مجموعهای که قهرمانانش نه بهخاطر برخورد با یک ماده رادیواکتیو یا ساختن یک لباس فوقپیشرفته، بلکه به دلیل جهش ژنتیکی به قدرتهای خارقالعاده دست پیدا کردهاند.
در دنیای «مردان ایکس»، جهشیافتهها بخشی از جامعهاند؛ اما تفاوت ژنتیکی آنها باعث شده همواره با ترس، نفرت، تبعیض و تلاش برای کنترلشدن روبهرو باشند. «سنتینلها» نیز ماشینهایی هستند که برای شناسایی و مقابله با جهشیافتهها طراحی شدهاند.
به همین دلیل، داستانهای «مردان ایکس» از ابتدا فقط درباره مبارزه چند ابرقهرمان با چند ابرشرور نبودهاند. مسئله اصلی، رابطه یک گروه اقلیت با جامعهای است که از تفاوت آنها میترسد.
در «مردان ایکس: شکاف» همین تنش به یکی از محورهای اصلی داستان تبدیل میشود.
این مجموعه پنجقسمتی در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و جیسون آرون نویسندگی آن را بر عهده داشت و کارلوس پاچکو از طراحان اصلی آن بود. «شکاف» در نهایت به اختلاف جدی میان دو شخصیت مهم مردان ایکس، یعنی سایکلاپس و ولورین، منجر میشود و مسیر آینده مردان ایکس را تغییر میدهد. …













