
امیرمهدی نادری: پنجم شهریورماه در تقویم تحولات تاریخ معاصر ایران، یادآور استعفا و انحلال دولت «جمشید آموزگار» در سال ۱۳۵۷ است؛ تکنوکراتی (فنسالاری) که با شعار «فضای باز سیاسی» و «ریاضت اقتصادی» به میدان آمد تا رژیم پهلوی را از گرداب بحرانهای درهمتنیده نجات دهد، اما تنها پس از حدود یک سال، در برابر موج خروشان اعتراضات مردمی و انقلاب اسلامی مجبور به کنارهگیری شد.
تاریخ معاصر ایران پر از چهرههایی است که سرنوشتشان با فراز و فرودهای عمیق اقتصادی و سیاسی گره خورده است و آموزگار بیشک یکی از شاخصترینِ آنهاست. او که با اعداد، ارقام، معادلات مهندسی و مدیریتِ کلان بینالمللی میانه خوبی داشت، در یکی از ملتهبترین مقاطع تاریخ ایران سکان هدایت دولت را به دست گرفت تا تقابل آشکار میان «برنامهریزیهای روی کاغذ» و «واقعیتهای جوشان کف خیابان» را به نمایش بگذارد.
ریشههای خانوادگی؛ پرورش در بستر دیوانسالاری
جمشید آموزگار در ۴ تیرماه ۱۳۰۲ در تهران و در خانوادهای بانفوذ و شناختهشده چشم به جهان گشود. پدرش، حبیبالله آموزگار، از اهالی اصطهبانات فارس، چهرهای علمی و سیاسی بود که مسیر پیشرفت را از معلمی آغاز کرد و به مقام استادی دانشگاه، قضاوت در وزارت دادگستری، نمایندگی مجلس سنا و حتی وزارت فرهنگ در کابینه حسین علاء رسید. مادرش نیز از نخستین گروهِ زنان ایرانی بود که در مدارس نوین تحصیل کرده بود.
رشد در چنین خانوادهای، جمشید را از همان دوران کودکی با مفاهیم کلان مدیریت و سیاست آشنا کرد. او دوران ابتدایی و متوسطه را در مدارس ترغیب و ایرانشهر تهران گذراند و در آنجا از محضر استادانی چون جلالالدین همایی بهرهمند شد. آموزگار در سال ۱۳۲۰ دیپلم ادبی خود را دریافت کرد و در همان سالهای جوانی، گرایشهای فکری ضدحزب توده از خود نشان میداد.
ورود او به دانشگاه تهران همزمان با التهابات جنگ جهانی دوم بود. او که تحصیل در دو رشته حقوق و مهندسی را آغاز کرده بود، در میانه راه تصمیم گرفت ایران را از مسیر هندوستان و استرالیا به مقصد ایالات متحده آمریکا ترک کند. در آمریکا، او استعداد مهندسی خود را شکوفا کرد. مدرک کارشناسی خود را در رشته مهندسی عمران از دانشگاه معتبر «کرنل»، کارشناسی ارشد را در رشته هیدرولیک از دانشگاه واشنگتن و سرانجام دکترای خود …












