
هفت صبح| اصغر فرهادی در جشنواره سارایوو اعلام کرده فیلم بعدیاش فارسیزبان خواهد بود، اما در ایران ساخته نخواهد شد. چرا فرهادی زبان فارسی را حفظ میکند اما جغرافیای ایران را نه؟ اصغر فرهادی، فیلمسازی است که بخش مهمی از اعتبار جهانیاش را با روایت زندگی ایرانیها به دست آورده است. او فیلم بعدی خودش را هم در ایران نمیسازد اما همچنان زبان فارسی برای او مهم است. فرهادی توضیحات تکمیلی هم درباره این که چرا فیلم بعدی خودش را در ایران نمیسازد ارائه نکرده است.
اما بدون این که او توضیح بیشتری بدهد میدانیم که عوامل متعددی درباره این انتخاب فرهادی وجود دارد. لذا در تحلیل این متن احتیاط را پیشه میکنیم. اما هنگامی که مسیر حرفهای فرهادی را کنار حرفهای تازهاش میگذاریم، تصویر قابل تأملی شکل میگیرد. اصغر فرهادی از ایران جدا نشده است. او از ایران و فرهنگ ایرانی حرف میزند. از زبان فارسی هم فاصله نگرفته است. درواقع تاکید کرده که با زبان و فرهنگ خودش کار کند. با این حال برای ساختن فیلم بعدی، ایران را کنار گذاشته است. یعنی یک تناقض مهم در حرف و عمل فرهادی وجود دارد.
خیلی هم دور نیست زمانی که یک فیلمساز ایرانی میگفت میخواهم یک فیلم بسازم، برای همه بدیهی بود که فیلم در ایران تولید میشود. شرایط سینمای جهانی اما تغییر کرده است. سرمایه میتواند از یک کشور بیاید اما فیلم در کشور دیگری ساخته شود. حتی تدوین نیز در جای دیگری انجام شود و نخستین نمایش آن در جشنوارهای در قارهای دیگر باشد. زبان فیلم هم الزاماً محل تولید آن را تعیین نمیکند. مثال و مصداق اگر میخواهید اصغر فرهادی یک نمونه مشخص چنین تغییری در سینمای جهانی است.
او پس از سالها فعالیت در ایران، فیلمهایی را در فرانسه، اسپانیا و آلمان ساخته است. برای «قصههای موازی» سه سال در آمریکا زندگی کرد، تحقیق کرد و نوشت. تهیهکننده پیدا کرد و حتی وارد مرحله انتخاب بازیگر شد، اما احساس کرد نمیتواند با فضای آنجا ارتباط برقرار کند. بنابراین به فرانسه رفت و فیلمش را آنجا ساخت. یک نکته درباره همین ماجرا میتوانیم بگوییم، محل ساخت فیلم برای فرهادی به تصمیم مالی محدود نمیشود و عوامل دیگری نیز دخیل است.
اصغرفرهادی به محیطی نیاز دارد که با جهان داستانیاش …












