
به گزارش خبرآنلاین،از زمان حملۀ اسرائیل به ایران در ژوئن 2025، تحلیلهای ارائهشده از این منازعه عموماً معطوف به تشدید تنشهای نظامی و نوسانات بازارهای جهانی انرژی بودهاند. اما پیامدهای این جنگ بسیار فراتر از قیمت نفت است. با ایجاد مخاطرات فزاینده برای کشتیرانی در خلیج فارس، اینک آسیبپذیری زنجیرههای تأمین جهانی پیش چشمانمان پدیدار گشته؛ زنجیرههایی که بقایشان به جریان بیوقفۀ جابهجایی کامودیتیها [کالاهای اولیه]، محصولات نهایی و مواد اولیۀ صنعتی در سرتاسر منطقه وابسته است. و در شرایطی که دولتها، ابرشرکتها و بازارهای مالی برای سنجش پیامدها و میزان خسارات جنگ به تکاپو افتادهاند، تنگۀ هرمز به اساسیترین مسئلۀ استراتژیک وقت بدل شده که انبوهی از مسائل دیگر حول آن پدید آمدهاند؛ از امنیت منطقهای گرفته، تا تجارت جهانی، جریانهای انرژی، زیرساختها و کریدورهای نوظهور و مبحث تحریمها، بازسازی و نظم سیاسی آتی خاورمیانه. اکنون سرنوشت تنگۀ هرمز (اینکه باز بماند، به عرصۀ درگیری دائم بدل گردد یا با تمهیدات لجستیکی جدید، وضعیتی کاملاً دیگرگون به خود بگیرد)، به محور اصلی مباحثات و چانهزنیها بر سر طرحها و چشماندازهایی متعارض برای آیندۀ منطقه بدل شده است.
آدام هنیه تحلیلگر برجسته اقتصادی در مورد اینکه چقدر جنگ اخیر میتواند دیکتاتوریهای کشورهای عربی منطقه را دچار چالشهایی از جنس «بهار عربی» کند، گفت: این جنگ آشکار با تشدید سرکوبها در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همراه بوده، ازجمله بازداشت و مرگ سید مصطفی موسوی در زندان بحرین و لغو تابعیت هزاران تن در کویت. در دیگر نقاط خلیج فارس نیز شاهد بازداشت افراد بهدلیل فعالیت در شبکههای مجازی و نیز اعمال محدودیت بر فیلمبرداری یا انتشار اطلاعات، هشدار نسبتبه عواقب نشر «شایعات» و اعمال کنترل شدیدتر بر ابراز عقاید در فضای عمومی بودهایم. این اقدامات بخشی از همان الگوی تاریخی است که در چهارچوب آن، سرکوب و محدود ساختن فضای سیاسی در زمان ایجاد تنشها و منازعات منطقهای، بیش از پیش توجیه میگردد.
استاد دانشگاه سواز …









