
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در دوره امام رضا علیه السلام، جهان اسلام با تنوع گستردهای از جریانهای فکری و اعتقادی روبهرو بود. از یک سو فرقهها و مذاهب مختلف درباره توحید، صفات الهی، نبوت و دیگر مسائل اعتقادی دیدگاههای متفاوتی داشتند و از سوی دیگر، اندیشههای فلسفی و کلامی وارد فضای فکری مسلمانان شده بود. این شرایط، جامعه اسلامی را به عرصهای برای شکلگیری پرسشها، مناظرات و گاه اختلافات جدی اعتقادی تبدیل کرده بود.
بنابر روایت تسنیم، در چنین فضایی، امام رضا علیه السلام تنها به بیان آموزههای دینی اکتفا نمیکرد، بلکه با تکیه بر استدلال و گفتوگوی منطقی به پرسشهای جریانهای مختلف پاسخ میداد. مناظره آن حضرت با یک زندیق نمونهای روشن از همین رویکرد است؛ گفتوگویی که از پرسش درباره وجود و صفات خدا آغاز شد و با استدلالهای عقلی و توجه دادن به نشانههای آفرینش پیش رفت و در نهایت، به اسلام آوردن آن مرد انجامید.
ماجرا از این قرار است:
از محمد بن عبدالله خراسانی، خدمتکار حضرت رضا علیه السلام، نقل شده است که روزی مردی زندیق بر آن حضرت وارد شد و گروهی نیز در حضور امام بودند. امام فرمود: «بگو ببینم، اگر حرف، حرف شما باشد ـ اگرچه چنین نیست ـ آیا ما و شما یکسان نیستیم؟ و آیا نماز و روزه و زکات و اعتقادات ما زیانی به ما نمیرساند؟» آن مرد چیزی نگفت.
امام رضا علیه السلام فرمود:
«و اگر سخن، سخن ما باشد ـ که حق نیز همان است ـ آیا شما هلاک نشدهاید و ما نجات نیافتهایم؟» مرد زندیق گفت: «خداوند تو را رحمت کند، پس برای من روشن کن که خدا چگونه است و کجاست؟»؛ قَالَ الزِّنْدِیقُ: رَحِمَکَ اللَّهُ فَأَجِدْنِی کَیْفَ هُوَ وَ أَیْنَ هُوَ؟
خداوند فراتر از مکان و کیفیت
امام فرمود: وای بر تو! آنچه به آن رفتهای و تصور کردهای، اشتباه است. او مکان را پدید آورد، در حالی که بود و هیچ مکانی وجود نداشت. او کیفیت را پدید آورد، در حالی که بود و هیچ کیفیتی وجود نداشت. او با چگونگی و مکان شناخته نمیشود، با هیچ حسی درک و با چیزی مقایسه نمیشود.» وَیْلَکَ إِنَّ الَّذِی ذَهَبْتَ إِلَیْهِ غَلَطٌ، وَ هُوَ أَیَّنَ الْأَیْنَ وَ کَانَ وَ لَا أَیْنَ، وَ هُوَ کَیَّفَ الْکَیْفَ وَ کَانَ وَ لَا کَیْفَ، وَ لَا یُعْرَفُ بِکَیْفُوفِیَّةٍ …












