
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، خیلی از تجربه های احساسی و اثرگذار زندگی به کودکی بازمی گردد دقیقا اولین لمس آب یا خاک، بو کشیدن خاک باران خورده، حس آرامش قدم زدن روی چمن ها می توانند چنان عمیق و تاثیر گذار باشند که حتی به رشد شناختی کودک نیز کمک کنند. در عین حال اینکه کودکی دست هایش را در خاک فرو ببرد، شن را الک کنه یا با ماسه های کنار ساحل قلعه بسازد اگرچه در ظاهر به کاری ساده دست می زند اما در واقعیت کاری بسیار پیچیده را انجام می دهد. بسیاری از بازی ها وقتی با ابزارهای طبیعی انجام می شود به تنظیم هیجانات کودک کمک می کند. لمس طبیعت و وجود عناصر حیاتی زمین خود نقش آرامش بخش را دارند.
بنابر روایت مهر، آی ژان ایرز، روانشناس و متخصص کاردرمانی که نظریه «یکپارچگی حسی» را بنیان گذاشت، معتقد بود تجربه لمسی شنبازی به مغز کودک کمک میکند تا اطلاعات حسی را بهتر پردازش و سازماندهی کند . این پردازش حسی، زیربنای تمرکز، یادگیری و هماهنگی حرکتی در سالهای بعد است. از سوی دیگر، دورا کالف، روانشناس یونگی، روشی به نام «سندپلیتراپی» یا درمان با جعبه شن را ابداع کرد که امروزه در کلینیکهای روانشناسی کودک در سراسر جهان استفاده میشود؛ روشی که در آن کودک با ساختن صحنههایی در شن و استفاده از ماکتهای کوچک، تروماها و احساسات ناخودآگاه خود را به سطح میآورد و آنها را پردازش میکند . ژان پیاژه نیز، پدر روانشناسی شناختی، تأکید داشت که کودکان در مراحل اولیه رشد از طریق تعامل فیزیکی با مواد بدون ساختاری مانند خاک، قوانین جهان اطراف را کشف کرده و ساختارهای ذهنیشان را شکل میدهند. ریچارد لوو، محقق و نویسنده کتاب «آخرین کودک در جنگل»، حتی فراتر رفته و اصطلاح «اختلال کمبود طبیعت» را ابداع کرده است، او معتقد است دوری کودکان امروزی از خاک، طبیعت و بازیهای آزاد در فضای باز، یکی از عوامل اصلی افزایش اضطراب، افسردگی و اختلالات توجه در نسل جدید است.
خاک بازی و تاثیر عمیق بر روان کودک
اما این بازی دقیقاً چه اثری بر ذهن کودک میگذارد؟ وقتی کودک در حال ساختن تونلی در خاک یا شکل دادن …











