قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

ناگزیر ندانستن خود از چشم‌انتظاری برای «پروانه نمایش»/ فیلمم را بدون پرداخت هزینه‌ می‌بینید؟ حلال شماست!

انتشار نسخه باکیفیت «بی‌داد» که ۲۴ مهر ۱۴۰۱ نخستین خبر با عنوان «اخذ پروانه ساخت» در مورد آن منتشر شد و براساس اطلاعات تیتراژ محصول سال ۱۴۰۳ است -فارغ از کیفیت هنری اثر که موضوع این گزارش نیست- توسط کارگردان این فیلم در یوتیوب بی آن که خود را ناگزیر از چشم‌انتظاری برای تعیین تکلیف «پروانه نمایش» بداند، نخستین بار نیست که در سینمای ایران اتفاق می‌افتد و رد پای آن را می‌توان دست کم تا آذر ۱۳۸۸ پی گرفت.  
 ناگزیر ندانستن خود از چشم‌انتظاری برای «پروانه نمایش»/ فیلمم را بدون پرداخت هزینه‌ می‌بینید؟ حلال شماست!

نرگس کیانی: میان «خریدن این نسخه‌ها  ( DVD سنتوری) از نظر شرعی حرام است و صاحبان فیلم راضی نیستند.» (داریوش مهرجویی-  بهمن ۱۳۸۶) تا «نسخه اصلی فیلم سینمایی «بی‌داد» در کانال یوتیوب خودم» (سهیل بیرقی- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵)، با ۱۹ سال فاصله، نقطه اشتراک، کلاف سردگم «پروانه نمایش فیلم» است و نقطه افتراق، دو نوع واکنشِ از اساس متفاوت نسبت به عدم صدور این پروانه.

عدم صدور پروانه نمایش «سنتوری»، ۱۹ سال پیش، علی‌رغم اعتراض و درخواست رسیدگی از سوی زنده‌یاد داریوش مهرجویی (کارگردان) و زنده‌یاد فرامرز فرازمند (تهیه‌کننده)، کانون کارگردانان ایران، اتحادیه تهیه‌کنندگان، مجمع تهیه و تولید فیلم ایران و... در نهایت به انتشار ناگهانی DVD غیرقانونی اما باکیفیت این فیلم در بساط دست‌فروش‌های همه شهرهای ایران منتهی شد. انتشار نسخه باکیفیت «بی‌داد» که ۲۴ مهر ۱۴۰۱ نخستین خبر با عنوان «اخذ پروانه ساخت» در مورد آن منتشر شد و براساس اطلاعات تیتراژ محصول سال ۱۴۰۳ است -فارغ از کیفیت هنری اثر که موضوع این گزارش نیست- توسط سهیل بیرقی؛ کارگردان این فیلم که تهیه‌کنندگی آن را نیز بر عهده دارد، در کانال یوتیوب او صورت گرفت، بی آن که خود را ناگزیر از چشم‌انتظاری برای تعیین تکلیف «پروانه نمایش» از سوی معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان امور سینمایی بداند. ناگزیر از چشم‌انتظار ندانستن خود برای تعیین تکلیف از سوی معاونت ارزشیابی و نظارت و انتشار نسخه باکیفیت اثر توسط کارگردان البته نخستین بار نیست که در سینمای ایران اتفاق می‌افتد و رد پای آن را می‌توان دست کم تا آذر ۱۳۸۸ پی گرفت. فیلم مرا بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای می‌بینید؟ حلال شماست...

بهمن قبادی که در سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۸) با نخستین فیلم بلند سینمایی خود؛ «زمانی برای مستی اسبها» در جشنواره فیلم کن برنده جایزه دوربین طلایی شد، دو سال بعد با دومین فیلمش؛ «آوازهای سرزمین مادری‌ام» (۱۳۸۰) در جشنواره فیلم شیکاگو کسب موفقیت کرد، سومین فیلمش؛ «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» (۱۳۸۳) ضمن کسب جایزه اصلی جشنواره سن سباستیان اسپانیا از سوی سینمای ایران برای شرکت اسکار معرفی شد و در چهارمین فیلم بلند خود؛ «نیوه مانگ» (۱۳۸۵)، به مناسبت دویست‌وپنجاهمین سالگرد تولد ولفگانگ آمادئوس موتزارت، به سراغ موسیقی کردها و صدای زنان رفت و به همراه «پسرم» به کارگردانی مارتیل فوژه رون توانست به صورت مشترک جایزه صدف طلایی جشنواره سن سباستیان اسپانیا را به خود اختصاص دهد.

از بهمن قبادی که سال ۱۳۸۵، امیدوارانه در انتظار صدور پروانه نمایش «نیوه‌ مانگ» بود می‌توان گفت‌وگوهایی از این دست را در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های آن زمان دید: «دلم می‌خواهد فیلمم (نیوه مانگ) در ایران اکران شود و فیلم بعدی‌ام را در خیابان‌های تهران بسازم. با فیلم‌های قبلی‌ام با این که اکران‌های نامناسبی داشت، مردم ارتباط خوبی برقرار کردند و «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند» نیز نسبت به نحوه اکرانش پرفروش بود...» طبق آمار موجود در «سالنامه آماری فروش فیلم و سینمای ایران» و اطلاعات موجود در جدول عملکرد فیلم‌های ایرانی به ترتیب بیشترین تعداد تماشاگر در سال‌های ۱۳۸۰ (سال اکران «زمانی برای مستی اسب‌ها»)، ۱۳۸۱ (سال اکران «آوازهای سرزمین مادری‌ام») و ۱۳۸۳ (سال اکران «لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند»)» بهمن قبادی در این قبیل گفت‌وگوها پُر بیراه هم نمی‌گفت.

نام فیلم

سال اکران

رتبه (جمع فیلم‌های سال)

تعداد تماشاگر

قیمت بلیت (تومان)

فروش کل (تومان)

زمانی برای مستی اسب‌ها

۱۳۸۰

رتبه ۱۲۵  در میان ۲۵۲ فیلم

۸ هزار و ۷۹۲ نفر

۲۹۱ تومان

۲ میلیون و ۵۶۴ هزار و ۸۵۰ هزار تومان

آوازهای سرزمین مادری‌ام

۱۳۸۱

رتبه ۳۸ در میان ۲۵۰ فیلم

۴۳ هزار و ۴۸۲ نفر

۴۲۵ تومان

۱۸ میلیون و ۵۱۴ هزار و ۷۰۰ هزار تومان

لاک‌پشت‌ها هم پرواز می‌کنند

۱۳۸۳

رتبه ۳۶ در میان ۲۲۸ فیلم

۴۲ هزار و ۶۵۰ نفر

۹۳۱ تومان

۳۹ میلیون و ۷۲۴ هزار و ۶۰۰ هزار تومان

۱۳ شهریور ۱۳۸۷، خبرگزاری ایرنا در مطلبی با عنوان «فیلم گلشیفته فراهانی قاچاق شد» نوشت: «حرف و حدیث‌های ایجاد شده برای رفتن یا نرفتن گلشیفته فراهانی به خارج از کشور، پای فیلم قبلی و اکران‌نشده این بازیگر با عنوان «نیوه مانگ» ساخته بهمن قبادی را به بازار قاچاق کشاند.» به عقیده نویسنده این مطلب آن‌چه باعث این اتفاق شد، از این قرار بود: «پرداخت غیرحرفه‌ای برخی مطبوعات و سایت‌های اینترنتی به گلشیفته فراهانی در دو هفته گذشته، به قاچاقچیان پس از دوره ای خاکسترنشینی، جسارت عرض اندام داده است.» ضمن این که انتشار نسخه قاچاق «نیوه مانگ»، «اعلان جنگ به دست اندرکاران ستاد مبارزه با عرضه غیر مجاز فیلم‌های سینمایی متشکل از مدیریت سینمایی، نیروی انتظامی، قوه قضائیه و تهیه‌کنندگان سینما» قلمداد شده بود.

نقطه پایانی نسبت «بهمن قبادی و پروانه نمایش» با «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد» (۱۳۸۷) گذاشته شد. فیلمی که طبق گفته بهمن قبادی، طی ۱۷ روز با حضور عوامل تقریباً غیرحرفه‌ای و با بودجه‌ای اندک ساخته و تبدیل به فیلم افتتاحیه بخش «نوعی نگاه» شصت‌ودومین فستیوال بین‌المللی فیلم کن (از ۱۳ تا ۲۴ مه ۲۰۰۹- ۲۳ اردیبهشت تا ۳ خرداد ۱۳۸۸) شد و جایزه ویژه هیات داوران این بخش را کسب کرد. آذر همان سال او در حالی که در ویدئویی کوتاه اشاره کرد: «افتخار بزرگی است که فیلم مرا بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای می‌بینید، حلال شماست...» خبر از انتشار نسخه باکیفیت «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد» به دست سازندگان آن داد. پایانی بر صبوری ۱۸ ساله یک کارگردان و مستندساز/ فدای سرم که نشد حالا دلم می‌خواهد همه این فیلم را ببینند

کارگردان دیگری که در طول سال‌های چشم انتظاری برای صدور «پروانه نمایش» نه تنها اقدام به انتشار یک اثر که اقدام به انتشار «مجموعه آثارش» کرد محمد شیروانی؛ کارگردان و مستندساز بود. «من به این بی‌عدالتی اعتراض دارم و همه ۱۸ فیلم سینمایی و غیرسینمایی خود اعم از توقیفی و آزاد را که در طول ۱۸ سال گذشته از انتشار در کشورم محروم بودند از شب چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ روی وب‌سایت شخصی‌ام منتشر می‌کنم.» این بخشی از متن شیروانی بود به همراه لینک دانلود ۱۸ اثر سینمایی و غیرسینمایی‌اش به مبلغی اندک که این مبلغ طبق گفته خود او تنها از جنبه‌ نمادین جهت یادآوری حق مولف تعیین شده بود. شیروانی همچنین اعلام کرده بود از ۲۱ تا ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ هر روز از ساعت ۱۱ صبح تا ۶ بعدازظهر مقابل سینما آزادی پاسخگوی مخاطبان فیلم‌هایش خواهد بود. او بعدتر در گفت‌وگو با رسانه‌ها بخشی از آن‌چه را موجب چنین تصمیمی شد این‌گونه توصیف کرد: «مفهوم انتظار برای «او» (نسل جوان ایران که با تمام محدودیت مضاعفی که نسبت به سایر کشورها متحمل است خود را به روز نگه داشته و کاربر اصلی فضای مجازی است)، «مدت زمان دانلود» است. حالا خودتان ببینید در مقایسه، صبوری ١٨ ساله عمیق و فاخر من برای انتشار فیلم‌هایم در ایران، امروز چه‌قدر بی‌معنی و احمقانه جلوه می‌کند...»

مهر سال بعد، ۱۳۹۵ نوبت به علی احمدزاده رسید تا سه‌گانه انتشار فیلم‌های سینمایی و غیرسینمایی بدون ناگزیر دانستن خود از چشم‌انتظاری برای صدور «پروانه نمایش» با حضور او در کنار بهمن قبادی و محمد شیروانی تکمیل شود. اتفاقی که روزنامه جوان در مطلبی با تیتر «دهن‌کجی کامی به ارشاد و هرچه که هست» این‌طور در موردش نوشت: «علی احمدزاده، کارگردان فیلم توقیف‌شده «مهمونی کامی» نسخه ممیزی نشده این فیلم را برای دانلود روی اینترنت قرار داد تا با این دهن‌کجی به وزارت ارشاد و سازمان سینمایی روند دریافت پروانه نمایش و نظارت و ارزشیابی را زیر سوال ببرد.» این جملات البته حاصل نیت‌خوانی نویسنده متن از اقدام احمدزاده بود و او خود، در متنی که همراه با اثرش منتشر کرد چنین آورده بود: «مهمونی کامی بدون سانسور، فیلمی است که در ۲۴ سالگی با کمک دوستانم و پس‌انداز دوران جوانی‌ام ساختم. در این سال‌ها تلاش زیادی برای اکران این فیلم انجام شد، اما نشد که نشد، فدای سرم که نشد. اما حالا دلم می‌خواهد همه این فیلم را ببینند، پولی هم نمی‌خواهد به حسابم ریخته شود، فقط ببینید.» جایگزینی که دیر یا زود باید از راه برسد

آن‌چه را گذشت اگر از یک زاویه‌ دید، «دهن‌کجی» ارزیابی کنیم، از زاویه دیدی دیگر می‌توانیم نیازمندی بیش از پیش به تغییر و جایگزینی طرحی نو با شیوه کنونی صدور پروانه ساخت و نمایش، بدانیمش که در مسیر آن تلاش‌هایی نیز شده است.

آن‌طور که پیش‌تر در خبرها آمده بود «تلاش برای ارائه طرحی جامع و کارشناسی‌شده با همکاری مستقیم اصناف مسئول»، به طرحی با عنوان «آیین‌نامه تنظیم‌گری تولید و نمایش هنرصنعت فیلم و سینما» منتهی و برای تصویب در هیأت دولت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارسال شده است. طرحی که قرار است در حقیقت جایگزین پروانه ساخت و نمایش سازمان سینمایی شود. طرحی که آخرین خبرها از آن به صحبت‌های همایون اسعدیان؛ مدیرعامل خانه سینما و رائد فریدزاده؛ رئیس سازمان امور سینمایی برمی‌گردد. همایون اسعدیان؛ مدیرعامل خانه سینما، ۸ دی ۱۴۰۴ در گفت‌وگو با تسنیم، در مورد این طرح گفت: «در مقطع فعلی، ادامه نظارت پیشینی به شکل گذشته، مشکلات متعددی ایجاد کرده است. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، گسترش سینمای زیرزمینی است. اگر پروانه ساخت به معنای بررسی و ممیزی پیشاپیش حذف شود و صرفاً به ثبت اطلاعات عوامل اصلی محدود شود (نه بررسی محتوایی) عملاً همه فیلم‌سازان به عرصه رسمی بازمی‌گردند و چیزی به نام سینمای زیرزمینی باقی نخواهد ماند.» رائد فریدزاده؛ رئیس سازمان امور سینمایی نیز که پس از گذشت دو سال از حضورش در ریاست این سازمان ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ اقدام به برگزاری نخستین نشست خبری خود کرد درباره موانع اجرایی‌ پیش رو گفت: «برخی موارد چندان در ید سازمان سینمایی نیست و باید فرآیند آن طی شود. در این زمینه هم جلسات همفکری و مشورت در حال انجام است.» با این حساب، باید همچنان منتظر ماند و دید مطالبه‌ای که نخستین بار ۲۸ سال پیش، در دولت اول محمد خاتمی مطرح شد، سرانجام در دولت اول مسعود پزشکیان، پاسخی مثبت خواهد گرفت یا نه؟

۵۹۲۴۲ کد مطلب 2260627



۲۶ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

سینما به امنیت اندیشه و امکان آفرینش آزاد هنری نیاز دارد

به گزارش ایلنا، متن این بیانیه به شرح زیر است:

مصوبه مجلس شورای اسلامی درباره مجازات و محرومیت دائمی فیلمسازان و فعالان حوزه فرهنگ و هنر نگرانی‌هایی جدی را در سطح جامعه سینما و اهالی فرهنگ و هنر ایجاد کرده.

البته بدیهی است حمایت از امنیت ملی و مقابله با هرگونه مداخله یا نفوذ بیگانه، ضرورت دارد، اما این ضرورت نباید بهانه‌ و دستاویزی برای ایجاد عناوین مجرمانه مبهم و قابل تفسیر و تعیین مجازات‌های سنگین و مادام‌العمر برای فعالیت‌های هنری و حرفه‌ای شود.

هنر و سینما عرصه اندیشه، روایت و بیان است و فیلمساز را نباید صرفاً به دلیل ساخت یک اثر یا نوع نگاه خود، از حق فعالیت حرفه‌ای محروم کرد. محرومیت مادام‌العمر از شغل و حرفه یا خدمات دولتی مجازاتی بسیار سنگین است که با اصل تناسب جرم و مجازات و نیز حق انتخاب شغل که در اصل ۲۸ قانون اساسی به رسمیت شناخته شده، در تعارض است.

قانون‌گذار باید توجه داشته باشد در حوزه هنر، مرز میان نقد، روایت، بازنمایی یک واقعیت، تخیل هنری با آنچه ممکن است "سیاه‌نمایی" یا عناوین مشابه آن تلقی شود، بسیار باریک است و نمی‌شود با تعابیر کلی و بدون معیارهای روشن آن را جرم‌انگاری کرد و برایش مجازات در نظر گرفت. قانون باید روشن و دقیق باشد تا هنرمند نگران نباشد چه چیزی در اندیشه و اثرش ممکن است، بعدها، جرم باشد و مستوجب مجازاتی شود که تمام آینده حرفه‌ای او را از بین ببرد.

سینمای ایران در طول دهه‌ها با تلاش کارگردانان، نویسندگان، و دیگر دست‌اندرکاران خود شکل گرفته و بخش مهمی از اعتبار فرهنگی کشور را در جهان به دست آورده است. اختلاف نظر با یک فیلم یا نقد محتوای آن، امری طبیعی است؛ اما پاسخ به یک اثر هنری نباید سلب موقت یا همیشگی امکان آفرینش از هنرمند باشد.

کانون کارگردانان سینمای ایران خواستار آن است که مفاد این مصوبه با دقت و با توجه به اصول قانون اساسی، حقوق شهروندی، حقوق حرفه‌ای هنرمندان و اصل تناسب جرم و مجازات مورد بازنگری قرار گیرد تا اختلاف نظرهای فرهنگی و هنری منتهی به ایجاد محرومیت‌های مختلف برای سینماگران و هنرمندان نشود.

سینما برای زنده ماندن، به امنیت نیاز دارد؛ اما امنیت سینما فقط امنیت ساختمان‌ها و تجهیزات نیست. امنیت واقعی سینما، امنیت اندیشه و امکان آفرینش آزاد هنری است.

کانون کارگردانان سینمای ایران انتهای پیام/


۲۵ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

پوران درخشنده با مستند «نازول» در راه جشنواره مونته نگرو

به گزارش شهرآرانیوز؛ مستند «نازول» به نویسندگی و کارگردانی یوسف قناتی و تهیه‌کنندگی پوران درخشنده، به‌عنوان نماینده سینمای ایران در بخش مسابقه اصلی سی‌ونهمین جشنواره فیلم هرتسگ نووی مونته‌نگرو حضور خواهد داشت.

«نازول» در میان ۲۴ مستند منتخب بخش مسابقه اصلی این جشنواره قرار گرفته و با ۲۳ فیلم دیگر از کشور‌های مختلف جهان برای کسب جایزه میموزای طلایی (Golden Mimosa) رقابت خواهد کرد. در این دوره، تنها چهار فیلم از قاره آسیا در بخش مسابقه مستند حضور دارند و «نازول» به‌عنوان نماینده سینمای ایران، از معدود آثار آسیایی حاضر در این بخش به شمار می‌رود.

ولادیمیر پروویچ، انتخاب‌گر بخش مستند جشنواره، با اشاره به قدرت مجموعه آثار امسال، این دوره را از نظر کیفیت انتخاب‌ها بسیار قوی توصیف کرده و بر تنوع موضوعی و رویکرد‌های خلاقانه فیلم‌های منتخب در پرداختن به مسائل جهان امروز تأکید کرده است.

جشنواره فیلم هرتسگ نووی، مهم‌ترین جشنواره فیلم مونته‌نگرو و از رویداد‌های مهم سینمایی منطقه بالکان و جنوب شرقی اروپا به شمار می‌رود و از ۲۲ تا ۲۸ آگوست ۲۰۲۶ در شهر ساحلی هرتسگ نووی برگزار خواهد شد. این جشنواره در کنار بخش‌های رقابتی، برنامه‌هایی در حوزه سینمای اروپا، مستند، فیلم‌های دانشجویی، تلویزیون و رویداد‌های صنعت سینما برگزار می‌کند.

جشنواره فیلم هرتسگ نووی همچنین در مارس ۲۰۲۶ به‌طور رسمی از سوی FIAPF، فدراسیون بین‌المللی انجمن‌های تهیه‌کنندگان فیلم، اعتباربخشی شد و در شبکه جشنواره‌های معتبر سینمایی جهان قرار گرفت.

در ادامه حتما بخوانید پوران درخشنده تهیه‌کننده مستند «نازول» شد + خلاصه داستان

بر اساس برنامه رسمی جشنواره، «نازول» روز سه‌شنبه ۲۵ آگوست، ساعت ۲۱ در خانه ایوو آندریچ، نویسنده و برنده نوبل ادبیات، نخستین نمایش جهانی خود را تجربه خواهد کرد. برنامه رسمی بخش مستند نیز این محل را به‌عنوان محل برگزاری مسابقه مستند معرفی کرده است.

«نازول» روایتی از زندگی کودکی خوش‌صدا و علاقه‌مند به خوانندگی است که در یکی از روستا‌های محروم کشور زندگی می‌کند. این اثر با نگاهی انسانی و اجتماعی، تجربه زیسته و ظرفیت‌های امیدبخش این کودک را در بستر زندگی محلی به تصویر می‌کشد.


۲۵ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

بخشی از قربانیان «سینما رکس» بعد از فاجعه به وجود آمده‌اند

به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه خبری موزه سینمای ایران، مستند «سینه ما رِکس» ساخته میترا مهتریان، چهارشنبه، ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۵ همزمان با سالگرد فاجعه سینما رِکس آبادان و به یاد قربانیان آن، با حضور میترا مهتریان کارگردان اثر و آنتونیا شرکا منتقد سینما در سالن فردوس موزه سینمای ایران تحلیل و بررسی شد و مدیریت نشست را بهناز شیربانی روزنامه‌نگار بر عهده داشت. این برنامه با همکاری انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند و فیلمخانه ملی ایران در سالن فردوس موزه سینمای ایران برگزار شد. 

در ابتدای نشست، بهناز شیربانی با عرض خیر مقدم به حضار گفت: «سلام به مردم عزیز و صبور آبادان. ۲۸ مرداد ماه در تاریخ سرزمین ما، روز عجیب و تراژیکی است. در روزی که فاجعه سینما رکس اتفاق افتاد، کنار هم جمع شدیم و خاطره‌ای که میترا مهتریان روایت کرد را تماشا کردیم. در این فیلم، یک شهر عزادار است و این اتفاقی است که در آبادان رخ داده و همه ما با دیدن این فیلم در غم مردم آبادان شریک می‌شویم حتی ما که کسی را در فاجعه سینما رکس از دست نداده‌ایم هم با این غم همراه هستیم. 

میترا مهتریان، دغدغه خودش را از ساخت مستند «سینه ما رِکس»، توجه به قربانیان مستقیم و غیرمستقیم فاجعه سینما رکس آبادان عنوان کرد: شاید بحث طولانی بودن فیلم عذاب‌آور باشد و مخاطب را اذیت کند ولی فقط به این فکر کنیم که ما فقط لازم بود ۹۶ دقیقه را تحمل کنیم در صورتی که خانواده‌ قربانیان، ۴۷ سال است که این زخم را تحمل می‌کنند و ۴۷ سال است که راجع به آن حرف نزدند و از این زخم نگفتند. راجع به قربانیان فاجعه هم باید بگویم که فقط بحث کشته‌شدگان در میان نیست و بخشی از قربانیان بعد از فاجعه به وجود آمده‌اند. مثل آقای زارعی که اینجا حضور دارند، کسی است که برای اولین بار پس از فاجعه وارد سینما رکس شده است واز قربانیان این حادثه است، چرا که رنج و زخمی را دیده که تا سال‌ها حتی خانواده خودش باورش نمی‌کرده اند. و این قربانیان شامل افراد دیگری می‌شود که می‌توان به برادر حسین تکبعلی زاده اشاره کرد. من بیشتر قصد داشتم سراغ قربانیان این حادثه بروم و حتی کسانی که عزیز از دست نداده‌اند ولی به طور غیرمستقیم قربانیان این ماجرا هستند. باید بگویم که طولانی بودن فیلم را قبول دارم و عمدی بوده است. شاید حتی دوست داشتم طولانی‌تر بشود و مخاطب را بیازارد و به این فکر کند که این مردم ۴۷ سال چگونه سکوت کردند و اینقدر درباره‌اش حرف نزدند. 

این مستندساز، راجع به احساسات مردم آبادان نسبت به سینماگر نام‌آشنای سینمای ایران بهروز وثوقی بازیگر، تصریح کرد: من یک سال و شش ماه در آبادان زندگی کردم و پژوهش فیلم را خودم به تنهایی انجام دادم. من به هر شکل هوایی یا زمینی خودم را به آبادان می‌رساندم و حداقل ۱۵ روز در هر ماه را به زندگی و تحقیق در آبادان اختصاص می‌دادم. تمام مردم آبادان عشق و علاقه عجیبی به بهروز وثوقی نشان می‌دادند. توانستم با بهروز وثوقی ارتباط برقرار کنم و خوش‌بختانه از تماشای فیلم استقبال کردند به طوری که برای من پیغامی فرستادند و گفتند که این فاجعه برای او تکان‌دهنده بوده چون از سینما رکس آبادان خاطره شیرینی به علت برگزاری اکران افتتاحیه «رضا موتوری» در این سینما داشته است. در ادامه، برنامه‌ریزی صورت گرفت که یک روز، مستند «سینه ما رِکس» در آبادان به نمایش دربیاید و با بهروز وثوقی به شکل آنلاین ارتباط بگیریم. متأسفانه این اتفاق نیفتاد. به هر حال، این فیلم برای بهروز وثوقی خیلی تکان‌دهنده بود و او را بسیار ناراحت کرد. 

آنتونیا شرکا در ادامه گفت: آنچه که میترا مهتریان راجع به اسم فیلم «سینه ما رِکس» به من گفتند، برای من جالب بود که در فیلم، از روی عمد کلمه «سینما» جدا جدا نوشته شده است که به معنی «سینه ما» باشد و به گفته این فیلمساز، روایت لوکیشنی که وجود ندارد و سینمایی که ۴۷ سال پیش از بین رفته است، در سینه تک تک افرادی که آنجا زندگی می‌کنند سینه به سینه گشته و روایتش همچنان پا برجاست و این کلید ورود به این مستند است. ما در رابطه با چیزی که دیگر نیست و حتی ترس این وجود دارد که از خاطره‌ها برود، به آن مکان سر می‌زنیم و تحقیقی را انجام می‌دهیم و با مردمی که برای آن دوران بودند، ارتباط می‌گیریم و آن‌ها بدون وجود آن مکان، روایت را نقل می‌کنند. به صورتی که یکی از برادران می‌گوید که می‌خواهد نسل‌های بعد این روایت را بدانند و ماجرا با مرگ او از بین نرود و صحنه آخر فیلم هم در ارتباط با همین موضوع است.

این منتقد سینما، راجع به ویژگی‌های سینمایی این مستند گفت: از نظر من، این فیلم هم یک مستندسازی و یک تاریخ شفاهی است که میترا مهتریان پیشتر در حوزه تاریخ شفاهی سابقه فعالیت داشته بنابراین به خوبی توانسته‌اند این شفاهی بودن روایت را در سراسر فیلم بگنجانند و هم به موقع توانسته‌اند آن را دراماتیزه کنند که فقط جنبه یک روایت تاریخی مستند را نداشته باشد بلکه به مرور و هر قدر که فیلم جلو می‌رود و با آن فیلم‌ها و عکس‌های آرشیوی و فیلم‌برداری خودشان، مخاطب را درگیر موضوع می‌کند و این فرصت را پیدا کنیم که روایت‌ها را نه آن‌گونه که در خبرها آمده، دنبال کنیم بلکه بتوانیم آن را طبق زیست شخصیت‌ها بشنویم. همچنین، این اثر نقش تراپی را دارد چون بعضی فیلم‌ها خاصیت درمانی برای کاراکترها دارد. حضور تیم فیلم‌برداری ممکن است به خانواده‌ها کمک کرده باشد که یکبار دیگر حتی با شخصیت حسین که سعی می‌کرده این خاطره تلخ و دلخراش را پس بزند، با آن روبرو شود. گروه فیلمبرداری توانسته این برادران را دور هم جمع کند تا آن‌ها را به جایی برساند که با هم در یک سینما گرد هم آیند و شاید بتواند التیامی بر دردهای آن‌ها باشد. وقتی یک چیزی در ذهن شماست و آن را به علت تلخ بودن پس می‌زنید، وقتی درباره‌اش حرف بزنید، تجسم پیدا می‌کند و تبدیل به یک چیز بیرونی می‌شود؛ آنجاست که آدم می‌بیند می‌تواند به قضیه طور دیگری نگاه کند بلکه این حوادث و تاریخ تکرار نشود.

او تلاش اثر برای کشف حقیقت را ستود و عنوان کرد: به نظر می‌رسد که فیلم در پی کشف حقایق پنهان پشت یک جنایت تاریخی است یعنی همین‌ موضوع که آیا تماشاگران در سالن قبل از آتش‌سوزی مُرده بودند؟ جزو موارد معدودی است که در جایی مطرح می‌شود. اینها آنچه است که این فیلم سعی می‌کند به این جنبه ماجرا نگاه کند و یک بازخوانی از حقیقت منجمدشده از سوی رسانه‌های گروهی در این سال‌ها داشته باشد بدون اینکه لزوما به نتیجه مشخصی برسد. می‌توان طور دیگر به موضوع نگاه کرد و شاید اصلا حقیقت ماجرا این نباشد و همه آنچه که گفته شد، همه حقیقت نباشد و حقیقت زوایای پنهان دیگری داشته باشد که تا به حال به آن پرداخته نشده است. این مستند این توانایی را دارد که از یک مرثیه‌سرایی برای یک جنایت ملی به مستندی برای کشف حقیقت ارتقا پیدا کند که از طریق مشارکت با خانواده قربانیان و شاهدان صورت می‌گیرد و می‌تواند واقعه‌ای مربوط به ۴۷ سال قبل را به زمان حال وصل کند. به این صورت نه تنها برای آن‌ها که تجربه‌اش کردند، یک تجسم کنونی باشد بلکه حتی پیوندی بین حادثه‌ای به تاریخ پیوسته ایجاد کند که سالی یکبار از آن یاد می‌شود و آدم‌هایی که در آن شهر زندگی می‌کنند و هنوز یاد و خاطره این اتفاق را با خود حمل می‌کنند. فیلم به جای اینکه برای آن اتفاق سینه بزند، با روایت کردنش آن را به زمان حال وصل می‌کند تا بتواند این کارکرد را پیدا کند که همیشه ماه پشت ابر نمی‌ماند و یک اتفاق تاریخی مربوط به ۴۷ سال قبل هنوز می‌تواند محل بحث با نگاهی امروزی باشد و باز تکرار می‌کنم تا بلکه این حوادث دیگر تکرار نشود. مخصوصا در دنیای امروز که امکانات بیشتری برای ثبت حقایق وجود دارد. 

شرکا، کنتراست بین آب و آتش در اثر را بدین‌صورت تشریح کرد: جایی در فیلم گفته می‌شود که آن‌زمان، آبادان بعد از تهران بیشترین تعداد سینما را داشته است. اینکه فیلم انتخاب کرده در حین گفتن جزئیات دلخراش آن فاجعه به شکل ناتورالیستی مثل اشاره به بوی چربی و سوختن گوشت انسان، عکس‌هایی از بعد از فاجعه می‌بینیم و ما در حالی که داریم صندلی‌های سوخته و به هم ریخته را نگاه می‌کنیم، این کنتراست به وجود آمده می‌تواند جذاب باشد و همچنین، کنتراستی که بین آب و آتش نشان می‌دهد.

خیلی از تصاویر مستند کنار رود کارون را نشان می‌دهد مثل صحنه غروب یا بازی کردن بچه‌ها کنار آب. وقتی این صحنه‌ها با گرمای شدید آن سرزمین و آن آتش‌سوزی ترکیب می‌شود، تضادی را ایجاد می‌کند که در دلش، این خطوط پررنگی که در جنوب ایران هست را تداعی می‌کند. خیلی جالب است که جنوب ایران، بستر غریبی است برای اینکه موضوع فیلم‌های داستانی کارگردانانی همچون امیر نادری باشد. جنوب ایران به لحاظ بصری و مناظری که دارد، تضادهای رنگ و نور و سایه‌ای دارد که در هیچ کجای ایران وجود ندارد و هم اینکه یک قدمت ادبیاتی و سینمایی دارد که هر کسی آنجا پا می‌گذارد، انگار خود محیط راهنمایش برای گفتن روایت‌ها می‌شود و خیلی حرفها برای گفتن دارد. حالا بماند که بعد از این حادثه، جنگ تحمیلی عراق و ایران رخ داد و اوجش در آن منطقه بود. انگار این مستند دوباره یادمان می‌اندازد که این سرزمین، رازهای زیادی در دل خود دارد و هر هنرمندی که به آنجا پا می‌گذارد، خود آن خطه الهام‌بخش می‌شود و حتی اگر به موضوعی فکر نکرده باشد، این ارتباط با مردم و مناظر آنجا، انگیزه‌ای برای کشف جنبه دیگری از ماجراها می‌دهد.

مهتریان، راجع به الهام‌بخشی خطه آبادان در حین تصویربرداری مستند «سینه ما رِکس» گفت: حدود ۹۰ درصد از فیلم‌برداری اثر را خودم انجام دادم و ۱۰۰ درصد نماهای لایی زمانی بوده است که تنهایی برای پژوهش می‌رفتم. بخشی از تصاویر با اوزمو گرفته شده است که برخی اعتقاد داشتند که خانم‌ها با اوزمو خوب نمی‌توانند کار کنند و شاید اعوجاج در برخی صحنه‌ها ایجاد کرده باشد. واقعا این خاک به آدم می‌گفت که چه باید ارائه داد یعنی همان آب‌بازی بچه‌ها کنار گاومیش ها یا نخلستانِ در مِه قرار گرفته، انگار که نشانی از مبهم بودن ماجرا باشد و من می‌خواستم دقیقا آن را با این تصاویر القا کنم.

این فیلمساز در سخنان پایانی، راجع به مبهم بودن زوایای فاجعه سینما رِکس آبادان عنوان کرد: مبهم بودن از این جهت که در دادگاه مشخص می‌شود که حسین تکبعلی زاده دروغ گفته است و می‌گوید در جلسات قبلی، دروغ گفته‌ام چون می‌خواستم قهرمان باشم. این دروغ گفتن ها ادامه‌دار بود و حسین تکبعلی زاده تا سال‌ها دیوانه این ماجرا شده بود چون قضیه قرار نبود اینقدر پیچیده و مبهم برای خودش باشد. برای خود من هنوز خیلی از مسائل حل نشده باقی ماند. چیزی که حسین تکبعلی زاده تعریف می‌کند با آنچه که آقای زارعی می‌گوید مطابقت دارد. او اولین نفری بود که وارد سینما بعد از آتش‌سوزی شد. او معتقد است که آب به اندازه کافی ریخته بودند ولی قبل از اینکه آتش‌سوزی بشود، همه فوت کرده بودند. تکبعلی زاده در سینما از همکارش می‌پرسد شما نفت ریخته‌اید چون هنوز آتشی شعله نکشیده بود و او، این حرف را بعدا به برادرش زده بود. دوستش تکان نمی‌خورد و می‌افتد. در نهایت، ۴ نفر از آن سینما بیرون می‌آیند که همه در راهرو بوده‌اند و یکی از آن‌ها حسین تکبعلی زاده است بنابراین این ماجرا، ابهامات زیادی دارد.

این مستندساز، خبر از پایان ساخت دو مستند داد و گفت: ساخت یک مستند را به تازگی بعد از دو سال و شش ماه رفت‌و‌آمد به کاشان تمام کردم که پرتره یک خانم ۹۰ ساله است. او یک فعال فرهنگی و خیر فرهنگی است که زجر زیادی در زندگی کشیده و حدود ۲۵ سال ممنوع‌الخروج و بزرگترین حسرتش، ندیدن بزرگ شدن فرزندانش در خارج از کشور بوده است. این خانم به دلیل عشقی که به ایران داشته، هنوز در ایران مانده است ولی بنا به دلایلی ، من باید فیلم را در پستوی خانه نهان کنم. بعد از اینکه این فیلم راهی کشوی خانه شد، به سراغ ساخت فیلمی دیگر در همدان رفتم که آن هم در فضای تاریخ شفاهی است. این فیلم، بخش علمی و کتابخانه‌ای هم دارد. محله‌های همدان هر یک به عنوان خاصی شناخته می‌شوند و این سوژه فیلم است. ساخت این مستند هم به اتمام رسیده و در مرحله تدوین است. بنابراین این فیلم را در زادگاه خودم ساختم.

میترا مهتریان در سخنان پایانی، درباره ایده اولیه برای ساخت مستند «سینه ما رِکس» عنوان کرد: من به همراه خانواده در تعطیلات نوروز یک سال قبل از آتش‌سوزی سینما رِکس در آبادان بودیم و در همان مدت، برای برادرم یک ماجرای عشقی پیش آمد. برادرم و آن دختر چند ماه رابطه مکاتبه‌ای شان ادامه داشت و بعد از ماجرای سینما رکس، دیگر از این خانم خبری نشد و آنجا با خودم گفتم نکند خدای نکرده، جزو قربانیان سینما رکس بوده باشد چون دیگر مکاتبه‌ای بین او و برادرم در ماه‌های منتهی به سینما رِکس صورت نگرفت و الآن، برادر من نوه دارد. ابتدا دوست داشتم این قصه عاشقانه و دراماتیک را در مستند بیاورم که دیدم زنانه می‌شود. زمانی هم که به دل ماجرا رفتم و پژوهش کردم، وارد دنیای جدیدی شدم که ترجیح دادم این‌گونه روایت کنم.

این نشست با پرسش حاضران از سخنرانان درباره ابعاد مختلف مستند «سینه ما رِکس» به پایان رسید. انتهای پیام/




 «کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند
۲ ساعت قبل / سایت عصرایران

«کیفیت، عدالت، هویت»؛ شعارهایی که در اجلاس آموزش و پرورش گم شدند

آیا مدیران آموزش‌وپرورش، از سطح ستاد تا استان و منطقه، در میان برنامه‌های فشرده، تشریفات رسمی، دیدارها، سخنرانی‌ها و ملاحظات ناشی از میزبانی این حجم از مسئول...

 عصر یکشنبه‌های بخارا
۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعه‌داستان‌های بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.

 ناگفته‌های مهم افشین علا از گلایه‌هایش در فتنه 88 و برخورد امام شهید - تسنیم
۲۱ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

ناگفته‌های مهم افشین علا از گلایه‌هایش در فتنه 88 و برخورد امام شهید - تسنیم

افشین علا شاعر برجسته کشور ناگفته‌های بسیار مهمی از گلایه‌هایش در فتنه 88 و نوع برخورد امام شهید را بیان کرد.

 مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز می‌شوند - تسنیم
۱۶ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز می‌شوند - تسنیم

روایت صادق آهنگران از نسل مداحان دیروز و امروز و ماجرای نماهنگ مشترک با حسین طاهری

 نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا
۴ ساعت قبل / سایت صبانیوز

نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا

فرزانه سعادتی/صبا، در سال‌های اخیر، صحنه تئاتر ایران بیش از گذشته شاهد حضور بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون بوده است؛ چهره‌هایی که گاهی با سابقه طولانی در سینما و تلویزیون وارد تئاتر می‌شوند و گاهی نیز پس از سال‌ها دوری از صحنه، حضور خود را با یک نمایش تازه از سر می‌گیرند. این روند اگرچه

 دزدی هنری در سالزبورگ
۱۸ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

دزدی هنری در سالزبورگ

نمایش بزرگداشت دویست وهفتادمین سالگرد تولد ولفگانگ آمادئوس موتزارت در شهر زادگاهش، سالزبورگ با یک سرقت گسترده به‌طور جدی خراب شد.