
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، آلبرتین سارازان از آن شخصیتهایی است که مرز میان سقوط و رستگاری را در هم میشکند. زنی که کودکیاش با رهاشدگی، خشونت و طرد آغاز شد، سالهای جوانی را میان فرار، سرقت، زندان و روسپیگری گذراند، اما سرانجام با نیروی ادبیات نام خود را در تاریخ ادبیات فرانسه ثبت کرد.
چند روز پیش از مرگ نابهنگامش در سال ۱۹۶۷، او در گفتوگویی صریح از گذشته، عشق و آینده سخن گفت. سارازان بیآنکه گذشتهاش را انکار کند، اعتراف میکند که بیرون آمدن از «جاده انحراف» آسان نیست و جامعه باید به کسانی که میخواهند زندگی تازهای آغاز کنند فرصت دوباره بدهد. از نگاه او، عادت کردن به آزادی حتی دشوارتر از خو گرفتن به زندان است و سایه گذشته تا پایان عمر انسان را رها نمیکند. «میدانید تبهکار شدن یک نوع بیماری است که بهبودش آسان نیست. جامعهای که گناهان مرا به خاطر سه کتاب بخشیده است، باید به من فرصت بیشتری بدهد. خو گرفتن به آزادی بسیار دشوارتر از خو گرفتن به زندان و محبس است.»
در سراسر این گفتوگو، نقش عشق نیز برجسته …








