قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۱۷

علی میرسپاسی و گذر از «افسانه ملی حقارت» و چرخه عقب ماندگی/ بازخوانی مدرنیته ایرانی / چرا باید پرسش تاریخی ایرانیان تغییر کند؟

پس چه اتفاقی افتاد؟ روایتی متعادل و حتی مثبت، در گذر زمان- به‌ویژه از دوران پهلوی به بعد- به «افسانه‌ی ملی حقارت» تبدیل شد. و هرچه بیشتر تکرار شد، ما را بیشتر در «لحظه‌ی عباس‌میرزایی» حبس کرد: لحظه‌ای ابدی از پرسیدن «چرا عقب ماندیم؟» بدون یک قدم حرکت به جلو. نکته‌ی اصلی برای میرسپاسی این نیست که آیا آن گفت‌وگو رخ داد یا نه. پرسش او عمیق‌تر است: چگونه یک روایت تاریخی به ابزار بازتولید مداوم احساس حقارت تبدیل می‌شود؟ آن هم درباره‌ی مردی که در عمل سیاسی‌اش- اعزام محصلان به اروپا، اصلاح ارتش، و بنیان‌گذاری راه‌های نوسازی- نمونه‌ی کنشگری خردمندانه بود، نه انفعال.
 علی میرسپاسی و گذر از «افسانه ملی حقارت» و چرخه عقب ماندگی/ بازخوانی مدرنیته ایرانی / چرا باید پرسش تاریخی ایرانیان تغییر کند؟

گروه اندیشه: دکتر جواد حیدری در مقاله ای که پیرامون کتاب «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» نوشته دکتر علی میرسپاسی، در سایت مشق نو منتشر کرده، جابه‌جایی صورت‌مسئله تاریخی روشن‌فکری ایران را به بحث می‌کشد. نویسنده با نقد چهار گفتمان فلج‌کننده شامل «عقب‌ماندگی»، «انحطاط»، «دوگانه سنت/تجدد» و «نوستالژی باستان‌گرایی»، نشان می‌دهد که غرق شدن در «کینه‌توزی تاریخی» و تکرار پرسش «چرا عقب ماندیم؟»، جامعه را در انفعال نگه داشته است. کتاب با ساختارشکنی از روایت های رایجی چون «افسانه عباس‌میرزا»، انقلاب مشروطه را پروژه‌ای اصیل و مدرنیته‌ای زیسته معرفی می‌کند. از نظر حیدری، میرسپاسی با بهره‌گیری از پراگماتیسم جان دیویی و رویکرد توانمندی آمارتیا سن، واژه بومی «آبادانی» و «مراقبت از زندگی مشترک» را جایگزین توسعه وارداتی می‌کند. در نهایت، با آسیب‌شناسی علوم اجتماعی، راهکار عبور از تقلید را «میهمان‌نوازی فکری»، بازسازی امید اجتماعی و تلاش برای ترسیم «جامعه نیک» رو به آینده می‌داند. این مطلب را در ادامه می خوانید: 

**** ۱

فرض کنید بیماری سال‌ها نزد پزشکان مختلف رفته و همیشه یک سؤال پرسیده: «چرا من مثل دیگران سالم نیستم؟» روزی پزشکی به او می‌گوید: «مشکل شما در پاسخ نیست، در سؤال است. بپرسید سلامتی برای من چه معنایی دارد و چطور به آن برسم.» علی میرسپاسی، جامعه‌شناس ایرانی، در کتاب بسیار مهم خودش، «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» دقیقاً همین کار را با ذهن ما ایرانیان می‌کند.

او می‌گوید پرسشی که از دوران مشروطه تا امروز نسل به نسل تکرار کرده‌ایم، «چرا ما عقب ماندیم و غرب پیشرفت کرد؟» خودش بخشی از بیماری است، نه راه درمان. پیشنهاد او جایگزینی این پرسش با پرسشی دیگر است: «جامعه‌ی نیک برای ایرانیان چه معنایی دارد و چگونه می‌توان آن را ساخت؟» تفاوت ظاهراً کوچک است اما یکی نگاه به عقب و غرق در حسرت است؛ دیگری نگاه به جلو و همراه با مسئولیت. جواد حیدری

میرسپاسی نشان می‌دهد فضای فکری ایران معاصر اسیر چند «گفتمان طاقت‌فرسا» شده- روایت‌هایی که هر یک به شکلی، افق آینده را می‌بندند. گفتمان اول «عقب‌ماندگی» است که می‌گوید غرب معیار مطلق است، ما همیشه عقب‌تریم. مهم‌ترین ایراد این گفتمان نوعی احساس دائمی کمبود است.

گفتمان دوم «انحطاط است» که حرف اصلی‌اش این است که ایران از برهه‌ای دچار «انقطاع» فکری شد و در زوال ماند. ایراد میرسپاسی به این گفتمان این است که در آن باور به سرنوشت محتوم موج می‌زند.

گفتمان سوم «سنت در برابر تجدد» است که مدعای اصلی آن این است که باید یکی را کامل پذیرفت و دیگری را کامل رد کرد و این گفتمان در نهایت به نوعی بن‌بست دوگانه‌ساز ختم می‌شود. گفتمان چهارم «نوستالژی ایران باستان» است که نجات ما را در بازگشت به گذشته‌ی پیش از اسلام می‌بیند و عیب‌اش در فرار از حال به گذشته‌ی خیالی است.

ویژگی مشترک این چهار روایت چیست؟ میرسپاسی با دقت یک جراح انگشت می‌گذارد روی یک نکته: همه‌ی آن‌ها از پیش تصمیم گرفته‌اند نتیجه چه باشد. به‌جای تحلیل واقعیت تاریخی ایران، دنبال شواهدی برای اثبات محکومیت آن می‌گردند.

محصول این نگاه، چیزی است که او «کینه‌توزی تاریخی» (historical ressentiment) می‌نامد: آمیزه‌ای از تحقیر، حسرت، و خشم خاموش نسبت به گذشته که به‌جای برانگیختن کنش، ما را در سوگواری و انفعال نگه می‌دارد.

او اینجا از ریچارد رورتی وام می‌گیرد که «چپ فرهنگی» دانشگاهی آمریکا را متهم می‌کرد «شناخت» را جای «امید» گذاشته و نقد انتزاعی را جای اصلاح واقعی نهادها- و همان الگو را در بخشی از روشنفکری ایرانی بازمی‌شناسد. ۲

درخشان‌ترین فصل کتاب مربوط افسانه‌ای است که همه باورش کرده‌ایم. روایت آشناست. عباس‌میرزا، ولیعهد ایران در میانه‌ی جنگ‌های ایران و روس، با بغض و حسرت از ژوبر- فرستاده‌ی ناپلئون- می‌پرسد: «چرا شما اروپاییان پیشرفت کرده‌اید و ما این‌چنین عقب‌مانده‌ایم؟»

این لحظه در ادبیات رایج ما- و در کتاب‌های پرفروشی مثل «ما چگونه ما شدیم؟» اثر صادق زیباکلام- به نقطه‌ی آغاز «خودآگاهی تلخ» ایرانیان تبدیل شده است. میرسپاسی کاری می‌کند که کمتر کسی کرده است. او به سرچشمه بازمی‌گردد و سفرنامه‌ی خود ژوبر را می‌خواند و تصویری کاملاً متفاوت می‌یابد.

عباس‌میرزای این متن- جوانی هفده‌ساله- نه شخصیتی شکست‌خورده و مچاله از حقارت است، بلکه شاهزاده‌ای هوشیار، پرسشگر، و اهل تدبیر که با نگاهی عقلانی و دیپلماتیک در حال فهم اروپای در حال تغییر و طراحی اصلاحات نظامی، آموزشی و اداری است. ژوبر خود از هوش و ادب و کنجکاوی او با ستایش سخن می‌گوید.

پس چه اتفاقی افتاد؟ روایتی متعادل و حتی مثبت، در گذر زمان- به‌ویژه از دوران پهلوی به بعد- به «افسانه‌ی ملی حقارت» تبدیل شد. و هرچه بیشتر تکرار شد، ما را بیشتر در «لحظه‌ی عباس‌میرزایی» حبس کرد: لحظه‌ای ابدی از پرسیدن «چرا عقب ماندیم؟» بدون یک قدم حرکت به جلو.

نکته‌ی اصلی برای میرسپاسی این نیست که آیا آن گفت‌وگو رخ داد یا نه. پرسش او عمیق‌تر است: چگونه یک روایت تاریخی به ابزار بازتولید مداوم احساس حقارت تبدیل می‌شود؟ آن هم درباره‌ی مردی که در عمل سیاسی‌اش- اعزام محصلان به اروپا، اصلاح ارتش، و بنیان‌گذاری راه‌های نوسازی- نمونه‌ی کنشگری خردمندانه بود، نه انفعال. ۳

در برابر آن تصویر تاریک، میرسپاسی انقلاب مشروطه را بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ معاصر ایران می‌داند. نه تقلیدی ساده از اروپا، نه بازگشتی به سنت- بلکه پروژه‌ای اصیل برای ترجمه‌ی مفاهیم جهانی حکومت قانون، پارلمان و شهروندی به زبان و بافت ایرانی.

نمونه‌اش رساله‌ی «یک کلمه» مستشارالدوله است. این رساله کوششی برای پل‌زدن میان اصل حکومت قانون و زبان دینی- فرهنگی ایرانیان، بدون قربانی‌کردن هیچ‌یک و جمله‌ای از عبدالرحیم طالبوف تبریزی که میرسپاسی آن را نماد کل پروژه می‌داند: «اول عشق‌ام به دنیاست، سپس به کشورم ایران، و در نهایت به شهرم تبریز.»

وفاداری به ایران، همراه با گشودگی به جهان. نه ملی‌گرایی تنگ‌نظر، نه جهان‌وطنی بی‌ریشه. مشروطه با همه‌ی ناتمامی‌اش، هنوز مهم‌ترین سرمایه‌ی فکری و نهادی ماست. مسیر درست، دور زدن یا محکوم‌کردن آن نیست- ادامه‌دادن همان روح است: مواجهه‌ی خلاق، نقادانه و بومی با جهان مدرن و مدرنیته.

یکی از ستون‌های نظری کتاب، خوانش میرسپاسی از جان دیویی، فیلسوف پراگماتیست آمریکایی است. خوانش رایج، مدرنیته را بسته‌ای آماده و از پیش تعیین‌شده می‌بیند که یا باید کامل پذیرفت یا کامل رد کرد.

دیویی چیز دیگری می‌گوید. او می‌گوید مدرنیته فرآیندی است که از دل زندگی روزمره، همکاری اجتماعی، و تجربه‌ی جمعی می‌جوشد. معیار سنجش یک ایده یا نهاد هم «حقیقت مطلق» آن نیست، بلکه پیامد عملی‌اش است برای کاهش رنج انسانی و افزایش مشارکت.

اهمیت این خوانش برای ایران روشن است: مدرنیته دیگر کالایی «غربی» و «بیگانه» نیست که باید وارد شود، بلکه ظرفیتی است برای رشد نهادهای دموکراتیک و همبستگی اجتماعی که می‌تواند از دل تجربه‌ی خود هر جامعه سر بربیاورد. و مشروطه، در این چارچوب، دقیقاً نمونه‌ی یک مدرنیته‌ی زیسته‌ی ایرانی است.

۴

بخشی از کتاب در نگاه اول بی‌ربط به «آبادانی» می‌نماید، اما مستقیم به قلب ماجرا می‌زند. تولستوی در بحران روحی خود به این نتیجه رسید که علم جدید-با همه‌ی دقت و صداقت‌اش- نمی‌تواند به پرسش «برای چه هستم؟» پاسخ دهد.

ماکس وبر در سخنرانی «علم سیاست به‌مثابه‌ی حرفه»، پاسخی غیرمستقیم می‌دهد. او می‌گوید جهان مدرن دستخوش «افسون‌زدایی» شده است.جهانی بی‌راز- اما همین بی‌رازی، بار سنگین تعیین ارزش و معنا را تمام و کمال بر دوش خود انسان می‌گذارد.

علم می‌تواند بگوید چه هست؛ نمی‌تواند بگوید چه باید باشد. نتیجه‌گیری میرسپاسی برای ایران: مسئله‌ی آبادانی، در نهایت مسئله‌ای اخلاقی و معنایی است، نه فقط فنی و اقتصادی. با «واردکردن» علم و تکنولوژی حل نمی‌شود. پرسش واقعی این است: چه نوع زندگی‌ای می‌خواهیم، و چه ارزش‌هایی باید آن را هدایت کنند؟

اینجا به هسته‌ی استدلال می‌رسیم. اصطلاحاتی مانند «توسعه‌نیافتگی» و «عقب‌ماندگی» وارداتی‌اند و یک ویژگی مشترک دارند: ایران را همیشه در آینه‌ی غرب و همیشه در جایگاه کم‌تر می‌بینند. میرسپاسی پیشنهاد می‌کند به مفهومی تمام‌عیار ایرانی بازگردیم: آبادانی.

با تحلیلی زبان‌شناختی- از سفرنامه‌های قاجاری تا فرهنگ‌های لغت کهن- نشان می‌دهد «آباد» در فارسی همیشه به جایی اشاره داشته که مردم گرد هم آمده‌اند، آب و درخت و کشتزار هست، و زندگی جمعی با نظم و معنا جریان دارد.

آبادانی پس نزدیک‌تر است به «سکونت باکیفیت» تا «رشد اقتصادی». و نبود آبادانی، نبودِ زندگی جمعی معنادار است، نه فقط کمبود تولید ناخالص داخلی. اصطلاح کلیدی او آبادانی، «مراقبت از زندگی» است- مراقبتی پویا و رو به جلو، نه ایستا و نوستالژیک. او این مفهوم را حول سه محور بازتعریف می‌کند:

یکم) سرنوشت مشترک- امکان اینکه هر ایرانی، با هر تفاوت قومی، زبانی، مذهبی و طبقاتی، در هر گوشه‌ی کشور بتواند بگوید «ایران خانه‌ی من است.»

دوم) مراقبت معنادار از میهن- نه احساس ناسیونالیستی خام، بلکه کنش آگاهانه‌ی شهروندی که خود را عاملی فعال در ساختن آبادانی می‌بیند، نه گیرنده‌ی منفعل نتایج.

سوم) ایجاد و آفرینش امید اجتماعی- امید نه به‌عنوان یک حال خوب فردی، بلکه به‌عنوان نیرویی برای کنش جمعی.

میرسپاسی این چارچوب را به «رویکرد توانمندی» آمارتیا سن و مارتا نوسبام گره می‌زند: هدف نهایی توسعه افزایش درآمد سرانه نیست، بلکه گسترش آزادی‌های واقعی انسان‌ها برای زیستن زندگی‌ای است که خودشان ارزشمند می‌دانند. و با تکیه بر نقدهای آرتورو اسکوبار و تیموتی میچل بر «گفتمان توسعه» و سیاست‌های تکنوکراتیک، توضیح می‌دهد چرا بسیاری از طرح‌های توسعه‌ی از بالا به پایین در ایران- از پهلوی تا امروز- به‌جای آبادانی، شکاف دولت و مردم را عمیق‌تر کرده‌اند. آبادانی راستین باید مشارکتی باشد؛ یعنی تکیه بر دانش محلی و تجربه‌ی زیسته‌ی مردم هر منطقه، نه تأکید صرف بر نقشه‌های از پیش طراحی‌شده‌ی کارشناسان. ۵

تلخ‌ترین- و شاید دقیق‌ترین- بخش کتاب، تشخیص میرسپاسی از وضعیت علوم اجتماعی در ایران است. او مفهوم «سفر نظریه‌ها» را از ادوارد سعید وام می‌گیرد. وقتی ایده‌ای از بستری تاریخی- جغرافیایی به بستری دیگر منتقل می‌شود، باید دگرگون شود، با شرایط محلی درآمیزد و معنایی تازه بیابد. وگرنه واردات بی‌روح می‌ماند. مشکل ایران این است که بخش بزرگی از آنچه «تولید علم» نامیده می‌شود، در واقع ترجمه است- و نه ترجمه‌ی صادقانه و امانت‌دار، بلکه انتقال مفاهیم بدون توجه به بستر تاریخی و فکری متن اصلی. دو مثال او از این قرار است:

الف) «سیر حکمت در اروپا» از محمدعلی فروغی: فصل مربوط به برگسون، بدون ارجاع دقیق به منابع اصلی نوشته شده.

ب) «زمینه‌ی جامعه‌شناسی» از امیرحسین آریان‌پور: در واقع برگردانی از یک کتاب درسی آمریکایی، بدون آنکه این نکته به‌روشنی به خواننده گفته شود.

نگرانی میرسپاسی این است که این الگو- انتقال مفاهیم بدون تحلیل انتقادی، بدون ارجاع دقیق، و گاه در قالب رونویسی پنهان- امروز نه‌تنها ادامه دارد، بلکه در برخی موارد به سرقت علمی آشکار رسیده است. و پیامد آن یک چیز است: دانشگاهی که مصرف‌کننده‌ی نظریه است، اما تولیدکننده‌ی فهم نیست.

بهترین شاهد میرسپاسی برای این ادعا، سرگذشت خودِ مفهوم «غرب‌زدگی» است- و اینجا کتاب به یکی از لحظات طنزآمیز خود می‌رسد. تصور عمومی این است که این مفهوم را جلال آل‌احمد ساخت. اما زنجیره‌ی واقعی چنین است:

احمد فردید- که خود از طریق آموزه‌های هانری کربن فرانسوی با فلسفه‌ی مارتین هایدگر آشنا شده بود- نقد هایدگری بر مدرنیته‌ی غربی را برگرفت، آن را به بحران هویت ایرانی گره زد و مفهوم «غرب‌زدگی» را پیش کشید. سپس آل‌احمد بود که این مفهوم را عمومی و پرآوازه کرد.

نتیجه‌ای که میرسپاسی می‌گیرد، مثل گره‌ای است که تنها با پذیرش صورت مسئله باز می‌شود. مفهومی که قرار بود نقدِ وابستگی فکری به غرب باشد، خودش محصول یک «سفر نظریه» از غرب به ایران است. پس مسئله هرگز خودِ وام‌گیری فکری نیست بلکه مسئله کیفیت آن است. آیا با تأمل، بومی‌سازی خلاقانه و ارجاع دقیق همراه است، یا تقلید سطحی و بی‌زمینه؟ ۶

میرسپاسی در برابر دو گزینه‌ی رایج، گزینه‌ی سومی می‌گذارد. دو گزینه‌ی رایج کدام است؟ اولی انزوای فرهنگی است که به دنبال رد هر آن چیزی است که از غرب می‌آید که این خود نوعی واکنش کینه‌توزانه و بی‌ثمر است.

گزینه‌ی دوم ترجمه‌ی صرف و انتقال نظریه‌هاست بدون نقد آن‌ها که این کار تولید علم نیست، مصرف علم است. گزینه‌ی سوم میهمان‌نوازی فکری است که پیشنهاد خود میرسپاسی است؛ یعنی رویارویی فعال، انتقادی و خلاق با اندیشه‌ها.

استعاره‌ی «میهمان‌نوازی» دقیق انتخاب شده است. میهمان را نه از در بیرون می‌کنیم، نه اجازه می‌دهیم صاحب‌خانه شود. با او گفت‌وگو می‌کنیم، در خانه‌ی خودمان و با قواعد خودمان. اندیشه‌ی جهانی را باید با تاریخ، زبان و تجربه‌ی زیسته‌ی خودمان درگیر کرد تا نظریه‌ای بزاید که هم بومی است و هم در گفت‌وگو با جهان. این همان چیزی است که میرسپاسی گذار از «تقلید» به «تأمل» می‌نامد.

اگر بخواهیم کل استدلال کتاب را در یک نقشه‌ی راه بریزیم هفت گام برای اندیشیدن به آبادانی است.

۱. بیرون آمدن از چرخه‌ی گفتمان‌های بسته- عقب‌ماندگی، انحطاط، تقابل سنت/تجدد، نوستالژی گذشته. نه با انکار مشکلات، بلکه با رد این پیش‌فرض که سرنوشت ما از پیش رقم خورده است.

۲. بازخوانی منصفانه‌ی تاریخ خودمان- همان کاری که او با افسانه‌ی عباس‌میرزا کرد: هیچ روایت آشنایی را بی‌پرسش نپذیریم، به منابع اصلی برگردیم.

۳. ساختن بر پایه‌ی دستاوردهای واقعی- به‌ویژه میراث مشروطه، به‌جای محکوم‌کردن یا فراموش‌کردن آن.

۴. فهم مدرنیته به‌عنوان فرآیند زیسته- نه بسته‌ای وارداتی؛ چیزی که می‌تواند از دل تجربه‌ی ایرانی نیز بروید.

۵. جایگزینی زبان توسعه با زبان آبادانی- زبانی که هدف‌اش نه فقط رشد اقتصادی، بلکه مراقبت از زندگی مشترک، اعتماد عمومی، عدالت، تکثر فرهنگی و شکوفایی همه‌ی شهروندان است.

۶. بازسازی علوم انسانی- از ترجمه و تقلید، به تأمل و نظریه‌پردازی اصیل.

۷. پرورش امید اجتماعی- نه خوش‌بینی ساده‌لوحانه، بلکه پیش‌شرط روانی و مدنی هر تغییر واقعی.

میرسپاسی کتاب‌اش را با تصویری به یاد ماندنی می‌بندد. جهان امپراتوری عباسی در حال فروپاشی بود و این یکی از بحرانی‌ترین لحظات تاریخ اسلام این دوران بود. غزالی در آن لحظه چه کرد؟ به سوگواری نپرداخت.

نشست و «کیمیای سعادت» را نوشت- کتابی سرشار از امید و راهکارهای عملی برای زیستن اخلاقی. درس این تصویر برای میرسپاسی روشن است. حتی در روزگار بحران، اندیشیدن به جامعه‌ی نیک و ترسیم افقی برای آبادانی، نه‌تنها ممکن، بلکه ضروری است.

پرسش «چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» بنابراین دعوتی است به نوعی از اندیشیدن که نه در بند گذشته‌ی خیالی باشکوه است، نه اسیر خیالِ سیاهِ زوال، و نه دلبسته‌ی تقلید کورکورانه از هیچ الگوی بیرونی. نگاهی است که از سه جا زاده می‌شود: از تجربه‌ی واقعی ایرانیان، از گفت‌وگوی صادقانه با تاریخ خودمان و جهان، و از همکاری آگاهانه‌ی شهروندانی که ایران را خانه‌ی مشترک خود می‌دانند.

چرا این کتاب را باید خواند؟ میرسپاسی نسخه‌ای برای اصلاح ایران نمی‌پیچد و وعده‌ی راه‌حل نمی‌دهد. کاری که می‌کند مهم‌تر و دشوارتر است: جای پرسش را عوض می‌کند و شاید همین کافی باشد. چون ملتی که صد سال است می‌پرسد «چرا عقب ماندیم؟»، صد سال است دارد به عقب نگاه می‌کند. کسی که می‌پرسد «جامعه‌ی نیک چیست و چگونه بسازیم‌اش؟»، ناچار است رو به جلو بایستد.

216216 کد مطلب 2257635



۸ دقیقه قبل / سایت آوش

ماجرای ۳۵ هزار پرونده قصور پزشکی در یک سال

سازمان پزشکی قانونی کشور اعلام کرده است که در سال ۱۴۰۴، ۳۵ هزار و ۲۹۵ پرونده مرتبط با قصور پزشکی در این سازمان بررسی شده است؛ پرونده‌هایی که می‌توانند از شکایت بیماران یا خانواده‌های آنان آغاز شوند و قرار نیست همه آن‌ها الزاماً به اثبات تقصیر پزشک یا مرکز درمانی ختم شوند.

فرارو در خبری نوشت: با این حال، بزرگی این عدد پرسشی مهم را پیش می‌کشد: بیمار در نظام درمان تا چه اندازه مطمئن است که شنیده می‌شود، روند درمانش برای او توضیح داده می‌شود و اگر خطایی رخ دهد، مسیر روشنی برای رسیدگی و پاسخ‌گویی وجود دارد؟

سازمان پزشکی قانونی در سال گذشته مجموعاً ۲ میلیون و ۸۴۷ هزار پرونده را بررسی کرده است که ۳۵ هزار و ۲۹۵ مورد آن به قصور پزشکی مربوط بوده است. این آمار به‌خودی‌خود به معنای محکومیت پزشکان نیست. در بسیاری از پرونده‌ها، پس از بررسی مدارک، اخذ نظرهای تخصصی و ارزیابی روند درمان، ممکن است قصوری احراز نشود یا مسئولیت میان چند عامل تقسیم شود.

اما تشکیل چنین حجم بالایی از پرونده‌ها نشان می‌دهد که مسئله صرفاً به خطاهای نادر و استثنایی محدود نیست. پشت هر پرونده، بیماری قرار دارد که یا از نتیجه درمان ناراضی است، یا درباره روند درمان خود توضیحی قانع‌کننده دریافت نکرده، یا احساس می‌کند تصمیمی درباره بدن و سلامت او بدون توجه کافی به نگرانی‌ها و شرایطش گرفته شده است.

آن سوی میز پزشک

سعید، ۳۸ ساله، تجربه مراجعه اخیرش به یک پزشک متخصص را این‌گونه روایت می‌کند: «وقتی در انتظار بودم، ۱۸ بیمار دیگر هم حضور داشتند. حساب کردم؛ هر ویزیت ۶۰۰ هزار تومان بود. اما وقتی بعد از ساعت‌ها نوبتم شد، پزشک فرصت نکرد داستان من را بشنود. انگار از قبل تشخیص داده بود که مشکل من چیست و نسخه‌ای شبیه نسخه بیمار قبلی نوشت.»

او می‌گوید انتخابش بر پایه امتیازهای بالا و نظرهای مثبت کاربران در اینترنت بوده است، اما آنچه در مطب دیده، با تصورش از یک رابطه درمانی قابل‌اعتماد فاصله داشته است: «فکر می‌کردم پزشک دست‌کم چند دقیقه به حرف‌هایم گوش می‌دهد.»

این تجربه لزوماً نشانه قصور پزشکی نیست، اما یکی از نقاطی را نشان می‌دهد که رابطه پزشک و بیمار می‌تواند در آن فرسوده شود؛ جایی که بیمار احساس می‌کند به‌جای انسانی با پیشینه، نگرانی‌ها و علائم ویژه، به پرونده‌ای مشابه دیگران تقلیل یافته است.

قصور فقط در اتاق عمل رخ نمی‌دهد

رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران، در توضیح عوامل شکل‌گیری بخشی از پرونده‌های قصور پزشکی، به رعایت‌نکردن اصول حرفه‌ای، اختصاص‌ندادن زمان کافی به بیمار، مراقبت ناکافی پس از عمل و حتی سرنزدن پزشک به بیمار پس از جراحی اشاره کرده است. او همچنین گفته است بخشی از شکایت‌ها می‌تواند ناشی از سوءرفتار حرفه‌ای یا رعایت‌نکردن ضوابط انتظامی باشد.

این موارد نشان می‌دهد که قصور همیشه با یک اشتباه آشکار در جراحی یا تشخیص نادرست بیماری آغاز نمی‌شود. گاهی مسئله از پیگیری‌نشدن وضعیت بیمار، توضیح‌ندادن عوارض احتمالی، تأخیر در ارجاع به متخصص یا بی‌توجهی به نشانه‌هایی شکل می‌گیرد که در نگاه نخست کم‌اهمیت به نظر می‌رسند.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران تأکید کرده است که پیش از اقدام درمانی، پزشک یا کادر درمان باید نوع عمل، شیوه انجام آن و عوارض احتمالی را به‌طور کامل برای بیمار توضیح دهند. این الزام، فقط یک تشریفات اداری نیست؛ بخشی از حق بیمار برای تصمیم‌گیری آگاهانه درباره درمان خود است.

از سوی دیگر، بخشی از نارضایتی‌ها و شکایت‌ها به انتخاب بیمار و مسیر دسترسی او به خدمات درمانی بازمی‌گردد. بیماری که در شرایط اضطراب، درد یا تنگنای مالی تصمیم می‌گیرد، همیشه فرصت یا امکان کافی برای تحقیق درباره پزشک، مرکز درمانی یا مسیر مناسب درمان ندارد.

پرسش از کیفیت آموزش و نظارت

افزایش شمار پرونده‌های قصور، بار دیگر بحث کیفیت آموزش پزشکی، توان دانشگاه‌ها، فشار کاری پزشکان و دستیاران و سازوکارهای نظارتی را برجسته می‌کند. این موضوع در سال‌های اخیر، هم‌زمان با مناقشه بر سر ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.

البته نمی‌توان از افزایش ظرفیت پذیرش یا شیوه‌های مختلف ورود به رشته پزشکی، مستقیماً به افزایش قصور پزشکی رسید. چنین رابطه‌ای نیازمند داده‌های دقیق، مقایسه روندهای زمانی و پژوهش مستقل است.

اما پرسش اصلی همچنان باقی است: اگر تعداد دانشجویان پزشکی افزایش می‌یابد، آیا امکانات آموزشی، شمار استادان بالینی، ظرفیت بیمارستان‌های آموزشی و فرصت آموزش عملی نیز متناسب با آن افزایش پیدا می‌کند؟

پزشکی فقط حفظ‌کردن منابع درسی یا عبور از آزمون‌ها نیست. دانشجوی پزشکی باید در محیط واقعی درمان، زیر نظر استاد، مهارت معاینه، تصمیم‌گیری، گفت‌وگو با بیمار و مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای را بیاموزد. ضعف در هر یک از این حلقه‌ها ممکن است سال‌ها بعد، در مواجهه پزشک با بیمار، خود را نشان دهد.

اعتماد در بازار نسخه‌های مجازی

در کنار نگرانی درباره کیفیت و پاسخ‌گویی در درمان رسمی، بیماران با خطر دیگری نیز مواجه‌اند: گسترش توصیه‌های درمانی غیرمعتبر و فروش فرآورده‌های فاقد مجوز در شبکه‌های اجتماعی.

با این حال، هشدارها درباره فرآورده‌های سلامت‌محور و داروهای لاغریِ فاقد مجوز در فضای مجازی ادامه دارد. سازمان غذا و دارو در ماه‌های اخیر از جمع‌آوری و ممنوعیت عرضه شماری از مکمل‌ها و فرآورده‌های لاغری، چاقی و سلامت‌محور فاقد مجوز خبر داده و تأکید کرده است که مصرف این محصولات می‌تواند عوارض جدی و حتی جبران‌ناپذیر به‌همراه داشته باشد.

همچنین درباره تبلیغ داروهای لاغری با عنوان‌هایی مانند «مانجارو خوراکی» در فضای مجازی هشدار داده شده است. بر اساس اعلام مقام‌های سازمان غذا و دارو، تیرزپاتید با نام تجاری مانجارو در بازارهای رسمی به شکل تزریقی عرضه می‌شود و نمونه‌های خوراکیِ تبلیغ‌شده با این عنوان، مجوز معتبر تولید و توزیع ندارند.

لباس سفید، گوشی پزشکی و شمار بالای دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی، هیچ‌کدام به‌تنهایی نشانه صلاحیت حرفه‌ای نیستند. مبنای اعتماد در حوزه سلامت باید مجوز حرفه‌ای، شفافیت درباره درمان، امکان پیگیری قانونی و اتکا به شواهد علمی باشد.

مسئله فقط خطا نیست

۳۵ هزار و ۲۹۵ پرونده قصور پزشکی، بیش از آنکه صرفاً آماری از شکایت‌ها باشد، نشانه‌ای از شکاف‌هایی در رابطه میان بیمار، پزشک و نظام درمان است؛ شکاف میان انتظار بیمار برای دیده‌شدن و واقعیت مطب‌های شلوغ، میان آموزش نظری و مهارت بالینی، و میان درمان مبتنی بر شواهد و بازار پررونق نسخه‌های مجازی.

بازسازی اعتماد در درمان فقط با برخورد قضایی با خطاها ممکن نیست. بیمار باید بداند چه درمانی دریافت می‌کند، چرا آن درمان انتخاب شده است، چه عوارضی ممکن است داشته باشد و در صورت بروز مشکل، چه فرد یا نهادی پاسخ‌گو خواهد بود.

پزشکی از زمانی قابل‌اعتمادتر می‌شود که بیمار، در کنار معاینه‌شدن، فرصت شنیده‌شدن نیز داشته باشد.


۲۸ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

نخستین دوره خدمات تخصصی دندانپزشکی برای ۵۰ بیمار پروانه‌ای برگزار شد

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، نخستین دوره خدمات تخصصی و رایگان دندانپزشکی ویژه بیماران پروانه‌ای، روز جمعه ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵ با پذیرش ۵۰ بیمار مبتلا به‌ای‌بی در مرکز دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج) برگزار شد. این برنامه با تلاش و پیگیری خانه‌ای‌بی و همکاری بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری، وزارت بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله و دانشکده دندانپزشکی این دانشگاه به اجرا درآمد.

این رویداد در چارچوب ۹۶ دوره خدمات رایگانی برگزار شد که با همت بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری به بیماران کم‌برخوردار ارائه شده است. در میان این دوره‌ها، برنامه ۳۰ مرداد نخستین دوره‌ای بود که به‌صورت تخصصی به ارائه خدمات دندانپزشکی برای ۵۰ بیمار پروانه‌ای اختصاص یافت؛ بیمارانی که به دلیل ویژگی‌های بیماری‌ای‌بی، برای دریافت خدمات دهان و دندان به مراقبت‌ها و ملاحظات ویژه نیاز دارند.

فرایند پذیرش بیماران از ساعت ۸ صبح آغاز شد و بیماران به همراه خانواده‌های خود وارد مراحل تشکیل پرونده، معاینه، ارزیابی و درمان شدند. مددکاران خانه‌ای‌بی از نخستین مرحله پذیرش تا پایان اقدامات درمانی در کنار بیماران و خانواده‌ها حضور داشتند و هماهنگی میان مراجعان، واحد‌های درمانی و تیم‌های تخصصی را بر عهده گرفتند.

شناسایی بیماران نیازمند خدمات دندانپزشکی، ارتباط با خانواده‌ها، تنظیم فهرست مراجعه‌کنندگان، هماهنگی زمان حضور و پیگیری امور بیماران از جمله اقداماتی بود که خانه‌ای‌بی پیش از برگزاری برنامه انجام داد. این برنامه‌ریزی موجب شد حضور همزمان ۵۰ بیمار و اعضای خانواده آنان با نظم بیشتری مدیریت شود و هر بیمار بر اساس نیاز درمانی خود به بخش مربوط هدایت شود.

 

در جریان این برنامه، خدماتی مانند معاینه تخصصی دهان و دندان، بررسی پوسیدگی‌ها، ارزیابی وضعیت لثه و بافت‌های دهانی، رادیوگرافی تشخیصی در موارد لازم، اقدامات ترمیمی، جرم‌گیری و پاکسازی، ارائه آموزش‌های مراقبتی و تعیین برنامه ادامه درمان ارائه شد. نوع خدمت برای هر بیمار بر اساس تشخیص دندانپزشک، شرایط جسمی و اولویت‌های درمانی تعیین شد.

با توجه به شکنندگی پوست و آسیب‌پذیری مخاط در بیماران مبتلا به‌ای‌بی، حتی برخی اقدامات معمول دندانپزشکی نیز برای این بیماران نیازمند دقت بیشتر است. آشنایی تیم درمان با شرایط بیماری، پرهیز از وارد شدن فشار غیرضروری و انتخاب روش متناسب با وضعیت هر بیمار، از ملاحظاتی بود که در روند ارائه خدمات مورد توجه قرار گرفت.

همزمان با درمان بیماران، از ساعت ۸ تا ۱۰ صبح نشستی تخصصی با حضور مؤسس و مدیرعامل خانه‌ای‌بی، مشاور وزیر بهداشت در امور دندانپزشکی، مسئولان بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری، رئیس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله و تعدادی دیگر از مدیران و کارشناسان وزارت بهداشت و دانشگاه برگزار شد.

حاضران در این نشست درباره مشکلات بیماران پروانه‌ای در دسترسی به خدمات دندانپزشکی، هزینه‌های درمان، محدود بودن مراکز آشنا با بیماری‌ای‌بی، ضرورت ایجاد مسیر مشخص برای ارجاع بیماران و اهمیت پیگیری درمان‌های چندمرحله‌ای گفت‌و‌گو کردند. مدیرعامل خانه‌ای‌بی نیز به تشریح مشکلات بیماران و خانواده‌ها پرداخت و بر لزوم تبدیل این برنامه به همکاری مستمر تأکید کرد.

در پایان جلسه مقرر شد تفاهم‌نامه‌ای میان خانه‌ای‌بی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله تدوین شود. هدف از این تفاهم‌نامه، ادامه رسیدگی به امور دندانپزشکی بیماران، پیگیری پرونده‌های درمانی و فراهم کردن امکان بهره‌مندی دیگر بیماران پروانه‌ای از خدمات تخصصی عنوان شد.

خانه‌ای‌بی ضمن تشکر ویژه از بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری، از وزارت بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله، دانشکده دندانپزشکی، استادان، دندانپزشکان، کادر درمان و عوامل اجرایی برنامه قدردانی کرد. برگزاری این دوره نشان داد که پیگیری یک نهاد تخصصی حمایتی و همراهی مراکز دانشگاهی و درمانی می‌تواند یک نیاز مهم بیماران پروانه‌ای را به اقدامی عملی و ادامه‌دار تبدیل کند.


۱ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

چرا پزشکان دیگر در ایران طبابت نمی‌کنند؟

رویداد۲۴| معاون درمان وزیر بهداشت و درمان، در آیین بزرگداشت پزشک به عنوان عهد طبیب در مجتمع فدک اردبیل اظهار کرد: بزرگ‌ترین سرمایه اجتماعی پزشکان، اعتماد عمومی و همراهی با مردم است که در صحنه‌های مختلف، نمودی از این تعامل و همگرایی را شاهد هستیم.

وی افزود: کار پزشک دارای تقدس و اعتبار بالاست و جامعه پزشکی به این ویژگی‌ها و برجستگی‌ها افتخار می‌کند و در انجام مسئولیت سنگین خود با قدرت و صلابت در صحنه‌ها حاضر است.

معاون درمان وزیر بهداشت و درمان ادامه داد: مردم ما سال سختی را سپری کردند و پزشکان ما در حوادث و سوانح مختلف در سال گذشته و سال جاری در صحنه بوده و با صبوری و غیرتمندی انجام وظیفه کردند.

رضوی به افزایش بار مراجعات به بیمارستان‌ها و مراکز درمانی اشاره کرد و تصریح کرد: به رغم برخی کمبود‌ها و کاستی‌ها، وزارت بهداشت تلاش کرد تا نارسایی و کمبودی در تجهیزات و دارو به وجود نیاید و مردم به راحتی در مراکز درمانی و بیمارستانی خدمات دریافت کنند.

رضوی استان اردبیل را جزو استان‌های موفق کشور در تربیت نیرو‌های متخصص و کاربلد توصیف کرد و خاطرنشان کرد: ما به وجود پزشکان برجسته و ارزشمند در این استان افتخار می‌کنیم و یقین داریم از این ظرفیت برای پرورش نسل آینده استفاده خواهد شد.

وی در ادامه به مشکلات توزیع پزشکان با اولویت مناطق محروم اشاره کرد و بیان کرد: با توجه به طولانی بودن زمان تحصیل یک پزشک تا ۱۰ سال، قطعاً ورود او به حوزه شغل و کسب درآمد و ازدواج و تشکیل خانواده، زمانی طولانی‌تر خواهد بود؛ در حالی که یک کارمند بانک با ۱۰ سال سابقه می‌تواند درآمد مناسب و مکفی داشته باشد.

بیشتر بخوانید:  پشت پرده معمای افزایش حقوق کارکنان غیرهیئت علمی وزارت بهداشت | چرا تبعیض پرداختی در نظام سلامت ادامه دارد؟

وی افزود: مبلغ ویزیت یک پزشک عمومی، ۳۰۰ هزار تومان است؛ در حالی که بیان این رقم دردآور بوده و باورنکردنی است و بخشی از این مبالغ برای بیماران نیز از سوی بیمه‌ها محاسبه می‌شود.

معاون درمان وزیر بهداشت و درمان با اعلام رقم دریافتی یک پزشک متخصص در طول ماه گفت: پزشک متخصص ما با حضور در مناطق محروم، ۲۵ تا ۲۶ میلیون تومان دریافتی دارد و در طول سال نیز یک یا دو بار کارانه دریافت می‌کند.

وی افزود: این رقم دریافتی حتی هزینه رفت و آمد او نمی‌شود؛ در حالی که عده‌ای می‌خواهند پزشکان را در مقابل بیماران قرار دهند. تمامی پزشکان به تعهدات خود به راحتی عمل می‌کنند، اما از متولیان انتظار دارند منابع درآمدی آنها را به معنای واقعی افزایش دهند.

معاون درمان وزیر بهداشت و درمان بیان کرد: دولت و مجلس باید در این حوزه ورود پیدا کند؛ چرا که با این پرداختی‌های اندک، هیچ پزشکی راغب به حضور در مناطق محروم و حتی در شهر‌های بزرگ نمی‌شود و ما با یک تغییر شغل در جامعه پزشکی رو‌به‌رو هستیم.

رضوی تصریح کرد: اکثر پزشکان جوان فاقد مسکن و سرپناه مناسب برای تشکیل خانواده هستند و به هیچ وجه با حقوق پایین نمی‌توانند امرار معاش کنند.

وی افزود: نتیجه این پرداختی‌های اندک و حقیر در بی‌رغبتی، بی‌حالی و افسردگی پزشکان نمود پیدا می‌کند و برخی از این پزشکان نیز راغب به ادامه تحصیل در خارج از کشور شده و عده‌ای از اطبا نیز کار طبابت را رها کرده و وارد مدیریت شرکت‌ها و ساخت‌وساز می‌شوند. افزایش سرسام‌آور تجهیزات و دستگاه‌های پزشکی در ایران

وی ضرورت تأمین دارو و تجهیزات پزشکی را به رغم تشدید تحریم‌ها و برخی گرفتاری‌های ایام جنگ یادآور شد و اظهار کرد: در سال ۱۴۰۲، منابعی که در اختیار ما برای خرید تجهیزات گذاشته می‌شد، امکان خرید ۴۷۰ دستگاه تجهیزات سنگین پزشکی را داشت که نظیر آن‌ام‌آرآی، رادیوتراپی و سی‌تی‌اسکن بوده است.

وی گفت: با اعتبارات امروز، ما حتی نمی‌توانیم برای دو استان تجهیزات خریداری کنیم؛ چرا که اوضاع تحریم‌ها، رقم ۱۲ میلیارد را به ۶۴۰ میلیارد تومان در خرید تجهیزات افزایش داده، اما با این رقم نمی‌توان حتی تجهیزات بهداشتی-پزشکی مناسبی را خریداری کرد.

رضوی تمرکززدایی از برخی شهر‌های بزرگ را در واگذاری تجهیزات بیمارستانی یادآور شد و ادامه داد: تمرکز ما بیشتر بر استان‌های کمتر توسعه‌یافته نظیر سیستان و بلوچستان و ایلام است تا در این مناطق با تجهیز بیمارستان‌ها به دستگاه‌های پیشرفته، از اعزام بیماران جلوگیری کنیم.

رضوی ادامه داد: هزینه اعزام بیمار به پایتخت و سایر شهر‌های بزرگ، نه تنها گرفتاری برای خانواده به همراه دارد، بلکه گاه مشکلات و گرفتاری‌ها به متلاشی شدن خانواده‌ها نیز منجر شده است.

وی در مورد اجرای پزشک خانواده نیز گفت: از اردیبهشت‌ماه سال گذشته، اجرای این طرح آغاز شده و معتقدیم مرحله به مرحله این طرح را می‌توانیم به پیش ببریم.

معاون درمان وزیر بهداشت و درمان خاطرنشان کرد: در حال حاضر، در ۶۴ شهر کشور طرح پزشک خانواده در حال اجراست و منابع مالی آن با مشکلاتی رو‌به‌رو بود که انتظار می‌رود در ماه‌های آینده این نارسایی‌ها برطرف شود.

رضوی افزود: تنها راه برقراری عدالت در حوزه سلامت و بهداشت و دسترسی مردم به خدمات بهتر، اجرای پزشک خانواده است که در ۱۲۰ کشور دنیا نتایج خوب و موفقی را داشته است.




 کانون‌های آلودگی سواحل مکران شناسایی شد
۹ ساعت قبل / خبرگزاری مهر

کانون‌های آلودگی سواحل مکران شناسایی شد

مدیرکل آلودگی دریایی سازمان حفاظت محیط زیست از اجرای مطالعات جامع آلودگی سواحل مکران از خلیج گواتر تا جاسک خبر داد.

 مرگ تلخ 3 نفر در تصادف شاخ به شاخ سمند با دنا در هرمزگان + عکس
۴ ساعت قبل / سایت رکنا

مرگ تلخ 3 نفر در تصادف شاخ به شاخ سمند با دنا در هرمزگان + عکس

حوادث رکنا: برخورد رخ‌به‌رو یک دستگاه سمند سوخت‌بر با خودروی دنا در آزادراه خلیج فارس در استان هرمزگان، به جان‌باختن 3 نفر و سوختن کامل خودروی سوخت‌بر منجر شد.

 انتقاد نماینده مجلس از پلیس بخاطر تعلل در صدور گواهینامه موتورسیکلت زنان؛ باید تصمیمات عقلانی و غیرجناحی برای بهبود زندگی مردم بگیریم
۲۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

انتقاد نماینده مجلس از پلیس بخاطر تعلل در صدور گواهینامه موتورسیکلت زنان؛ باید تصمیمات عقلانی و غیرجناحی برای بهبود زندگی مردم بگیریم

دبیر کمیسیون اجتماعی مجلس گفت: دولت در بهمن ۱۴۰۴ مصوبه‌ای برای آموزش عملی، آزمون و صدور گواهینامه موتورسیکلت بانوان با نظارت پلیس راهور ابلاغ کرد، اما در تیر ۱۴۰۵ رئیس پلیس راهور اعلام کرد که هنوز صدور گواهینامه آغاز نشده است. حکمرانی مؤثر یعنی وقتی یک تصمیم قانونی گرفته شد، مردم بتوانند نتیجه آن را در زندگی روزمره خود ببینند.

 کشت خشخاش ممنوع است
۲۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

کشت خشخاش ممنوع است

دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر گفت: کشت خشخاش بر اساس قانون صراحتاً ممنوع است و هیچ بحثی در ستاد درباره کشت خشخاش وجود ندارد.

 جزئیات محدودیت‌های ترافیکی جاده های شمالی اعلام شد / جاده چالوس یکطرفه می شود
۶ ساعت قبل / سایت رکنا

جزئیات محدودیت‌های ترافیکی جاده های شمالی اعلام شد / جاده چالوس یکطرفه می شود

رکنا:رئیس پلیس راه راهور فراجا از اجرای محدودیت‌های مقطعی و یک‌طرفه در محورهای چالوس، هراز و فشم در روزهای جمعه و شنبه 30 و 31 مردادماه خبر داد.

 احتمال وقوع سیل در پنج استان کشور
۲۳ ساعت قبل / خبرگزاری ایسکانیوز

احتمال وقوع سیل در پنج استان کشور

سخنگوی سازمان مدیریت بحران کشور از احتمال وقوع سیل در پنج استان به دنبال صدور هشدار سطح نارنجی از سوی سازمان هواشناسی مبنی بر تشدید بارش‌ها خبر داد.