
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، برخی اشیاء در طول تاریخ چنان شهرت تاریکی به دست آوردهاند که حتی منطقیترین ذهنها نیز پیش از آنکه آنها را صرفاً خرافاتی و بیمعنا قلمداد کنند، دچار تردید میشوند. هرچه باشد، نفرینهای باستانی موضوعی جدی بودند: کاهنان و صنعتگران، هشدارهای وحشتآوری را بر گورها و طلسمهای مقدس حک میکردند تا هر آنکس را که آنقدر نادان باشد که بخواهد در کار آنها دخالت کند، بازدارند. اینکه آیا این هشدارها در طول هزارهها قدرتی از خود حفظ کردهاند یا خیر، پرسشی است که این هفت اثر تمام تلاش خود را برای پاسخ به آن به کار بستهاند.
الماس امید.
منبع: ویکیمدیا کامنز ۱. الماس امید (The Hope Diamond)، موسسه اسمیتسونین، واشینگتن دی.سی.
تعداد معدودی از اشیاء میتوانند به اندازه «الماس امید» چنین حس هیبت و هراسی را برانگیزند. این الماس آبی ۴۵.۵۲ قیراتی که به صورت دائمی در موزه ملی تاریخ طبیعی اسمیتسونین در واشینگتن دی.سی به نمایش گذاشته شده است، دارای پیشینهای مستند است که به قرن هفدهم در هند بازمیگردد؛ جایی که گفته میشود این الماس از یک تندیس هندو به سرقت رفته است. احتمالاً از همینجا میتوانید حدس بزنید که در ادامه چه اتفاقی افتاده است.
این سنگ از میان دستان پادشاهان فرانسه عبور کرد؛ ابتدا لویی چهاردهم (که گزارش شده بر اثر قانقاریا درگذشته)، سپس لویی شانزدهم و ماری آنتوانت (که هر دو در جریان انقلاب فرانسه با گیوتین اعدام شدند) و پس از آنها نیز زنجیرهای از اشرافزادگان اروپایی که سرنوشت چندان بهتری هم نداشتند. در قرن بیستم، «اِوالین والش مکلین»، از چهرههای پرزرقوبرق و عجیبوغریب جامعه آمریکا، این الماس را از «پیر کارتیه» خرید و آن را به طور مکرر و بسیار پرزرقوبرق استفاده میکرد. او حتی برای پاکسازی الماس از نفرین باستانیاش، آن را نزد یک کشیش به صلوات درآورد و نگرانیهای تقریباً تمام اطرافیانش را با خنده از سر خود بیرون کرد.
در خبری کاملاً بیارتباط (اما معنادار)، مکلین در ادامه شاهد مرگ نابهنگام پسر و دختر خود بود، دوران فروپاشی روانی همسرش را پشت سر گذاشت و خود نیز در سال ۱۹۴۷ بر اثر ذاتالریه در جوانی درگذشت. میراث گسترده جواهرات او به جواهرساز برجسته، …








