
اختلال در گلوگاههایی مانند هرمز، سوئز و دریای سرخ، ریسک وابستگی تجارت به مسیرهای محدود را پررنگ کرده است. حالا کریدورهای میانی، شمال–جنوب، ترانسافغان و مسیرهای قطبی در حال شکلدادن به شبکهای از مسیرهای جایگزین هستند؛ جایی که مزیت کشورها، بیش از کنترل یک گلوگاه، به توانایی اتصال مسیرها گره خورده است. به گزارش اکوایران، برای سالها، بخش مهمی از رقابت ژئوپلیتیک بر سر کنترل گلوگاههای تجاری بود؛ از کانال سوئز و تنگه هرمز گرفته تا بابالمندب و مالاکا. اما تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که معادله تجارت جهانی در حال تغییر است. دیگر فقط این سؤال مطرح نیست که «چه کسی یک مسیر را کنترل میکند؟»؛ سؤال مهمتر این است که چه کشوری میتواند چند مسیر و شبکه مختلف را به یکدیگر متصل کند؟ پایان عصر کریدورهای منفرد
گزارشی که در نشریه Down To Earth منتشر شده، از شکلگیری معماری جدیدی برای اتصال اوراسیا سخن میگوید؛ معماریای که در آن کریدورهای مختلف لزوماً رقیب یکدیگر نیستند، بلکه میتوانند مکمل هم باشند.
در این چارچوب، کریدور شمال–جنوب که هند، ایران، قفقاز، روسیه و شمال اروپا را به هم متصل میکند، در کنار کریدور میانی، مسیرهای ترانسافغان، بنادر خلیج فارس، مسیرهای دریای خزر و حتی مسیرهای کشتیرانی قطب شمال قرار میگیرند.
نکته مهم گزارش این است که آینده تجارت اوراسیا را نباید صرفاً در رقابت میان دو یا چند کریدور خلاصه کرد. آنچه در حال شکلگیری است، «شبکهای از شبکهها» است.
تفاوت کریدور و شبکه در همینجا اهمیت پیدا میکند؛ یک کریدور ممکن است در اثر جنگ، تحریم، بحران امنیتی یا اختلال زیرساختی از کار بیفتد، اما شبکهای متشکل از مسیرهای مختلف میتواند جریان تجارت را به مسیر دیگری منتقل کند. به بیان دیگر، شبکهها ریسک را میان مسیرهای مختلف توزیع میکنند. تجارت جهانی به دنبال مسیر پشتیبان
تحولات اخیر در کانال سوئز و دریای سرخ نیز اهمیت این موضوع را بیشتر کرده است. اختلال در مسیرهای اصلی نشان داده که ارزانترین مسیر الزاماً امنترین یا قابلاتکاترین مسیر نیست.
به همین دلیل دولتها و شرکتهای بزرگ حملونقل به دنبال مسیرهای جایگزین، تنوعبخشی …









