
رشد اخیر بورس تهران را نمیتوان صرفاً با افزایش تقاضا یا بهبود انتظارات توضیح داد. یکی از مهمترین متغیرهای پشت این حرکت، کاهش فاصله میان نرخ ارز بازار آزاد و نرخ ارزی است که شرکتهای بورسی امکان فروش و تسعیر درآمدهای خود بر مبنای آن را دارند؛ شکافی که کاهش آن در مقاطع مختلف سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، انتظارات سودآوری صنایع بزرگ و صادراتمحور را تقویت کرد و به یکی از محرکهای اصلی صعود بازار سهام تبدیل شد. رشد اخیر بورس تهران پرسشهای زیادی را درباره دلایل شکلگیری این حرکت و محرکهای اصلی آن ایجاد کرده است. اینکه چه عاملی توانسته دوباره جریان نقدینگی را به سمت بازار سهام هدایت کند و چرا بخشی از صنایع بزرگ بورسی با افزایش تقاضا مواجه شدهاند، سوالی است که میتوان پاسخ آن را در میان چند متغیر کلیدی اقتصاد ایران جستوجو کرد.
یکی از مهمترین این متغیرها، تحولات بازار ارز و بهویژه رابطه میان دلار بازار آزاد و نرخ ارز تالار ارزی است. تغییر فاصله میان این دو نرخ، فقط یک اتفاق در بازار ارز نیست؛ بلکه مستقیماً بر درآمد، حاشیه سود و انتظارات سودآوری بخش مهمی از شرکتهای بزرگ و صادراتمحور بورس تهران اثر میگذارد. از همین زاویه میتوان بخشی از رشد اخیر بازار سهام را مورد بررسی قرار داد و دید که چگونه تغییرات نرخ ارز بار دیگر به یکی از محرکهای اصلی بورس تبدیل شده است.
مروری بر رابطه دلار و بورس
رابطه میان نرخ ارز و بازار سهام در ایران بیش از آنکه صرفاً یک همبستگی قیمتی باشد، از ساختار شرکتهای بزرگ بورسی ناشی میشود. بخش قابل توجهی از ارزش بازار بورس تهران در اختیار صنایعی قرار دارد که درآمد آنها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با نرخ ارز پیوند خورده است؛ از پتروشیمیها و فلزات اساسی گرفته تا معدنیها، پالایشیها و سایر شرکتهای صادراتمحور.
این شرکتها بخش مهمی از محصولات خود را بر مبنای قیمتهای جهانی به فروش میرسانند و درآمد ارزی حاصل از صادرات در نهایت با یک نرخ مشخص به ریال تبدیل میشود. بنابراین افزایش نرخ ارز، در صورتی که به نرخ تسعیر و نرخ فروش شرکتها نیز منتقل شود، میتواند درآمد ریالی بنگاه را بدون نیاز به افزایش متناسب حجم تولید بالا ببرد.
از سوی دیگر، افزایش نرخ …





