
حامد پاک طینت - «نسبت به آینده خوش بین هستم» این جمله روایتی از عبدالناصر همتی رئیس کل وقت بانک مرکزی در ۲۴ مهر سال ۱۳۹۹ است، روزی که دلار ۳۰ هزار تومان بود و یاد و خاطره اش را باید امروز گرامی داشت!
همین جمله با مختصری تغییر با عبارت کامل تر و البته جامعتر « نسبت به آینده اقتصاد ایران بسیار خوش بین هستم» در اسفند ۱۴۰۳ و در روزی که دلار ۹۲ هزار تومان بود و او در مسند وزیر اقتصاد، تکرار و تاکید شد
و همان جمله با قدری تغییر در شکل با عبارت فاخرتر «نسبت به آینده اقتصاد خوش بین هستم» دو روز پیش یعنی ۲ شهریور ۱۴۰۵ در روزی که دلار از ۲۰۳ هزار تومان عبور کرد اینبار نیز در مقام بانک مرکزی تکرار و به شدت امیدبخش شد!
مخاطب این سخنان الهام بخش، فعالان اقتصادی و البته آحاد جامعه است.
همان فعال اقتصادی که روی کاغذ ۵۰۰ میلیارد تومان سود داشت اما بدلیل عدم وصول مطالبات نه تنها ارزش پول خود را بدلیل افزایش نرخ ارز از دست داد بلکه نتوانست حقوق و بدهی های بانکی خود را پرداخت کند؛
فعال اقتصادی که آن روز با دلار ۳۰ هزار تومان کالایی را خرید و پس از فروش و سود روی کاغذ و تصمیم تکرار خرید اینبار با دلار ۶۰ هزار تومان سرمایه لازم برای تکرار آنرا نداشت؛
فعال اقتصادی که کالایی که به ارزش ۱۰ میلیون دلار خریده، ۶ ماه در گمرک مانده و مشتری قرار است ۹ ماه بعد وجه آنرا پرداخت کند و در این مدت دلار ۳۰% گران شده است،
فعال اقتصادی که از فروش ۱۰۰۰ میلیارد تومانی هنوز ۳۰۰ میلیارد تومان آنرا بدلایل مختلف و حتی شاید از دولت وصول نکرده و بی ثباتی اقتصادی یک سود کامل را به ضرری کامل تبدیل کرده است
فعال اقتصادی که همین امروز مانده است که کالای با دلار ۲۰۳ هزار تومانی را بخرد یا بر اساس گفته های عبدالناصر، نرخ دلار با تزریق ۵۰۰ میلیون دلار به قیمتهای واقعی برخواهد گشت،
فعال اقتصادی که همزمان با نگرانی افزایش نرخ ها نگرانی امکان سنجی فروش با چنین نرخهایی به مشتریان را می سنجد و اساسا در این موضوع تردید دارد،
فعال اقتصادی که از زمانی که تصمیم بگیرد یک فعالیت اقتصادی را آغاز کند تا آنکه واردات خود را انجام دهد تا سرمایه گذاری را تکمیل کند تا کارخانه یا واحد را بسازد تا ارز تخصیص یابد و تا قرارداد صادرات را ببندد حتی یک قانون و بخشنامه ثابت …












