
وقتی آینده روی کاغذ بهتر از خیابان بود به گزارش خبرنگار خودرو تابناک؛ تاریخ صنعت خودرو فقط داستان پیروزیها نیست. پشت هر تویوتا کرولا، فولکسواگن گلف، فورد موستانگ یا مرسدسبنز کلاس S که توانستهاند جای خودشان را در تاریخ پیدا کنند، دهها پروژه و محصول وجود دارد که با وعدهای بزرگ وارد میدان شدند، اما خیلی زود از صحنه کنار رفتند. بعضی از آنها از نظر مهندسی جلوتر از زمان خود بودند، بعضی قربانی تصمیمهای مدیریتی شدند، بعضی در بازار اشتباه عرضه شدند و بعضی دیگر آنقدر پیچیده بودند که مشتری حاضر نبود هزینه جاهطلبی مهندسانشان را پرداخت کند. شکست در صنعت خودرو گاهی به معنای ساخت یک خودروی بد نیست؛ گاهی یک خودروی خوب، در زمان بد و برای بازار نامناسب ساخته میشود. یکی از مشهورترین نمونهها، Ford Edsel است؛ خودرویی که نامش امروز بیشتر بهعنوان نماد یک شکست بزرگ تجاری شناخته میشود تا یک محصول موفق. فورد برای توسعه و عرضه Edsel سرمایهگذاری سنگینی انجام داده بود و تبلیغات گستردهای برای معرفی آن صورت گرفت. این خودرو قرار بود در سبد محصولات فورد جایگاهی میان مدلهای موجود پیدا کند و در سال ۱۹۵۷ با مجموعهای از مدلها وارد بازار شد. طراحی متفاوت جلوپنجره، امکانات جدید و تبلیغات عظیم باعث شده بود انتظارات زیادی از آن شکل بگیرد، اما بازار واکنش متفاوتی نشان داد. فروش پایین، هزینههای بالا و مشکلات مربوط به تصویر محصول باعث شدند Edsel خیلی زود به یکی از مشهورترین شکستهای تاریخ خودروسازی تبدیل شود. مشکل Edsel فقط طراحی آن نبود. فورد در زمانی محصولی جدید را به بازار آورد که شرایط اقتصادی و سلیقه مشتریان در حال تغییر بود. خودروهای بزرگ آمریکایی همچنان محبوب بودند، اما بازار دیگر مانند سالهای رونق پس از جنگ رفتار نمیکرد. از طرف دیگر، نامگذاری و جایگاه محصول نیز برای مشتریان به اندازه کافی روشن نبود. فورد میخواست Edsel را به یک برند قدرتمند تبدیل کند، اما مشتریان دقیقاً نمیدانستند این خودرو قرار است چه نیازی را برای آنها برطرف کند. وقتی یک محصول نتواند جایگاه خودش را در ذهن مشتری پیدا کند، حتی یک کمپین تبلیغاتی عظیم هم الزاماً نجاتش نمیدهد. Edsel در سال ۱۹۶۰ کنار گذاشته شد و به یکی از نمونههای کلاسیک این درس تبدیل شد که موفقیت در صنعت خودرو فقط …












