قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۱۵

داستان‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی بهتر از انسان است؟

نتیجه یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که داستان‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی از نظر کیفیت، بهتر از داستان‌های نوشته‌شده توسط انسان ارزیابی شدند، اما این به معنای م...
 داستان‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی بهتر از انسان است؟

نتیجه یک تحقیق جدید نشان می‌دهد که داستان‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی از نظر کیفیت، بهتر از داستان‌های نوشته‌شده توسط انسان ارزیابی شدند، اما این به معنای منسوخ شدن نویسندگان نیست. به گزارش ایسنا، بشر در طول تاریخ داستان‌های زیادی همچون حماسه «هومر» و داستان‌های جنایی «آگاتا کریستی» تولید کرده است تا به قفسه‌های کتاب‌ راه پیدا کنند، اما پژوهش جدیدی نشان می‌دهد که هوش مصنوعی ممکن است اکنون تا حدی به مرحله رقابت‌ رسیده باشد.

«گاردین» نوشت: در مطالعه‌ای که در ژورنال «Judgment and Decision Making» منتشر شد، از ۱٬۶۸۲ بزرگسال خواسته شد تا یکی از ۶ داستان کوتاه را بخوانند، که سه مورد از آن‌ها توسط انسان‌ها و سه مورد دیگر توسط چت‌ جی‌پی‌تی نوشته شده بود. هر داستان هوش مصنوعی، درون‌مایه‌ای مشابه با یکی از آثار نوشته‌شده توسط انسان داشت.

گروه پژوهش به شرکت‌کنندگان گفت که این داستان‌ها توسط انسان یا هوش مصنوعی نوشته شده است و سپس از شرکت‌کنندگان خواسته شد تا میزان جذابیت، گیرایی و کیفیت داستان را ارزیابی کنند.

شرکت‌کنندگانی که داستانی تولیدشده توسط هوش مصنوعی را خواندند، آن را جذاب‌تر و باکیفیت‌تر از کسانی ارزیابی کردند که داستانی نوشته‌شده توسط انسان را خواندند. با این حال، شرکت‌کنندگان به داستان‌هایی که به آن‌ها گفته شده بود توسط انسان نوشته شده‌اند، امتیاز بالاتری دادند.

دکتر «دینا اسکولنیک ویزبرگ»(Dr Deena Skolnick Weisberg)، نویسنده ارشد این پژوهش از دانشگاه «Villanova» در پنسیلوانیا، گفت: «سیستم‌های هوش مصنوعی هم‌اکنون می‌توانند داستان‌های کوتاهی تولید کنند که اگر بهتر از داستان‌های قلم انسان نباشند، دست‌کم به اندازه داستان‌های نوشته‌شده توسط انسان، خوب تلقی می‌شوند. ما باید بر این اساس، دیدگاه‌های خود درباره توانایی‌های هوش مصنوعی را به‌روز کنیم.»

با این حال، ویزبرگ که خود یک نویسنده است، گفت که این به معنای واگذاری نویسندگی به هوش مصنوعی نیست و خاطرنشان کرد، رمان‌های تولیدشده توسط فناوری احتمالا با رمان‌های نوشته‌شده توسط انسان تفاوت خواهند داشت.

او گفت: «ممکن است نیاز داشته باشیم برای رمان‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی و برای رمان‌هایی که به طور مشترک توسط هوش مصنوعی و بشر نوشته شده است، فضای (پذیرش) فراهم کنیم، اما این به این معنا نیست که دیگر جایی برای قدردانی از فرایند خلاقیت انسانی وجود ندارد... انسان‌ به عنوان نوعی ابراز وجود خلاقانه یا برای به چالش کشیدن خود و یا برای معنا بخشیدن به تجربه‌هایش می‌نویسد. این واقعیت که هوش مصنوعی می‌تواند داستان‌هایی شبیه به داستان‌های انسانی تولید کند، هیچ‌یک از این‌ها را تغییر نمی‌دهد.»

نتایج همچنین نشان می‌دهد که نگرش‌ها نسبت به هوش مصنوعی اهمیت دارند. شرکت‌کنندگانی که نگرش مثبت‌تری نسبت به هوش مصنوعی داشتند، به داستان‌هایی که به آن‌ها گفته شده بود توسط چت‌جی‌پی‌تی تولید شده‌اند، امتیاز بالاتری نسبت به کسانی دادند که دیدگاه چندان مثبتی نداشتند.

پژوهشگران دو آزمایش دیگر انجام دادند که در آن‌ها از ۹۰۵ بزرگسال خواسته شد، دو داستان از ۶ داستان کوتاه را مطالعه کنند که هر دو با درون‌مایه یکسان نوشته شده بود اما فقط یکی از آن‌ها به قلم یک انسان بود. سپس از آن‌ها خواسته شد، حدس بزنند کدام یک توسط انسان و کدام یک توسط هوش مصنوعی نوشته شده است.

در یک آزمایش، حدود ۴۰٪ به درستی حدس زدند و در آزمایش دیگر ۵۲٪ به درستی حدس زدند.

ویزبرگ گفت: «نوشتار هوش مصنوعی سبک خاصی دارد که می‌توانیم با تمرین کردن، تشخیص دادن آن را یاد بگیریم؛ درست همان‌طور که می‌توانیم سبک‌های منحصربه‌فرد نویسندگان انسانی مختلف را تشخیص دهیم.»

به گفته این پژوهشگر، نوشتار ساده‌تر هوش مصنوعی خواندن و هضم آن را آسان‌تر می‌کند، اما این به معنای منسوخ شدن نویسندگان انسانی نیست.

با این حال، «لوک کنارد،» استاد فیلم و نویسندگی در دانشگاه بیرمنگام، که در این پروژه مشارکت نداشت، تاکید کرد که هوش مصنوعی بسیار جنجالی است.

او گفت: «چون ما انسان هستیم، تمایل داریم هوش مصنوعی را شخصیت‌سازی کنیم و آن را به عنوان نوعی ربات درخشان با چهره‌ای خیرخواه و بی‌غرض تصور کنیم، در حالی که در واقعیت فقط یک کد پیش‌بینی‌کننده‌ است که به پایگاه داده‌های عظیم دزدیده‌شده از نوشتار واقعی بشر متکی است و از نظر فیزیکی در مراکز داده‌ای عظیم، پرهزینه و مخرب قرار دارد که پیامدهای فاجعه‌باری برای جوامع اطراف به دنبال دارد.»

کنارد همچنین تاکید کرد که هوش مصنوعی یک ابزار شبیه به یک غلط‌یاب یا فرهنگ لغت مترادف نیست، بلکه یک تهدید وجودی است.

«کنارد» گفت: «البته که با ارائه دستورالعمل‌ و ظرافت‌ مناسب، می‌تواند شعری منسجم و حتی لذت‌بخش تولید کند. با توجه به اینکه روی هزاران سال کار انسان آموزش دیده است، اگر چنین نمی‌کرد، خجالت‌آور بود... گمان می‌کنم سوالی که باید بپرسیم این است: آیا ارزشش را دارد؟ و پاسخ این است: کاملا قاطعانه نه؛ ارزش ندارد.» پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : ۱۰ رمان برجسته حماسی معاصر با الهام از «اودیسه» هومر تماشاخانه ساعت ۸:۱۵ ششم اوت ؛ هیروشیما / وقتی شهر در دیگ قیر می‌جوشید محمدباقر خرازی کیست؟روحانی جنجالی با ادعاها و ایده‌های تخیلی فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



۱۰ ساعت قبل / خبرگزاری برنا

دیدار با یک بازیگر و پژوهشگر موسیقی؛ بودجه‌ای که با تورم تناسب ندارد!

سیدعباس عظیمی مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت عصر چهارشنبه ۲۸ مرداد با حضور در منزل داریوش ارجمند بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون و رئیس هیئت مدیره موسسه هنرمندان پیشکسوت، در فضایی صمیمی با وی دیدار کرد.

مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت، با مرور خاطرات پر فراز و نشیب موسسه، از حمایت‌های بی‌دریغ ارجمند برای رونق امور قدردانی و تاکید کرد: بسیاری از اتفاقات مثبت در این موسسه مرهون حمایت و پشتیبانی اعضای فعال طی بیش از یک دهه فعالیت موسسه بوده و شایسته تقدیر است.

داریوش ارجمند رئیس هیئت‌ مدیره موسسه هنرمندان پیشکسوت نیز در این دیدار درباره مسائل و دغدغه‌های هنرمندان پیشکسوت و نقش موسسه در حمایت، تکریم و حفظ ارتباط میان نسل‌های مختلف هنری سخن گفت و بر اهمیت حمایت و تقویت موسسه برای تکریم شایسته بزرگان فرهنگ و هنر کشور تاکید کرد.

وی با اشاره به تورم و مشکلات اقتصادی کشور، درباره اختصاص بودجه‌های سالانه موسسه بدون توجه به نرخ تورم و افزایش نرخ کالا و خدمات انتقاد و گفت: از سال ۹۸ تاکنون نه تنها رقم واقعی بودجه موسسه افزایش نداشته بلکه به تناسب تورم کاهش هم داشته است و عملا هر سال دریغ از پارسال!

این بازیگر سینما و تلویزیون سال گذشته را بی‌رونق‌ترین سال موسسه برای ارائه خدمات به هنرمندان پیشکسوت دانست و بیان کرد: این اتفاق ناشی از کم‌لطفی متولیان امر است که به قول و قرارهای خودشان برای بهتر شدن شرایط در این موسسه عمل نکرده‌اند در حدی که شرمنده پیشکسوتان برای ارایه کمترین خدمات شده‌ایم.

دیدار با عبدالرحیم حسن‌خان‌مکری

در ادامه دیدارهای سیدعباس عظیمی مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت، وی با حضور در منزل عبدالرحیم حسن‌خان‌مکری هنرمند پیشکسوت موسیقی، نویسنده، مترجم، مدرس و پژوهشگر حوزه موسیقی، خواننده اپرا و مدیر پیشکسوت حوزه فرهنگ و هنر و عضو موسسه هنرمندان پیشکسوت، با وی دیدار و ادای احترام کرد.

در این دیدار، درباره سال‌های فعالیت هنری، خاطرات و تجربیات حسن‌خان‌مکری گفتگو شد.

عظیمی در این دیدار با تاکید بر اهمیت حفظ ارتباط مستمر با هنرمندان پیشکسوت گفت: دیدار با استادان و شنیدن خاطرات و تجربه‌های ارزشمند آنان، تنها یک دیدار دوستانه نیست بلکه فرصتی برای حفظ بخشی از حافظه فرهنگی و هنری کشور است. سرمایه اصلی موسسه، همین هنرمندانی هستند که سال‌های عمر خود را صرف اعتلای فرهنگ و هنر ایران کرده‌اند.

انتهای پیام/

 

 


۱۳ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

فراخوان ارسال آثار برای طراحی پوستر با موضوع «برای خلاص شدن از شر ترامپ تو چیکار میکنی؟»

 به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، این چالش با موضوع «برای خلاص شدن از شر ترامپ تو چیکار می‌کنی؟» برگزار می‌شود و از هنرمندان و طراحان می‌خواهد تا ایده‌های خلاقانه و دیدگاه‌های خود را در قالب پوستر به تصویر بکشند.

علاقه‌مندان برای ثبت اثر، باید فایل باکیفیت اثر خود را به همراه عکس پرتره و آدرس اکانت اینستاگرام به آیدی @postermovement_admin در پیام‌رسان‌های «بله» و «تلگرام» ارسال نمایند. شایان ذکر است که این رویداد با طراحی و هدایت فنی استاد محمدرضا دوست محمدی برگزار می‌گردد.


۱۴ ساعت قبل / خبرگزاری جام جم

ادبیات فارسی در قله جهانی

دکتر محمدحسن ارجمندی، پژوهشگر زبان و ادبیات فارسی، در پژوهش‌های خود کوشیده است این موسیقی نهفته در کلام را از محدوده سنتی عروض فراتر ببرد و به الگویی برای شناخت و سنجش وزن شعر در زبان‌های مختلف تبدیل کند. او پس از دفاع از رساله دکتری خود با عنوان «شعرآهنگ» در سال ۱۴۰۳، در پژوهش پسادکتری «موسیقی کلام» به بررسی امکان سنجش وزن شعر در ۱۴ زبان اصلی دنیا پرداخته است؛ پژوهشی که به گفته او نشان می‌دهد می‌توان با تکیه بر عناصر مشترکی، چون عدد، زمان و موسیقی، میان نظام‌های متفاوت وزن شعر ارتباط برقرار کرد. ارجمندی در این مسیر، علاوه بر بررسی وزن‌های شعر فارسی و زبان‌های دیگر، به طراحی نرم‌افزاری برای وزن‌یابی شعر نیز پرداخته است؛ نرم‌افزاری که قرار است ریتم شعر را نیز برای مخاطب به اجرا درآورد. با دکتر محمدحسن ارجمندی درباره ایده موسیقی کلام، ظرفیت‌های شعرآهنگ، تفاوت وزن در زبان‌های جهان و جایگاه وزن شعر فارسی در این منظومه گفت‌و‌گو کرده‌ایم.

 فکر شعرآهنگ کجا و چگونه شکل گرفت؟

من همیشه در دوران تحصیلم علاقه خاصی به خلاصه‌سازی درس‌ها داشتم. در دوره ارشد و دکتری بیشتر منابع درسی را خلاصه کردم. هم خودم می‌خواندم و هم در اختیار همکلاسی‌ها می‌گذاشتم و همیشه از آنها استقبال می‌شد. 

 پس به‌طور ذاتی علاقه خاصی به ساده‌سازی مفاهیم پیچیده و دشوار مثل عروض دارید.

کاملا درست است؛ درسی که همیشه همه ادبیاتی‌ها با احتیاط از کنارش می‌گذرند. در پژوهشی که درباره پایان‌نامه‌ها و رساله‌های دانشگاه تهران انجام دادم، دریافتم از بیش از هزار پایان‌نامه و رساله تحصیلات تکمیلی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران از آغاز تا سال ۱۳۹۶، فقط پنج پایان‌نامه سهم درباره وزن شعر و عروض بود. ابتدا شروع کردم به ساده‌سازی و خلاصه‌سازی عروض. حتی نرم‌افزاری هم در اکسل طراحی کردم که صورت پیشرفته آن را در حوزه هوش مصنوعی در دست تولید داریم. بعد دیدم خلاصه عروض همچنان دشوار است و باید ساده‌تر شود. 

 پس تصمیم گرفتید شیوه‌نامه‌ای جدید طراحی و پیشنهاد بدهید و این چنین بود که شعرآهنگ جان گرفت؟

البته به لطف خدا. به قول علامه طباطبایی «من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه/ ذره‌ای بودم و مهر تو مرا بالا برد». در این شیوه‌نامه سراغ عناصری رفتم که در تمام زبان‌ها مشترک بود.

 همه زبان‌ها؟ یعنی از همان موقع به جهانی‌شدن این شیوه فکر می‌کردید؟

از اول که نه، اما وقتی طرح اصلی شعرآهنگ شکل گرفت دیدم سه عنصر در این طرح وجود دارد که در تمام زبان‌ها و کشور‌ها مشترک است: عدد، زمان و موسیقی. 

 نظریه موسیقی کلام چه زمانی شکل گرفت؟

بعد از دفاع از شیوه شعرآهنگ به‌عنوان رساله دکتری به این فکر افتادم که این طرح قابلیت گسترش در سنجش وزن شعر سایر زبان‌ها را دارد.

 از نظریه موسیقی کلام برای‌مان بگوید.

این نظریه بیان می‌کند که هر سخن و نوشته‌ای موسیقی دارد. در واقع هجا‌ها مانند نت‌های موسیقی عمل می‌کنند. وقتی متنی را می‌خوانیم این موسیقی با ساز تار‌های صوتی ما نواخته می‌شود. تمام انسان‌ها در تمام زبان‌ها هر روز دارند این موسیقی را می‌نوازند. مثال خوبش، جملات آغازین گلستان سعدی است که وقت خواندن و شنیدنش گویی ارکستری در حال اجراست و از همین روی بر جان‌ها می‌نشیند. از سوی دیگر بخشی از خوشایندی سخنان سخنرانان بزرگ تاریخ مثل حضرت علی‌بن‌ابیطالب (ع) ناشی از چینش خوش‌نوای هجا‌ها در کنار هم است.

 برویم سراغ طرح پسادکتری شما و ....

 آشتی وزن‌های شعر در زبان‌های پرکاربرد دنیا. 

 آشتی؟ مگر قهر بودند؟

خیر، ولی هرکدام ساز خودشان را می‌زدند.

 علاقه‌مند شدیم. لطفا بیشتر توضیح دهید.

پیش‌تر گفتم شیوه وزن‌شناسی شعرآهنگ براساس زمان، عدد و نت بنا شده؛ عناصر مشترکی که در تمام زبان‌ها وجود دارد. پس به نظر می‌رسید می‌توان وزن شعر همه زبان‌ها را با شعرآهنگ سنجید. پس طرح پژوهشی موسیقی کلام را با این فرضیه، به بنیاد علم ایران تقدیم کردم ــ که خدا را شکر ــ به تصویب رسید و قرار شد در دانشگاه تهران به راهنمایی استاد دکتر محمود فضیلت پژوهش را آغاز کنم. پس ۱۴ زبان اصلی دنیا را انتخاب کردم. «یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد.» و در نهایت دریافتم شعرآهنگ می‌تواند با تبدیل و تحلیل، وزن اشعار زبان‌های دیگر را تعیین کند. 

 تبریک می‌گوییم. پس پژوهشگری ایرانی شیوه‌ای را به ادبیات جهان معرفی کرده که می‌تواند معیار سنجش وزن شعر در تمام 

زبان‌ها باشد؟

 بله. البته این آغاز راه است. باید این شیوه به‌صورت عملی‌تر در دانشگاه‌های ادبیات ایران و جهان بازآزمایی و در محضر استادان زبان‌های غیرفارسی در خارج و داخل کشور آزموده و ثابت شود. امیدوارم این اتفاق بیفتد و به‌عنوان نماینده‌ای کوچک از ادبیات غنی فارسی، بتوانیم پرچم وزن‌شناسی شعر را در جهان به نام ایران بالا ببریم. البته ناگفته نماند که بعد از پژوهش و نگارش وزن شعر در هر زبان، آن بخش را به استادان همان زبان در دانشکده زبان‌های خارجی دانشگاه تهران عرضه کردم و پس از تایید این دانشمندان، پژوهش را تکمیل کردم. جا دارد از این استادان به نام و با احترام یاد کنم. از استادان دکتر آیت حسینی، دکتر اعظم فرزانه لطفی، دکتر مریم حق‌روستا، دکتر زهرا محمدی، دکتر ایمان منسوب‌بصیری، دکتر عباس فرهادنژاد، دکتر محمدباقر شعبان‌پور، دکتر حامد وفایی، دکتر محمد حسین حدادی و بالاخره دکتر مهدی رضائی از دانشگاه علامه طباطبایی.

 در جریان این پژوهش چه نکته‌ای برای‌تان جالب بود؟ 

من انسان ایران‌دوستی هستم. همه چیز ایرانم را دوست دارم و از همه مهم‌تر ادبیاتش را. تا پیش از این، ادبیات فارسی را برترین ادبیات جهان می‌دانستم. شاید بخشی از این برتربینی به ایرانی و فارسی‌زبان بودنم برگردد، اما اکنون ــ بعد از یک سال پژوهش ــ با اطمینان و به دور از هر بیان احساسی می‌گویم دست‌کم در وزن شعر، ادبیات فارسی بر قله ادبیات جهان ایستاده است و برای این ادعا دلیل دارم. همیشه کشور‌های غربی ــ طی قرن‌های گذشته ــ کوشیده‌اند باور غلط کم بودن را به ما بقبولانند، اما اینک به جان باور دارم که آنها دانسته این کار را کرده‌اند، چون می‌دانند اگر جلوی این رود خروشان استعداد و نبوغ ایرانی را نگیرند دیگر سهمی از علم و ادبیات و فرهنگ و موسیقی به آنها نخواهد رسید. ایرانیان به‌طور خاص مردمانی برگزیده و برترند و کشور‌های غربی این را می‌دانند و چند قرن است تمام همت خود را برای خاموش‌کردن این کوه آتشفشانی مصروف داشته‌اند، اما ما همچنان می‌خروشیم و می‌جوشیم و ثابت می‌کنیم که به لطف خدا در همه چیز برتریم. دنیا باید برای علم و فرهنگ و ادبیات به دکان ما بیاید و ماناترین عطر‌های علم و هنر و ادبیات را از ما خریداری کند.

 اما دلیل شما بر برتری ادبیات ایران بر ادبیات سایر زبان‌های جهان؟

در این مجال و مقال، فرصت نیست به همه جنبه‌های برتری ادبیات فارسی بر ادبیات دیگر زبان‌ها بپردازم، پس به موضوع وزن شعر بسنده می‌کنم. با بهره‌گیری از پژوهش‌ها و نگاشته‌های استادان وزن‌شناس فارسی مثل استادان ارجمند دکتر پرویز ناتل خانلری و دکتر ابوالحسن نجفی، ۵۵۰ وزن را در کتاب شعرآهنگ، همراه با نمونه شعر و نت هر وزن فهرست کردم و این تعداد به غیر از وزن‌های جمع‌آوری‌نشده اشعار محلی، اشعار ترانه‌ها و تصنیف‌ها و ... است که به گمانم این آمار را به هزار وزن خواهد رساند. من نمی‌دانم خاک ایران چه برکتی دارد که آدم‌هایی که از این خاک جوانه می‌زنند، بار طلا و جواهر می‌دهند. این رنگارنگی و این تنوع را نه‌فقط در وزن شعر که در تمام شئون زندگی، ادبیات و هنر ایرانیان از گذشته تا امروز می‌بینیم. این واقعیت زمانی در پژوهش موسیقی‌کلام بر من رخ نمود که دیدم در مقابل رنگارنگی وزن‌های شعر فارسی ــ که تا این لحظه به ۵۵۰ وزن رسیده است ــ زبان‌های پژوهش‌شده، ۲ تا حداکثر ۱۰ وزن شعر دارند. تنها رقیب ما در این عرصه که شرایطی مانند کشور ما داشته و قرن‌ها انگلیسی‌ها تلاش کرده‌اند آنها را متوقف کنند و موفق نبوده‌اند، زبان و ادبیات سانسکریت و هندی است؛ که البته با زبان فارسی هم‌ریشه‌اند.

بله، همین طور است. زبان سانسکریت ــ که مادر زبان هندی است ــ با زبان فارسی خویشاوند است. جالب است بدانید شخصی به نام «پینگله»، دو قرن پیش از میلاد مسیح کتاب وزن‌شناسی با عنوان «چندس‌شاسترا» نوشت و در آن نزدیک به ۸۰۰ وزن را معرفی کرد و این نشانگر قوت زبان مردمان ایران و هند است. من امیدوارم به‌عنوان نماینده‌ای کوچک از این سرزمین پهناور فرهنگی بتوانم با سفر به سایر کشور‌ها نظریه موسیقی کلام را به ادبیات‌دانان دیگر زبان‌ها معرفی کنم تا همه زبان‌ها وزن شعرشان را با شیوه‌ای فارسی ــ ایرانی بسنجند. البته این امر نیازمند حمایت دولتی است که امیدوارم چنین شود. 

 در صحبت‌های‌تان از نرم‌افزاری کاربردی صحبت کردید.

بله، نرم‌افزار تلفن همراه شعرآهنگ. بخش دوم طرح پسادکتری من طراحی نرم‌افزار وزن‌یابی است که با طراحی و داده‌های من و با برنامه‌نویسی دوست عزیزم دکتر محمد رنجبرپور در حوزه هوش مصنوعی تولید خواهد شد. البته این نرم‌افزار قابل توسعه به همه زبان‌هاست، اما نسخه اول آن برای وزن شعر فارسی آماده شده است. شما شعری را برای اپلیکیشن می‌خوانید و وزن شعر را برای شما نمایش می‌دهد با نام‌گذاری به شیوه شعرآهنگ و عروض و مهم‌تر از همه، ریتم شعر را برای شما می‌نوازد و ما با این نرم‌افزار نظریه موسیقی کلام را در عمل به نمایش درمی‌آوریم.


۱۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

واقعگرای پرشور

علیرضا پیروزان، دکترای مطالعات فرهنگی:  اما عظمت بالزاک فقط در انبوه آثارش نیست؛ در طرحی ا‌ست که به آثار او جان می‌دهد. «کمدی انسانی» - عنوانی که بالزاک بر مجموعه رمان‌های دنباله‌دار و داستان‌های منتشر شده خود در حد فاصل ۱۸۳۰ تا ۱۸۵۶ گذاشته بود - صرفاً مجموعه‌ای از رمان‌ها و داستان‌ها نیست؛ دنیایی‌ است که در آن شخصیت‌ها از کتابی به کتاب دیگر مهاجرت می‌کنند، جاه‌طلبی‌ها ادامه پیدا می‌کنند، شکست‌ها رسوب می‌کنند و پول همچون نیرویی بی‌چهره اما همه‌جا حاضر، به قلب روابط انسانی رخنه می‌زند.

بالزاک واقعگراست؛ اما واقعگرایی‌اش هرگز خشک و گزارش‌وار نیست. پرشور است، گاه اغراق‌آمیز، گاه آمیخته با تخیل و در عین حال چنان دقیق که هر سطرش بوی چرم، کاغذ، گرد و غبار اتاق‌ها، عطر نهان زن‌ها یا سرمای حسابگری مالی را می‌دهد. در آثار او، جامعه فقط مجموعه‌ای از آدم‌ها نیست؛ یک ماشین اخلاق‌ساز است و در عین حال یک دستگاه فرساینده. انسان در این جهان هم اراده دارد و هم گرفتار ساز و کارهایی‌ است که فراتر از اراده‌ او عمل می‌کنند. بالزاک، بی‌آنکه لازم باشد مدام واژه‌های سنگین نظری به کار ببرد، نشان می‌دهد خواستن، خریدن، صعود کردن، دوست داشتن و حتی بخشیدن، همگی در میدان نیروهایی روی می‌دهند که به‌سادگی دیده نمی‌شوند.

بالزاک نویسنده‌ تله‌هایی چون پول، جاه‌طلبی، خانواده، عشق، شهرت و زمان است. اما او فقط از تله‌ها نمی‌گوید؛ او نشان می‌دهد انسان چگونه با شکوهی دردناک درون این تله‌ها می‌دود، می‌جنگد، می‌سوزد و گاه حتی برای لحظه‌ای می‌درخشد. عظمت بالزاک در همین است؛ او نه به ما اجازه می‌دهد آدمیزاد را ساده و بی‌نقص ببینیم، نه جهان را بی‌چهره و بی‌روح. جهان او زنده است، سنگین است، پرهیاهوست و در عین حال از اندوهی عمیق لبریز.

«چرم ساغری» از سوختن اراده می‌گوید، «اوژنی گرانده» از انجماد پول، «باباگوریو» از فداکاری بی‌پاداش، «زنبق‌دره» از عشق پرهیزکار و زخمی، «پیردختر» از خشونت سنجه‌های اجتماعی، «زن سی‌ساله» از زمان نابرابر زنانه، «دهقان‌ها» از پیوند بین زمین و انسان و «آرزوهای بربادرفته» از فساد در دستگاه فرهنگ و رسانه. و در همه‌ اینها، بالزاک از ما می‌خواهد جهان را نه از بیرون، بلکه از درون مناسباتش ببینیم. در «پسرعمو پونس» و «دخترعمو بت»، که دو روی یک سکه‌اند، نزاع ارث، طمع خویشاوندها و شکنندگی پیوندهای خانوادگی به اوج می‌رسد؛ یکی در هیأت مهربانی هنرمندانه و دیگری کینه فرساینده؛ یکی انباشت اشیاء زیبا، دیگری انباشت حسد. در هر دو، خانواده به صحنه‌ منازعه مالکیت بدل می‌شود. همین جا است که بالزاک معاصرتر از همیشه به نظر می‌رسد. او نشان می‌دهد خویشاوندی همیشه به معنای عاطفه نیست؛ گاه پوششی برای رقابت، میراث‌خواری و حذف دیگری است. بالزاک انسان را قضاوت نمی‌کند، بلکه او را در میدان نیروها می‌نشاند تا خواننده ببیند چگونه دوست می‌دارد، چگونه می‌فروشد، چگونه می‌سازد، چگونه می‌بازد و چگونه حتی در شکست، همچنان انسانی پیچیده و تراژیک باقی می‌ماند. بالزاک به خواننده‌ خود می‌آموزد زیر پوست روزمرگی، نبردی عظیم در جریان است؛ نبردی که نامش زندگی ا‌ست.

خوانش بالزاک فقط لذت داستانی نیست؛ مجالی برای اندیشیدن به چند مسأله‌ مهم است.

نخست آنکه، بالزاک جامعه را چون شبکه‌ای از نیروها می‌بیند، نه چون مجموعه‌ای از اخلاقیات فردی. این یعنی سقوط یا کامیابی شخصیت‌ها را نمی‌شود صرفاً به «خوبی» یا «بدی» آنها فروکاست. ساختارها نقش دارند: قانون ارث، مناسبات طبقاتی، سرمایه، شهر، خانواده و ساز و کارهای شهرت.

دوم، او به‌طرز شگفت‌انگیزی به رابطه‌ بین اشیاء و جان توجه دارد. در رمان‌هایش، مبلمان، لباس، سند، خانه، تابلو، نامه، سکه و جواهر فقط تزئین نیستند؛ حامل قدرت‌اند. اشیاء در جهان بالزاک، حافظه دارند و سرنوشت می‌سازند. از این نظر، او نویسنده‌ زندگی مادی است، اما نه به معنای سطحی؛ بلکه به معنای اینکه ماده، روح را شکل می‌دهد.

سوم، بالزاک پیچیدگی اخلاقی آدم‌ها را می‌فهمد. در آثار او کمتر کسی کاملاً پاک یا کاملاً پلید است. حتی شخصیت‌های منفی نیز نوعی منطق درونی دارند و شخصیت‌های شریف نیز از فشار ساز و کارها آسیب می‌بینند. این همان چیزی‌ است که او را از ساده‌سازی اخلاقی دور می‌کند و به عمق می‌برد.

چهارم، او خالق یکی از نخستین صورت‌بندی‌های بزرگ مدرنیته در رمان است. در جهان او، شهر مرکز دگرگونی، سرعت، نمایش و سوداگری است. پاریس فقط مکان نیست؛ نیرویی است که انسان را می‌بلعد و بازمی‌آفریند. در برابر آن، شهرستان نیز نه صرفاً جغرافیا، بلکه نوعی زمان کندتر، اما اغلب شکننده‌تر است.

پنجم، در آثار بالزاک همواره نوعی اندوه نهفته وجود دارد؛ اندوه از دست رفتن امکان معصومیت. شخصیت‌ها شاید هنوز امیدوار باشند، اما جهان دیگر معصومانه نیست. این حس، بالزاک را به نویسنده‌ای بدل می‌کند که هم واقعیت را می‌بیند و هم سوگ واقعیت ازدست‌رفته را.

به همین دلیل، خواندن بالزاک تجربه‌ای دوگانه است. از یک سو، با جزئیات ریز و ملموس روبه‌رو می‌شویم و از سوی دیگر حس می‌کنیم که این جزئیات به چیزی بزرگ‌تر اشاره دارند؛ به یک تراژدی مدرن، به سقوط ارزش‌های قدیم، به قدرت بی‌امان پول، به تنهایی آدمی در متن اجتماع و به این حقیقت تلخ که میل انسانی غالباً خودش را می‌بلعد.

 

 جهان به مثابه‌ شبکه‌ای از نیروها

پیش از ورود به جهان رمان‌های او، باید فهمید که پروژه‌ بالزاک چیست. او به‌دنبال بازنمایی زندگی در کلیت آن بود؛ نه فقط زندگی قهرمان‌ها، بلکه زندگی طبقات، حرفه‌ها، شهرها، جنسیت‌ها، سنین و اشکال متفاوت سقوط و کامیابی. عنوان «کمدی انسانی» اشاره‌ای روشن به جاه‌طلبی او است: اگر دانته در «کمدی الهی» راهی در جهان اخروی می‌گشاید، بالزاک می‌خواهد کمدی این‌جهانی آدم‌ها را بنویسد؛ جهانی که در آن نجات، اگر باشد، بسیار نادر است و بیشتر باید از ساز و کارهای معاش، ثروت، قانون، ازدواج، ارث، شهرت و خواست اجتماعی سر درآورد. اما نکته‌ مهم اینجاست که بالزاک جامعه را فقط صحنه‌ مناظر بیرونی نمی‌بیند. او معتقد است اثرها را باید از علت‌ها جدا کرد؛ یعنی چیزی در ساختار جامعه هست که انسان‌ها را به شکل خاصی درمی‌آورد. در این نگاه، شخصیت‌ها صرفاً افراد منفرد نیستند؛ بلکه هرکدام صورت فشرده‌ای از یک نیرو یا وضعیت‌اند. همین است که بالزاک از یک سو خالق تیپ‌هاست و از سوی دیگر، هرگز به تیپ‌سازی ساده فروکاسته نمی‌شود. راستینیاق، گوریو، گرانده، ووتَن، آنژلیک، اورسه‌ ساکن صومعه، یا اوژن دو راستاق و دیگران، همگی به‌سرعت به چهره‌هایی ماندگار بدل می‌شوند، اما هر بار که برمی‌گردند، وجهی تازه از انسان را رو می‌کنند. جهان بالزاک، جهانی ا‌ست که در آن «اخلاق» از «اقتصاد» جدا نیست، «عشق» از «مالکیت» کاملاً مستقل نیست و «خانواده» اغلب در معرض تبدیل شدن به میدان معامله است.

 

 میل، نیرو و سوختن زندگی

شاید هیچ رمانی به اندازه «چرم ساغری» (۱۸۳۱) دروازه‌ای مناسب برای ورود به بعد تیره و متافیزیکی بالزاک نباشد. داستان جوانی که با تکه‌ای چرم جادویی روبه‌رو می‌شود و هر آرزوی برآورده‌شده، عمر او را کوتاه‌تر می‌کند، فقط یک افسانه‌ رازآلود نیست. این رمان، تمثیل درخشانی‌ است از رابطه‌ بین خواستن و فرسوده شدن. انسان تا وقتی می‌خواهد زنده است، اما هر خواسته‌ای چیزی از او می‌کاهد. اگر بخواهیم از زاویه‌ای جدی‌تر نگاه کنیم، بالزاک در اینجا نیروی محرک زندگی مدرن را به شکل تصویری هولناک نشان می‌دهد: میل به تصاحب، میل به کامیابی، میل به لذت، میل به قدرت، همگی با هزینه‌ جان همراه‌اند. قهرمان «چرم ساغری» ابتدا می‌خواهد جهان را در اختیار بگیرد، اما کم‌کم درمی‌یابد که اراده، اگر بی‌مهار شود، به جای قدرت، مصرف خویش را رقم می‌زند. این همان جایی ا‌ست که رمان از سطح خیال‌پردازی فراتر می‌رود و به تأملی عمیق درباره‌ وضعیت انسان بدل می‌شود؛ اینکه آیا زندگی چیزی جز خرج شدن تدریجی نیروهاست؟ آیا هر خواست برآورده‌شده، بهای خود را از عمق وجود ما نمی‌ستاند؟ بالزاک در این اثر، هم به سنت داستان‌های شرقی و هم به فضای شهری و بورژوایی پاریس تکیه می‌کند. این پیوند عجیب، رمان را به نقطه‌ای می‌رساند که در آن خیال و واقعیت به جای آنکه همدیگر را نفی کنند، یکدیگر را تشدید می‌کنند. مغازه‌ عتیقه‌فروشی، محفل‌های شهر، صحنه‌های مصرف و تأملات درباره‌ عمر و لذت، همه در خدمت یک انگاره‌اند؛ اینکه انسان مدرن ممکن است همه چیز بخواهد، اما خود خواستن می‌تواند هستی‌اش را کوتاه کند.

 

 خانه، پول و اخلاق انجماد

اگر «چرم ساغری» داستان سوختن میل است، «اوژنی گرانده» (۱۸۳۴) داستان یخ بستن زندگی زیر سلطه پول است. پدر گرانده، نه فقط خسیسی افسانه‌ای، بلکه نوعی مستبد خانگی‌ است که خانه را به خزانه و اعضای خانواده را به تابعین سرمایه بدل می‌کند. در این رمان، پول دیگر وسیله نیست؛ اصل سامان‌دهنده‌ جهان است. همه چیز در برابر آن رنگ می‌بازد؛ عاطفه، تربیت، عشق و حتی زمان. اوج تراژدی «اوژنی گرانده» آن است که فضیلت اوژنی، که در آغاز چون نوری آرام می‌درخشد، در درون ساختاری بیمار شکل می‌گیرد. او دختر نیک‌سرشتی است که در محیطی نامهربان رشد می‌کند؛ اما نیکی او نه به رهایی می‌انجامد و نه به ظفر. برعکس، رمان نشان می‌دهد که در جهانی چنین سخت، اخلاق لطیف چقدر آسیب‌پذیر است. اوژنی دوست دارد، می‌بخشد، صبور است، اما این صفات در برابر عقلانیت دارایی و میراث، به‌سادگی له می‌شوند. در اینجا بالزاک فقط یک خسیس مشهور نمی‌سازد؛ او چهره‌ای از جهان مدرن می‌سازد که در آن انباشت، جانشین حرمت می‌شود. خانه گرانده شبیه خزانه‌ای‌ است که در آن گرما کم است، نور کم است، سخن کم است و زندگی نیز کم‌کم کم می‌شود. این رمان از آن آثار نادری‌ است که در آن اقتصاد خانگی، مستقیماً به اخلاق خانگی بدل می‌شود.

 

 شهر بی‌رحم

اگر بخواهیم فقط یک رمان بالزاک را برگزینیم که هم تصویر پاریس را به‌طور بی‌مانند ارائه می‌دهد و هم سقوط روابط انسانی را در عصر پول و جاه‌طلبی به نهایت می‌رساند، آن رمان بی‌تردید «باباگوریو» (۱۸۳۵) است. این اثر یکی از ستون‌های اصلی «کمدی انسانی» است، زیرا هم دنیای بازگشتی شخصیت‌ها را تثبیت می‌کند و هم چهره‌ پاریس را به عنوان شهری می‌سازد که در آن صعود و نابودی همزمان رخ می‌دهد. گوریو، پدری‌ است که همه چیزش را برای دخترهایش می‌دهد، و همین «همه‌چیز دادن» او را به نابودی می‌کشاند. در ظاهر، او نمونه عشق پدرانه است؛ اما رمان هرچه جلوتر می‌رود، این عشق را در تراژدی عریان‌تری قرار می‌دهد؛ اینکه عشق اگر در جهانی بی‌وفا و حسابگر به نهایت برسد، می‌تواند به شکل قربانی شدن کامل درآید. گوریو از آن پدرهایی است که فرزندهایش را بیش از خود دوست می‌دارد، اما فرزندها در منطق جامعه اشرافی و بورژوایی، از محبت او به مثابه‌ منبعی مصرفی بهره می‌برند. در کنار او، راستینیاق قرار دارد؛ جوانی جاه‌طلب که آرام‌آرام از معصومیت شهرستانی به آگاهی پاریسی می‌رسد. او یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های بالزاک است، زیرا مسیر تبدیل شدن انسان به بازیگر صحنه قدرت را نشان می‌دهد. در پایان، وقتی راستینیاق پاریس را به چالش می‌کشد، نه با قهرمانی اخلاقی، بلکه با نوعی شجاعت بیرحمانه روبه‌رو هستیم؛ اینکه اینک او فهمیده که شهر، میدان نبرد است، نه مدرسه‌ فضیلت. «باباگوریو» همزمان رمان پدرها، پسرها، جاه‌طلبی، سقوط، و شهر است و شاید از همه مهم‌تر، رمانی در باب این حقیقت است که محبت بی‌پشتوانه در جهانی محاسبه‌گر چگونه می‌تواند به فاجعه تبدیل شود.

 

 عشق ناممکن و انضباط احساس

در «زنبق‌دره» (۱۸۳۵) بالزاک به قلمرویی می‌رود که شاید از نظر ظاهری آرام‌تر از «باباگوریو» باشد، اما از نظر درونی به همان اندازه پرتنش است. این رمان از عشق می‌گوید، اما عشقی که در برابر خودمراقبتی، خاطره و آرمانگرایی قرار می‌گیرد. در اینجا احساس، نه در هیجان رمانتیک سطحی، بلکه در صحنه‌ کشاکش بین خواستن و نخواستن دیده می‌شود. آنچه «زنبق‌دره» را ویژه می‌کند، ظرافت روان‌شناختی آن است. بالزاک در این اثر نشان می‌دهد عشق فقط شور نیست؛ ساختاری از پرهیز، نگاه، توقع و سرکوب است. طبیعت دره، دوری از پاریس و فضای نیمه‌روحانی روایت، همه بستری می‌سازند برای شکل‌گیری عشقی که بیش از آنکه به تصاحب برسد، به مراقبت و رنج بدل می‌شود. اما این رمان فقط داستان عشق پاک نیست. در لایه‌ای عمیق‌تر، تلاقی آرمان و اجتماع را مشاهده می‌کنیم. احساسات بلندپروازانه در برابر قواعد نانوشته‌ نظم اجتماعی شکننده‌اند. آنچه در نگاه اول نجابت عاطفی می‌نماید، در پایان به تجربه‌ای از دلتنگی و فقدان بدل می‌شود. بالزاک در اینجا به مخاطب یادآوری می‌کند حتی شریف‌ترین احساس‌ها نیز باید در جهانی زندگی کنند که از جنس حساب، موقعیت و ملاحظه است.

 

 عشق، سن و ازدواج

«پیردختر» (۱۸۳۷) یکی از برنده‌ترین رمان‌های بالزاک درباره‌ جایگاه زن در جامعه بورژوایی است. عنوان رمان خود حامل خشونتی نهان است؛ زنی که «پیر» و «دختر» باقی مانده، یعنی در حاشیه نظم زناشویی ایستاده است. این حاشیه‌نشینی، در نگاه جامعه، نه فقط وضعیت شخصی، بلکه نوعی شکست محسوب می‌شود. بالزاک در این رمان نشان می‌دهد که مناسبات ازدواج در جامعه بورژوازی چگونه افراد را به کالا بدل می‌کند. سن، زیبایی، موقعیت خانوادگی و اعتبار اجتماعی، همگی در تعیین سرنوشت زن نقش دارند. اما مهم‌تر از همه، رمان نشان می‌دهد چرا جامعه، زن مستقل بدون ازدواج را با نگاهی آمیخته به ترحم و تحقیر می‌نگرد. این نگاه فقط بیرونی نیست؛ درون خود شخصیت‌ها نیز رسوخ کرده و به زخم درونی بدل می‌شود. «پیردختر» از آن رمان‌هایی‌ست که با طنزی تلخ و مشاهده‌ای دقیق، ساز و کار شرم اجتماعی را آشکار می‌کند. بالزاک در اینجا مثال جراحی است که نه فقط زخم را نشان می‌دهد، بلکه منبع عفونت را هم عریان می‌کند: جامعه‌ای که ارزش زن را بیش از اندازه با ازدواج و تعلق اقتصادی می‌سنجد، ناگزیر آدم‌هایی زخمی به‌جا می‌گذارد.

 

 زمان زنانه و پیچیدگی تجربه

«زن سی ‌ساله» (۱۸۴۲) از آن دست آثار بالزاک است که به جای یک روایت یکدست، از گسترش تجربه‌ زن در طول زمان خبر می‌دهد. عنوان رمان در ظاهر ساده است، اما در بطن خود حامل یک حساسیت تاریخی است؛ در جامعه‌ای که سن زن با داوری‌های اجتماعی، اخلاقی و عاطفی سنجیده می‌شود، سی ‌سالگی فقط یک عدد نیست؛ نقطه‌ عبور است. نقطه‌ای که در آن معصومیت اجباری، تجربه‌ ازدست‌رفته و خرد رنج‌آلود به هم می‌رسند. این اثر را باید در کنار دیگر رمان‌های بالزاک درباره‌ زنان خواند، زیرا او یکی از نخستین رمان‌نویس‌هایی است که پیچیدگی روانی و اجتماعی زن‌ها را با چنین وسعتی در مرکز دید قرار داد. «زن سی ‌ساله» در اصل درباره‌ این است که جامعه چگونه گذر زمان را به گونه‌ای نامتوازن توزیع می‌کند؛ برای مردهای ثروتمند، سن می‌تواند نشان اعتبار باشد؛ اما برای زن‌ها، همان سن ممکن است به موضوع داوری بیرحمانه تبدیل شود. بالزاک این عدم توازن را نه با شعار، بلکه با سرگذشت‌های زنده و عاطفی شخصیت‌هایش آشکار می‌کند.

 

  میل و موقعیت اجتماعی

در «دخترعمو بت» (۷-۱۸۴۶)، بالزاک به یکی از ظریف‌ترین و در عین حال بیرحمانه‌ترین جنبه‌های روابط انسانی می‌پردازد؛ عشق در پرتو قدرت و جایگاه. این اثر، برخلاف برخی از آثار پرهیاهوی او، با نوعی ملایمت فریبنده آغاز می‌شود، اما در پس این ملایمت، تحلیل عمیقی از پویایی‌های قدرت در روابط بین‌جنسیتی و طبقاتی نهفته است. بالزاک در اینجا با مفهوم «موقعیت» بازی می‌کند. او نشان می‌دهد احساسات انسانی، هرچند درونی و خالص به نظر می‌رسند، اما نمی‌توانند از فضای طبقاتی و اجتماعی که در آن تنیده شده‌اند، رهایی یابند. در این رمان، شخصیت‌ها در کشاکش بین «میل شخصی» و «تصویر اجتماعی» سرگردانند. بالزاک با دقت فوق‌العاده‌ای نشان می‌دهد که چگونه یک نگاه، یک کلمه یا یک موقعیت اجتماعی خاص، می‌تواند مسیر یک رابطه را از یک پیوند عاطفی به یک بازی پیچیده‌ جایگاه‌سازی تبدیل کند. «بت» نه صرفاً یک شخصیت، بلکه نمادی از آن بخش از واقعیت است که در آن، مرز میان محبت و تمایل به تثبیت موقعیت بسیار نازک و لغزنده است. این اثر، بررسی دقیق این مسأله است که چگونه ساختارهای اجتماعی، حتی در خصوصی‌ترین لحظات انسانی، همچون سایه‌ای بر سر عشق سنگینی می‌کنند و آن را از یک تجربه‌ رها، به یک تجربه محصور در قواعد بازی قدرت بدل می‌کنند.

 

 در حصار اخلاق و ضرورت

اگر در آثار دیگر بالزاک با تلاطم میل و پول مواجهیم، در «پسرعمو پونس» (۱۸۴۷) با یکی از پیچیده‌ترین و دردناک‌ترین تقابل‌های بشری مواجه می‌شویم؛ تقابل میان «وظیفه‌ اخلاقی» و «ضرورت بقاء». این اثر، تمرکز ویژه‌ای بر لایه‌های زیرین روابط خانوادگی و فشار ساختارهای اجتماعی بر فرد دارد. بالزاک در اینجا دیگر با قهرمان‌های پرجنب و جوش میدان‌های نبرد پاریس روبه‌رو نیست، بلکه با انسان‌هایی در گودال تنگ مسئولیت‌ها روبه‌روست. در این رمان، مفهوم «خانواده» از یک پناهگاه عاطفی به یک ساختار فشار بدل می‌شود. شخصیت‌ها در میان انتخاب‌های دشوار، میان آنچه «باید» انجام دهند و آنچه «می‌توانند» برای نجات خود انجام دهند، گیر می‌افتند. بالزاک با نگاهی نقادانه به سنت‌ها، نشان می‌دهد چگونه قواعد نانوشته اخلاق و وفاداری به خاندان، می‌تواند به زنجیری برای پاهای روح بدل شود. او نشان می‌دهد فقر یا تنگنای مالی، تنها از طریق فقدان مادی وارد زندگی نمی‌شود، بلکه از طریق از بین رفتن گزینه‌های اخلاقی وارد می‌شود. در «پسرعمو پونس»، تراژدی از جنس انتخاب‌های ناگزیر است؛ جایی که انسان مجبور است برای حفظ یک تصویر ظاهری از پاکدامنی یا وفاداری، بخشی از حقیقت وجودی خود را قربانی کند. این اثر، مطالعه‌ای است بر چگونگی فرسایش شخصیت در برابر سنگینی انتظارات جمعی.

انتهای پیام/


۱۶ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

کتاب «تالاب هورالعظیم: طبیعت، انسان، صنعت» نشان برنز جوایز بین‌المللی عکاسی زیپا ۲۰۲۶ را کسب کرد

به گزارش شهرآرانیوز، کتاب عکس «تالاب هورالعظیم: طبیعت، انسان، صنعت» اثر پوریا قلیچ‌خانی در دومین دوره از جشنواره بین‌المللی عکس زیپا ۲۰۲۶ (Zipa International Photography Awards ۲۰۲۶) موفق به دریافت نشان برنز در بخش کتاب (Book/ Zine) شد.

این کتاب اثر پوریا قلیچ‌خانی، پژوهشگر حوزه تنوع زیستی، عکاس و موزیسین و مروج تلفیق هنر و محیط‌زیست است که در سال ۱۴۰۴ توسط خانه فرهنگ و هنر گویا منتشر شده است.

دومین دوره جوایز بین‌المللی عکاسی Zyne در سال ۲۰۲۶ با دریافت بیش از ۱۰ هزار اثر از ۶۵ کشور جهان برگزار شد. آثار این دوره در ۱۸ بخش مورد ارزیابی قرار گرفتند و داوری آنها بر عهده هیئتی متشکل از ۱۶ عکاس و چهره شناخته‌شده عرصه عکاسی از کشور‌های مختلف بود.

کتاب «تالاب هورالعظیم: طبیعت، انسان، صنعت» حاصل یک پروژه عکاسی مستند درباره تالاب مرزی هورالعظیم در استان خوزستان است که طبیعت و تنوع زیستی تالاب، زندگی جوامع محلی و حضور و تأثیر فعالیت‌های انسانی و صنعتی در این زیست‌بوم را در کنار یکدیگر روایت می‌کند. قلیچ‌خانی، کارشناس ارشد تنوع زیستی و عضو انجمن عکاسان ایران، در فعالیت‌های خود بر پیوند میان هنر و محیط‌زیست تمرکز دارد و تلاش می‌کند از ظرفیت عکاسی و دیگر ابزار‌های هنری برای روایت طبیعت و مسائل محیط‌زیستی استفاده کند.

او درباره کتاب می‌گوید: «هدف من از خلق این کتاب فقط ثبت تصاویر یک تالاب نبود؛ تلاشم بر این بود که صدا و روایت هورالعظیم را از طریق عکاسی به گوش مخاطبان برسانم؛ روایتی از سرزمینی که طبیعت و زندگی ساکنانش به هم گره خورده است. امیدوارم این کتاب بتواند صدای هورالعظیم را به گوش ایران و جهان برساند؛ صدایی که پیش از هر چیز، خواست مردم بومی این منطقه برای دیده‌شدن و شنیده‌شدن است. این موفقیت را به مردم نازنین تالاب‌نشین شهر رفیع تقدیم می‌کنم؛ بومیانی که زندگی‌شان با این تالاب پیوندی عمیق دارد.»

در ادامه حتما بخوانید گزارشی از نمایشگاه عکس تشییع رهبر شهید باعنوان «روایت وداع» | وداعی که در قاب ماندگار شد

در ادامه این پروژه، قرار است به‌زودی با کیوریتوری آیناز زارعی، نقاش و مدیر گروه هنری آیتیست، تور نمایشگاهی با محوریت عکس‌های این کتاب و با موضوع تالاب هورالعظیم در ایران برگزار شود.




 ناگفته‌های مهم افشین علا از گلایه‌هایش در فتنه 88 و برخورد امام شهید - تسنیم

ناگفته‌های مهم افشین علا از گلایه‌هایش در فتنه 88 و برخورد امام شهید - تسنیم

افشین علا شاعر برجسته کشور ناگفته‌های بسیار مهمی از گلایه‌هایش در فتنه 88 و نوع برخورد امام شهید را بیان کرد.

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان برجسته ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریافت کرد.

 واقعگرای پرشور

واقعگرای پرشور

اگر بخواهیم در ادبیات اروپای سده‌ نوزدهم نامی را پیدا کنیم که همزمان هم رمان‌نویس جامعه باشد، هم کاشف درون و هم کسی که از دل خیابان، اتاق اجاره‌ای، دفتر وام‌نامه، سالن اشراف، صومعه، بانک، روزنامه، مغازه عتیقه‌فروشی و خانه‌ محقر شهرستان، تصویری واحد از انسان بسازد، بی‌درنگ نام اونوره دو بالزاک (۱۷۹۹-۱۸۵۰) از خاطر می‌گذرد.

 ببینید| شکوه و ابهت امام شهید خامنه‌ای(ره) از زبان استاد افشین علا - تسنیم

ببینید| شکوه و ابهت امام شهید خامنه‌ای(ره) از زبان استاد افشین علا - تسنیم

استاد افشین علا در گفتگو با برنامه غمزه درباره ویژگی‌های شخصی رهبر شهید انقلاب اسلامی نکاتی بیان کرد.

 ببینید| رهبری آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای حقیقت شگفت‌انگیزی را آشکار کرد - تسنیم

ببینید| رهبری آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای حقیقت شگفت‌انگیزی را آشکار کرد - تسنیم

افشین علا: مردم آقا را دیده بودند و عاشقشان شده بودند؛ اما حاج‌آقا مجتبی را ندیده، عاشقشان شدند.

 عاشورا قرار نیست تغییر کند؛ این «ما» هستیم که باید تغییر کنیم | مجموعه رسانه ای صبا

عاشورا قرار نیست تغییر کند؛ این «ما» هستیم که باید تغییر کنیم | مجموعه رسانه ای صبا

پگاه زارعی/ صبا، پس از ۱۴ سال دوری از قاب تلویزیون، سیدمحمد سادات اخوی امسال با برنامه «چهارگاه» به آنتن شبکه چهار سیما بازگشت و این بازگشت، با میزبانی برنامه «دچار» در شبکه نسیم ادامه یافت؛ برنامه‌ای که کوشیده از زاویه‌های ادبی، هنری و تاریخی به واقعه عاشورا نگاه کند. سیدمحمد سادات اخوی در این