
عصر ایران - شب محیط زیست و فرهنگ، دیروز در تالار استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
یکی از سخنرانان این آیین که به همت مجله بخارا برپا شده بود مژگان جمشیدی روزنامه نگار شناخته شده و پرسابقه حوزه محیط زیست بود که به عصر ایران وعده داده زین پس یادداشت های زیست محیطی و تجربه های خود را با کاربران و مخاطبان در میان گذارد.
آنچه در ادامه می آید متن سخنان او در فرصت کوتاهی است که در اختیار داشت:
من بیش از 25 سال است که درباره محیطزیست ایران مینویسم. اما امروز نمیخواهم درباره بحران خشکشدن تالابها، آب یا تغییر اقلیم صحبت کنم.
میخواهم درباره چیزی صحبت کنم که شاید پیش از همه این بحرانها، آن را از دست دادیم و به این روز افتادیم: "رابطه فرهنگیمان با طبیعت!" چیزی که شاید بتوان آن را «فرهنگ زیستن با سرزمین» نامید. ما این را از دست دادیم!
ایران فقط یک محدوده جغرافیایی نیست؛ سرزمینی است که بخش بزرگی از فرهنگ و ادبیات و تاریخ و تمدن و معماری اش در ارتباط با طبیعت و اقلیم شکل گرفته است.
اگر به تاریخ ایران نگاه کنیم، میبینیم که ایرانیان از هزاران سال پیش محدودیتهای اقلیمی سرزمین را درک کرده و خود را با آن سازگار کرده بودند.
ایران هیچ وقت سرزمین پربارانی نبود. بخش بزرگی از آن خشک و نیمهخشک بوده است. اما انسان ایرانی برای زندگی در چنین سرزمینی، راههایی پیدا کرده بود.
ما به بهار، نوروز گفتیم و آغاز فصل رویش و زایش را جشن گرفتهایم. درخت را فقط درخت ندیدهایم! باغ را فقط محل کاشتن درخت ندانستیم! ما «باغ ایرانی» را به یکی از مهمترین اَشکال فرهنگی این سرزمین تبدیل کردیم. اساسا باغ ایرانی در جایی شکل گرفت که آب کم یاب بود. در یزد و کرمان و کاشان و شیراز و ...
انسان ایرانی آب را به سختی به باغ میرساند، آن را تقسیم میکرد، مسیرش را طراحی میکرد و بعد در میان این خشکی، جهانی از سبزی و سایه و آب میساخت. بنابراین باغ ایرانی، فقط معماری نیست. باغ ایرانی، روایتِ فرهنگی انسانِ ایرانی از امکانِ زیست در یک سرزمین خشک است.
قنات هم همینطور. ما امروز وقتی از قنات حرف میزنیم، بیشتر به یک فناوری باستانی فکر میکنیم. اما قنات فقط فناوری نبود. پشت آن، یک نظام اجتماعی منسجم وجود داشت؛ حقابه، تقسیم آب، مسئولیت، همکاری …












