
عصر ایران؛ ماندانا خُرّم - شهر مکه تا تهران حدود هزار و نهصد کیلومتر و تا آتن حدود دو هزار و چهارصد کیلومتر فاصله دارد. با این حال، توافقی که در ۷ اوت در همین شهر با حضور عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد، در کمتر از چند ساعت بهطور همزمان به مسئلهای مهم در سیاست خارجی تهران و آتن تبدیل شد.
اگرچه تحلیلهای نخست، شکلگیری این پیمان را بیشتر در فضای پس از جنگ ایران و اسرائیل، افزایش ناامنی در خلیج فارس و تردیدهای تازه درباره کارآمدی و اتکاپذیری چتر امنیتی آمریکا تفسیر میکردند، اما بخش دیگری از این توافق را باید از قلب آتن تحلیل کرد.
جایی که قرار گرفتن آنکارا، مهمترین رقیب منطقهای یونان، در کنار ریاض، یکی از شرکای راهبردی این کشور در سالهای اخیر، معنای متفاوتی به توافق میداد.
از این منظر، برای سیاست خارجی یونان مسئله نه فقط انگیزههای ریاض از ورود به چنین پیمانی، بلکه جایگاهی بود که این توافق میتوانست در اختیار آنکارا قرار دهد.
حضور ترکیه در مرکز شبکهای امنیتی که از پاکستان تا عربستان امتداد مییابد، این پرسش را پیش میآورد که چنین جایگاهی چه تأثیری بر موازنهای خواهد گذاشت که آتن طی پانزده سال گذشته برای شکل دادن به آن در شرق مدیترانه سرمایهگذاری کرده است؛ پرسشی که پاسخ به آن از دل بیش از یک دهه تحولات شرق مدیترانه میگذرد.
برای فهم این موازنه باید به آغاز دهه ۲۰۱۰ بازگشت. تا آن زمان اسرائیل روابط نظامی و امنیتی نزدیکتری با ترکیه داشت و مناسباتش با یونان هنوز به سطح شراکت راهبردی سالهای بعد نرسیده بود. اما بحران روابط آنکارا و تلآویو پس از حادثه کشتی «ماوی مرمره» در سال ۲۰۱۰، همزمان با کشف میدانهای بزرگ گازی در شرق مدیترانه، معادلات منطقه را تغییر داد و زمینه نزدیکی بیشتر اسرائیل به یونان و قبرس را فراهم کرد.
این نزدیکی خیلی زود از انرژی و دیپلماسی فراتر رفت و به حوزه دفاعی کشیده شد؛ رزمایشها و برنامههای مشترک نظامی گسترش یافت و در سال ۲۰۱۵ دو دولت توافقی درباره وضعیت نیروهای نظامی حاضر در رزمایشها و همکاریهای مشترک امضا کردند. یک سال بعد نیز وزرای دفاع کشور یونان و دولت اسرائیل در بیانیهای مشترک از ورود روابط به دورهای تازه از «همکاری دفاعی راهبردی» سخن گفتند.
در سالهای بعد، با اضافهشدن قبرس، …












