
عصر ایران؛ سمیرا فرخ منش (پژوهشگر سیاسی) - اگر جامعهای در رسیدن به مطلوبات خود با بن بست مواجه شود، باید آن را اصلاح کرد یا دوباره از نو ساخت؟
مسأله این نیست که انقلاب بهتر است یا اصلاح. مسأله اصلی این است که چگونه می توان یک جامعۀ سیاسی را تغییرداد بی آنکه راهکارهای حاضر، خود به بحرانی جدید منجر نشوند.
کتاب "انقلاب یا اصلاح" درباره پاسخ به یکی از مهمترین پرسشهای اجتماعی و سیاسی انسان هاست: اگر جامعه یا نظام سیاسی با مشکل مواجه باشد چگونه باید آن را تغییر داد؟
کتاب حاصل گفتوگوی دو متفکر مشهور قرن بیستم -کارل پوپر و هربرت مارکوزه- است و نخستین بار در 1971 در آلمان منتشر شد. گفتوگویی که مستقیم و مناظرهای صورت نگرفته و هر کدام جدا به بیان نظرات خود پرداخته اند و حاصل این نظرات بعدها به صورت کتاب "انقلاب یا اصلاح" منتشر شد.
هر دو از وضع موجود جامعه خود ناراضیاند و به این فکر میکنند که چگونه میتوان به جامعهای آزادتر و انسانیتر رسید. اما اختلاف آنها که از نوع نگرش فکری شان نشات میگیرد، بر سر این است که را ه رسیدن به این جامعه چگونه است.
پوپر نماینده نگاه اطلاح اطلبانه، راست گریانه و تدریجی است. او معتقد به مهندسی اجتماعی گاه به گام است (یا همان piecemeal social engineering) است. یعنی به جای آنکه بگوییم جامعه خراب شده و باید از صفر ساخته شود، مشکل را پیدا کنیم، اصلاح مشخصی انجام دهیم، نتیجه را بررسی کنیم و قدم بعدی را برداریم.
مارکوزه اما از نقطه دیگری به موضوع نگاه می کند. او معتقد است مشکل فقط در چند بخش مشخص نیست. بلکه ممکن است خود ساختار اجتماعی و اقتصادی، به ویژه سرمایهداری پیشرفته جامعه را دچار وضعیتی کرده باشد که با اصلاحات نتوان آن را بهبود بخشید. درنتیجه، رفع مشکل نیازمند دگرگونی کل ساختار است.
باید توجه داشت مارکوزه به اندیشۀ چپ نو تعلق داشت و از برجسته ترین نظریه پردازان مکتب فرانکفورت است.
پس وقتی می گوید دگرگونی در کل ساختار لازم است، می توان ریشه چنین رویکردی را در چپ بودن تفکر او دانست.
پوپر چه میگوید
هر دو متفکر درباره رسیدن به جامع مطلوب تر صحبت میکنند. هر دو طرفدار آزادی بیشتر، عدالت و انسانیتاند. اما بر سر اینکه چگونه میتوان به چنین جامعهای رسید اختلاف دارند. اختلاف …












