
عصر ایران ؛ علیرضا سلطانی - امضای پیمان دفاعی سهجانبه میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه و تعهد این سه کشور به دفاع از یکدیگر، در ایران با واکنشهای متفاوتی همراه شده است. بخش قابل توجهی از جریان رسانهای رسمی و بهویژه صداوسیما تلاش کرده است این توافق را صرفاً یک اقدام سیاسی و دیپلماتیک و به تعبیر دقیقتر، «طبل توخالی» نشان دهد؛ گویی این پیمان فاقد ظرفیت و آثار واقعی نظامی و امنیتی است.
این نوع روایت، اما با یک تناقض جدی روبهروست. از یک سو، اعضای پیمان و حتی مقامهای رسمی ایران تلاش کردهاند تأکید کنند که این توافق علیه کشور مشخصی، از جمله ایران، شکل نگرفته است؛ از سوی دیگر، رسانه رسمی کشور عملاً آن را پیمانی علیه ایران معرفی میکند. این رویکرد نهتنها تصویر روشنی از واقعیت به مخاطب نمیدهد، بلکه میتواند در شرایط حساس کنونی هزینههای سیاسی و دیپلماتیک کشور را افزایش دهد و بر طبل انزوای منطقهای ایران بکوبد. همزمان، تخریب نقش پاکستان و ترکیه در میانجیگریهای منطقهای نیز میتواند فرصتهای دیپلماتیک ایران را محدودتر کند. این وضعیت را میتوان نشانهای از شکاف میان ضرورتهای نظام حکمرانی و بخشی از نظام رسانهای رسمی دانست.
واقعیت اما این است که نمیتوان اهمیت راهبردی این پیمان را نادیده گرفت. هرچند در متن رسمی توافق، ایران به عنوان مخاطب یا دشمن معرفی نشده، اما یکی از کارکردهای اصلی آن در شرایط کنونی، ایجاد بازدارندگی در برابر هرگونه اقدام نظامی احتمالی ایران علیه عربستان است. ریاض با تکیه بر جایگاه خود در بازار جهانی نفت، منابع مالی حاصل از درآمدهای نفتی و روابط گسترده با قدرتهای بزرگ، در حال ایجاد یک لایه امنیتی جدید در اطراف خود است؛ لایهای که حضور پاکستان و ترکیه به آن وزن نظامی و سیاسی بیشتری میدهد.
ماهیت پیمان نیز بیش از آنکه یک ائتلاف نظامی به معنای کلاسیک باشد، نوعی بازدارندگی نظامی با پشتوانه سیاسی است. همکاری در حوزههای دفاعی و امنیتی، تبادل اطلاعات، برگزاری رزمایشهای مشترک، هماهنگی مواضع و توسعه همکاریهای نظامی میتواند به تدریج ظرفیتهای مشترکی ایجاد کند که محاسبات امنیتی منطقه را تغییر دهد. بنابراین، سیاسی بودن پیمان به معنای بیاثر بودن آن در حوزه نظامی نیست.
در این میان، نقش سه کشور نیز یکسان نیست. تصور اینکه پاکستان …











